در این وبگاه مطالب علمی، آهنگ های ویژه (قدیمی و جدید و تیتراژ) مطالب کودکانه، طب سنتی، تصاویر جالب، کاریکاتور، شناختن مشاهیر، شعر، دانلود 3gp و amr ، نرم افزار موبایل، کتاب و مقاله، مطالب آسمانی، گل و گیاه و مطالبی در مورد گیم و خودرو ارائه می شود.

فرشید احمدی

جستجو

 

من باب تربیت فرزند

سه شنبه 24 خرداد 1390   03:27 ب.ظ


نوع مطلب :

هدف از این نوشتار زیر سوال بردن اشتغال بانوان و یا دنبال کردن مسائل و مباحثی همچون فمنیست نمی باشد بلکه هدف گوشزد و هشداری است برای همه کسانی که به عنوان پدر و مادر زیر بار سنگین مسئولیت تربیت فرزندان می باشند و از بزرگی این بار غافلند!

 یکی از آسیب های اجتماعی که چند سالی است متأسفانه در جامعه روز به روز در حال افزایش می باشد رها سازی کودکان و نوجوانان به حال خود از طرف پدران و مادران می باشد که این قضیه در خانواده های بی سرپرست، بدسرپرست، خانواده های طلاق و حتی خانواده هایی که دارای مادران شاغل می باشند بیشتر مشهود می باشد.


فرصت بیشتری برای فرزندان خود بگذاریم
هدف از این نوشتار زیر سوال بردن اشتغال بانوان و یا دنبال کردن مسائل و مباحثی همچون فمنیست نمی باشد بلکه هدف گوشزد و هشداری است برای همه کسانی که به عنوان پدر و مادر زیر بار سنگین مسئولیت تربیت فرزندان می باشند و بایستی با کمی دقت و تأمل در رفتار و کردار و فرصت بیشتر گذاشتن برای فرزندانشان آنان را در جهت ارتقاء شخصیت و آرمان هایشان به سرانجام برسانند.


قلب کودک همچون زمینی خالی است...
همان طور که می دانید اول عاملی که در تربیت مؤثر می باشد ماده مساعد برای تربیت می باشد؛ امیر المؤمنین (ع) در قسمتی از نامه 31 نهج البلاغه می فرمایند: « قلب الحدث كالارض الخالیه ما القی فیها من شیء قبلته؛ قلب كودك چونان زمین خالی است كه هر بذری در آن بریزید رشد خواهد كرد.» (نهج البلاغه، نامه 31)


بهترین زمان برای تربیت کودک هفت سال اول زندگی
همه روانشناسان و مربیان تربیتی بر این باورند که دوران کودکی بویژه 7 سال اول زندگی بهترین زمان برای تربیت کودکان است و این زمان دقیقا همان زمانی است که مادران شاغل کودکان خود را به دست مهدکودک ها و تحت تربیت خاله ای قرار می دهند و یا اینکه در خانواده های بدسرپرست و بی سرپرست این کودکان مورد غفلت پدر و مادر قرار می گیرند.


مهربانتر از پدر و مادر کیست؟
اما نکته ای که در این میان مورد توجه واقع می شود این است که از مادر و پدر مهربانتر کیست که بتواند شیوه زندگی و رفتار را در اوان دوران کودکی به وی بیاموزد؟ مگر نه این است که کودکان، پدران و مادران خود را الگوی رفتاری خود قرار می دهند؟ آیا حقیقتاً رها سازی کودکان در اولین سالهای زندگی باعث بوجود آمدن استقلال شخصیتی آنان می شود یا به عکس روحیه انتقام جویی از پدر و مادر را در کودکان زنده می گرداند؟


رها سازی فرزندان؛ تقویت روحیه انتقام جویی در فرزندان
کارشناسان بر این باورند که رهاسازی کودکان در هنگامی که آنان نیاز شدید عاطفی و روحی به پدر و مادر دارند و در انجام کارهای شخصی خود ناتوان هستند، سبب تقویت روحیه انتقام جویی در کودکان می شود به این ترتیب که دقیقا در زمانی که پدر و مادر به جهت کهولت سن دچار ناتوانی می گردند فرزندان این ناتوانی و نیاز را نادیده گرفته و آنان را به دست خانه سالمندان و پرستاران آن می سپارند.


عدم احساس امنیت و آرامش در دوران کودکی
دومین عامل تربیت، شرایطی است که ماده مساعد در آن تربیت می شود، وقتی که شرایط و محیط تربیت کودک در خارج از خانه و به دور از هر گونه آرامش و امنیت خاطری صورت بگیرد آن وقت است که کودک احساس امنیت و آرامش خود را از دست داده و همیشه نگران این است که مبادا مادر یا پدر او را تنها بگذارند که به دنبال این قضیه وابستگی شدید کودکان و نوجوانان به پدر و مادر به وجود می آید.


