در جوامع امروزی ، به ویژه جوامع شهری ، استفاده از دوچرخه یکی از
مؤثر ترین راهها برای کاهش آلودگی است. لیکن آیا به نظر شما این کار در کشور ما
شدنی است؟ با عرض تأسف خیر، چون در کشور ما استفاده از دوچرخه یکی از خطرناک ترین
کارها است. در کشور ما متأسفانه تنها مکان ایمن برای دوچرخه سوار و اطرافیانش پیست
های دوچرخه سواری و بعضی از پارکهای کم یاب است. در غیر این صورت دوچرخه سوار
با خطر تصادف با اتومبیل در کوچه و خیابان
و اطرافیانش با خطر تصادف با دوچرخه در پیاده رو و کوچه ها روبرو هستند! در بسیاری
از کشورهای نه چندان دور با یک راهکار ساده این خطرات را تا حد زیادی کاهش داده
اند و آن استفاده از مسیر ویژه ی عبور دوچرخه سوار است که در امتداد خیابانهای
اصلی و فرعی کشیده شده است.

بدون شک این سوال به ذهن شما هم رسیده که آیا در جایی از کشور ما هم
میتوان از این راهکار به طور مؤثز استفاده کرد؟ باز هم متأسفانه خیر! به چند علت:

1- در کشوری که هنوز مردم آن حرکت بین خط ممتد نه از روی خط ممتد، سبقت و
تغییر خط صحیح و استفاده از راهنما را بلد نیستند، آیا ممکن است رانندگان محترم
وارد خط ویژه ی عبور دوچرخه سوار نشوند؟ حال اگر از نرده بجای خط کشی استفاده کنیم
خطر نصف میشود چون اکنون متخلفان ما فقط قشر محترم موتور سوار خواهند بود!
2- علت مهمتر و قابل توجه تر اینکه حال اگر مشکل اول وجود نداشته باشد،
این هزینه گزاف عریض کردن خیابان و مخارج جانبی چگونه جبران خواهد شد؟ آیا ترافیک
روانتر خواهد شد؟ یا آیا آلودگی کمتر خواهد شد؟ و باز هم حکایت تأسف بار خیر! به
نظر شما در کشور ما چند درصد از مرد از دوچرخه استقبال خواهند کرد؟ کمتر از 1 در
هزار! و به نظر شما چند درصد از مردم ما به این کار علاقه مند هستند؟ به جرأت
میتوان گفت بیش از 90 درصد!
به نظر شما راه حل مشکلات فوق چیست؟ برای مشکل اول چندین راه حل وجود
دارد ، که تا وقتی همه ی آنها همزمان اجرا نشوند ، مؤثر نخواهند بود مثلاً: الف)
ما در کشور در این زمینه خلاء قانونی نداریم ، پس میتوان گفت ؛ تشدید برخورد با
متخلفانی که از مسیر ممنوع عبور میکنند، بجای نرده کشی. ب) با فرهنگ سازی به
رانندگان بقبولانند که حق دیگران را حفظ کنند. که مهم ترین جا برای این کار
خانواده و مدرسه است، که میتوانند پایه ای این مشکل را برطرف کنند. اما مشکل دوم،
به نظر شما چرا با این میزان علاقه کمتر کسی خواهان استفاده از دوچرخه است؟ علت آن
هم غلط جا افتادن یک فرهنگ است.چرا وقتی کسی از دوچرخه استفاده میکند همه به دیده
تمسخر به او نگاه می کنند؟ آیا خود ما فرهنگ این را داریم که به این وصیله به
عنوان یک وصیله ی حمل و نقل، نه یک بازیچه نگاه کنیم؟ یکی از راههای مهم فرهنگ
سازی و البته بی فرهنگ سازی، سینما و تلویزیون است. در کشور ما و در فیلمهای ما یا دیوانه ای سوار
بر دوچرخه آواز میخواند یا کسی آب حوض میکشد و یا ،در یک نگاه عالی به دوچرخه،
ورزش میکند. در هیچ جایی از دوچرخه به عنوان یک وصیله ی نقلیه ی مفید یاد نشده
است. حال با ساختن یک تصویر ذهنی مقایسه کنید:

1- در یک کشور نه چندان دور پسری با دوچرخه و یک شاخه گل که در دست دارد
به سر قراری که با نامزد خود دارد میرود و هیچ اتفاق بدی نمی افتد.
2- درایران قول میدهم که اگر پسر با دوچرخه برای نامزدش سند ویلای کیش و
بابلسر هم ببرد به غرور دختر بر بخورد و با گفتن جمله ی کلیشه ای و نا تمام
«واقعاً که...» نامزدی را به هم بزند.
از این مسائل که بگذریم به قوانین نا نوشته در مورد دوچرخه خواهیم
رسید:

1- دوچرخه به عنوان وصیله ای برای نون خریدن ؛ فقط افراد زیر 15 سال حق
استفاده از آن را دارند.

2- دوچرخه به عنوان وزرش با لباس ورزشی و کلاه و... ؛ بدون محدودیت حتی
در پیاده رو.

3- دوچرخه به عنوان وصیله ی بازی ؛ ورود افراد بالای 12 سال ممنوع .

4- دوچرخه سواری برای دختران؛ تا سن 10 سالگی مجاز است.

5- مجازات افراد متخلف به این شرح است: زیر دیپلم فحش، دیپلم و فوق دیپلم
فحش با اشاره ی دست و...، افراد دارای مدارک بالا تر و سن زیر چهل سالگی فحش دادن
با اشاره ی دست و ... و درصورت بی خطر بودن پرتاب تخم مرغ و گرجه، افراد بالای چهل
سال فقط سر تکان دادن. ودر تمام موارد قطع رابطه و ممهور به مهر سبک سری کردن آنها
الزامی است.
حال قضاوت نوع رفتار و راه حل
مشکلات فوق به عقل سلیم شما واگذار میشود.
چند عکس دیگر:








تمامی مطالب این سایت برای دفاع از طبیعت است. پس هرگونه کپی برداری
از آن آزاد است. عزیزان میتوانند با ذکر نام و آدرس سایت ما (عصر طبیعت) http://nature-age.mihanblog.com ما را
در این هدف یاری کنند.
نوشته شده توسط : فرشید احمدی