غفلت پدر و مادر چاشنی انحراف نوجوانان
البته این وابستگی دیری نمی پاید و در هنگام بلوغ نوجوانان این وابستگی به ارتباط با دوستان مبدل می گردد.
که در این مرحله نیز اگر باز غفلت پدر و مادر چاشنی دوست یابی نوجوانان گردد چه بسا که زوال و انحطاط فرزند خویش را به دست خود رقم زده اند.
سومین عامل تربیت، مربی است.
مهربانتر، دلسوزتر از پدر و مادر بر فرزند خویش چه کسی می تواند باشد، کسی که تمام ناتوانی ها و مشکلات و ضعف های فرزند را قبول می کند و او را یاری می دهد تا بر پای خود بایستد؟


پدر و مادر همچون کوه بایستی پشت و پناه فرزندان باشند
وقتی کودک از لحاظ عاطفی و روانی دست های محبت پدر و مادر را با تمام وجود احساس کند و بداند که پدر و مادر همچون کوهی استوار پشت و پناه او در تمام خستگی ها و دلواپسی ها هستند مگر می شود که این فرزند دیگر خود را گدای محبت دیگران بداند؟
آری اگر پدران و مادران امروز، همچون پدران و مادران دیروز ذره ای از محبت خویش را از فرزندانشان دریغ نمی کردند، شاید هم اکنون شاهد این همه ناهنجاری و آسیب در سطح جامعه بخصوص در کودکان و نوجوانان نبودیم؟
اگر پدران و مادران امروز ارزش های زندگی هاشان را بر مادیات و تجملات دنیایی پایه ریزی نمی کردند شاید آن وقت بود که می توانستیم امید داشته باشیم که تربیت فرزندان در اولویت کاری آنان قرار گیرد؟
اگر قدری در دانسته ها و نوشته های دینی مان دقت و تأمل داشته باشیم، خواهیم فهمید مطلبی كه در كودكی به انسان آموخته می‌شود گویا بر روی سنگی حك می‌شود و تا پایان عمر در ذهن باقی خواهد ماند.
به امید روزی که همه پدران و مادران تربیت فرزندانشان از خود فرزندانشان برایشان عزیزتر گردد.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

نگاهی به تمدن عجیب « مایا» ها و تقویم شگفت انگیزشان

سه شنبه 24 خرداد 1390   03:24 ب.ظ


نوع مطلب :

در سال 1839 میلادی فردی کنجکاو به نام " جان ل. استیفنس(2)" که در زمان خود از معدود افرادی به شمار می رفت که در مورد شهرهای متروک مایاها خوانده بود، به همراه دوست خود " فردریک کتروود(3)" با سفر به جنگل های انبوه دهکده " کوپن(4)" واقع در هندوراس و در نزدیکی مرز گواتمالا، با تحمل رنج و سختی بسیار موفق به کشف دوباره شهرهای افسانه ای این قوم از زمان یورش اسپانیایی ها به آمریکای مرکزی شد. همزمان با انتشار سفرنامه استیفنس و آگاهی عموم از وجود تمدنی درخشان در اعماق جنگل های آمریکای مرکزی، طرح سؤالات پیرامون منشأ آن آغاز شد، چرا که هیچ کس تصور نمی کرد بومیانی که پیشرفته ترین سلاحشان در مقابل مهاجمان غربی تبرزین بود، دارای نیاکانی متمدن آن هم هم تراز و حتی پیشرفته تر از پدران خود آنها باشند.

سکونت گاه مایاها
 

سکونت گاه های اصلی مایا شامل نواحی جنوبی مکزیک، گواتمالا، و قسمت هایی از کاستاریکا و هندوراس بوده است. اغلب مردم از طریق کشاورزی و بازرگانی امرار معاش می کردند. سیب زمینی، آووکادو و نوعی سیب زمینی شیرین محصولات عمده کشاورزی آنها را تشکیل می داد، ولی غذای اصلی آنها ذرت وحشی بود که به آن ذرت مقدس هم می گفتند.
مایاها دارای رسومی عجیب و در پاره ای موارد دردناک بودند. آنها جمجمه فرزندان خود را در دوران شیرخوارگی با بستن آن در میان دو قطعه چوب، تخت و هموار می کردند، و نیز با قرار دادن گلوله ای از موم میان دو چشم خود، آنها را از ظاهر طبیعی خارج یا اصطلاحاً چپ می کردند. آنان همچنین با گذاشتن پارچه های داغ بر روی صورت، از رشد ریش خود جلوگیری به عمل می آورند. کاهنان مایا، در مواقع خشکسالی کودکان و مردان جوان را قربانی خدای باران می کردند. این نگون بختان به طور زنده، و یا گاهی با بدن های تکه تکه شده، به درون چاهی پر از آب به عمق بیست و چهار متر پرتاب می شدند تا بلکه رضایت این ایزد غضب آلود جلب شده و دگر باره باران بر زمین های تشنه قوم ببارد.


خط تصویری مایا
 

مایاها مانند مصریان از خط تصویری (هیروگلیف) استفاده می کردند. آنان نوشته های خود را بر روی پوست درخت انجیر می نگاشتند و آنها را به شکل آکاردئونی صحافی می کردند. در حال حاضر فقط 208 صفحه از دست نوشته های آنها باقی مانده است که در موزه ها و گوشه و کنار دنیا نگهداری می شود. بسیاری از کتاب های آنان طی دادگاهی در قرن هفدهم میلادی به فرمان اسقف" دیگو دو لاندا(5)"، به عنوان کتاب های مایا توسط اسپانیایی ها به اروپا آورده شده بود، چرا که این کتاب ها کمک شایانی در رمزگشایی این خط کرد. آنها دارای دو سیستم عددی خاص بودند. اعداد آنها از نقطه و خط تشکیل می شد که در آن، نقطه در بالای خط قرار می گرفت. به عنوان مثال برای عدد 1، یک نقطه، عدد 2، دو نقطه و برای عدد 5 از یک خط تیره استفاده می شد. بنابراین عددی مانند 18 به صورت سه خط تیره با سه نقطه بر بالای آن نوشته می شد. آنان همچنین به طور شگفت انگیزی در محاسبات خود از عدد صفر نیز استفاده می کردند، که یکی از عوامل مهم انجام چنین محاسبات دقیقی بوده است.
از تقویم بسیار شگفت انگیز مایاها بدانید. تقویمی که تا چهارصد میلیون سال آینده را به دقیق ترین شکل ممکن محاسبه کرده بود! تاریخ آغاز آن برابر با 3113 سال قبل از میلاد است! آنان طول دقیق یک سال خورشیدی را 365/2420 می دانستند که بسیار نزدیک به محاسبات امروزی ما 365/2422 است! تقویمی که اساس آن بر حسب گردش سال بوده و هر 374 هزار سال یک بار تکرار می شده است. آنها این قاعده را در ساختمان اهرام نیز لحاظ داشته اند، بدین ترتیب که در هر روز یک پله و در هر ماه یک سکو اضافه می شده، و چون هرم دارای چهار طرف است، در نتیجه مجموعاً 364 پله ساخته می شده که با آخرین سکویی که بر بالای معبد قرار می گرفته است، جمعاً 365 پله برابر با 365 روز سال می شده است. یک سال خورشیدی مایا شامل هیجده ماه بیست روزه، و پنج روز برای انجام مراسم مذهبی خاص پایان سال بوده است.
در اخترشناسی نیز مایاها پیشتاز دنیای باستان بودند. رصدخانه سه طبقه" چیچن(6)" با سقفی گنبدی شکل، بسیار شبیه رصدخانه های امروزی ماست. آنها آگاهی کاملی نسبت به زمان گرفت های خورشید و ماه، سیستم منظومه شمسی و صور فلکی داشتند. منجمان مایا بر این باور بودند که اقتران سیارات منظومه شمسی در تاریخی برابر با سال 2012 میلادی، باعث نابودی تمدن در اثر به زیر آب رفتن خشکی ها می شود. اقتران پدیده ای نجومی است که در آن سیارات به گونه ای آرایش می یابند که همگی به همراه خورشید در یک راستا قرار می گیرند. امروزه می دانیم که بروز این پدیده ایجاد اختلالاتی در خورشید از قبیل افزایش طوفان های خورشیدی و نیز به وجود آمدن تغییراتی در میدان مغناطیسی آن می شود. نتیجه این تغییرات، تأثیر آن بر سنگ های مذاب پوسته زمین و ایجاد فشارهای بیش از حد است که سبب وقوع زلزله های مهیب بر روی زمین، بالا آمدن سطح آب دریاها و سرانجام به زیر آب رفتن خشکی ها می شود؛ فاجعه ای که مایاها اعتقاد دارند در گذشته های دور هم رخ داده است.


منشأ قوم مایا
 

هیچ کس به درستی نمی داند مایاها از کجا آمده اند. عده ای معتقدند که آنها از سیبری و با گذر از جزایر آلئوسین وارد آلاسکا شده اند و سپس به سمت آمریکای مرکزی حرکت کرده اند. عده ای نیز آنها را از اهالی جزایر پولینزی واقع در اقیانوس آرام می دانند. برخی به واسطه وجود تصاویری شبیه به فیل در میان نقوش آنان، هندوستان را مسکن اولیه این قوم می دانند. حتی پاره ای شباهت ها نیز میان سبک بناهای آنها با بناهای جنوب شرقی آسیا، به ویژه کامبوج وجود دارد.
در میان کاندیداها نام " آتلانتیس" نیز دیده می شود. گروهی از محققان عقیده دارند اهالی آتلانتیس پس از به زیر آب رفتن آن قاره، به سوی آفریقا و آمریکای جنوبی مهاجرت کرده و تمدن های مصر باستان و مایا را پایه گذاری کرده اند. ساخت هرم های بزرگ و دفن پادشاهان خود در آنها، از اشتراکات بارز میان مصریان و مایاهاست که باعث طرح این نظریه شده است.
براساس افسانه های مایا، آنها در ده هزار سال قبل دارای تمدن بسیار پیشرفته ای بوده اند. در داستان های آنها از مردمانی سفید پوست سخن به میان رفته که سوار بر کشتی هایی به شکل مار، به آن ناحیه وارد شدند. این مردم لباس های عجیبی به تن داشته و به پیشانی خود نیز علامتی شبیه به مار بسته بودند. بومیان این تازه واردان را " چین(7)" خطاب کرده، و نام محلی را که آنان از کشتی پیاده شدند " تمونه چن(8)" نهاده بودند.


چنین به نظر می رسد که زمانی بیگانه ای در بین قوم مایا ظاهر شده باشد. مایاها او را " کوکولکن(9)" ( مارپردار) و مکزیکی ها" کوتزال کو آتل(10)" ( کوتزال- مار مرغ آسا) می نامیدند. به روایتی، وی یک اسیر جنگی بود که مایاها قصد قربانی کردن او را داشتند، اما با خوش شانسی موفق شد از مخمصه جان سالم به در ببرد. پس از این واقعه، مایاها به وی چون یک خدا نگریستند؛ کوکولکن فرمانروای این قوم شد و به آموزش علوم و فنون به مردم پرداخت. روایت دیگری نیز وجود دارد که وی را مسافری از ستارگان می داند. در مکزیک و در معبد کتیبه ها، سنگ قبری کشف شده که بر روی آن تصویری از کوکولکن حک شده است، و بنابر تفسیر باستان شناسان، وی را در حال سفر به جهان پس از مرگ نشان می دهد. به هر حال این بیگانه هر که بود، به نظر می رسد نقش غیرقابل انکاری در شکوفایی تمدن مایا داشته است.
متأسفانه این که مایاها به کجا رفته اند نیز به صورت معمایی حل نشده باقی مانده است. ثابت شده شهرهای آنان به خاطر قحطی و بیماری، بلایای طبیعی یا جنگ و خونریزی از بین نرفته، بلکه ساکنانشان آن مناطق را ترک کرده اند. حال کدام عامل باعث شده ملتی، شهرهایی با آن معابد و اهرام بزرگ، باغچه ها و آب نماهای زیبا، خیابان های عریض و سنگفرش شده، استادیوم های ورزشی، سیستم فاضلاب و آب رسانی پیشرفته و ... را رها کرده و و به مکانی نامعلوم مهاجرت کنند؟ و چگونه یک اجتماع دور افتاده از دنیای متمدن قدیم، به چنین سطحی شگفت از معرفت و دانش دست یافته و همه باستان شناسان و دانشمندان را حیرت زده کرده است؟ مردمانی اسرارآمیز با سرآغاز و سرانجامی نامعلوم، که خود را اربابان زمین نامیدند. به راستی آیا زمان بازنگری در کتاب تاریخ بشر و شکل گیری تمدن آن فرا نرسیده است؟


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

آلوئه ورا چیست؟

سه شنبه 24 خرداد 1390   03:22 ب.ظ


نوع مطلب : پزشکی ،گل و گیاه ،

درباره خواص دارویی و درمانی گیاهانی که در طبیعت یافت می شوند، بسیار شنیده ایم و گاهی اوقات از این معجزه های شگفت انگیز طبیعی حیران شده و دیده ایم که خواص درمانی این گیاهان اگر بیشتر از داروهای شیمیایی نباشد، کمتر نیست. در ضمن، گیاهان دارویی نسبت به داروهای شیمیایی عوارض جانبی کمتری دارد. گیاه «آلوئه ورا» هم یکی از این گیاهان شگفت انگیز است که با داشتن خواص مفید و توانایی های درمانی متعدد، به بهبود بسیاری از بیماری ها کمک می کند.

آلوئه ورا چیست؟
 

این گیاه که به آن «صبر زرد» هم می گویند، یک گیاه بادوام با گل های زرد است. برگ های نیزه ای و آبدار این گیاه تا حدود 50 سانتی متر بلند می شود و طول این گیاه به حدود 122سانتی متر می رسد. انسان ها از دیرباز با آلوئه ورا آشنا بوده اند و شواهد نشان می دهد که اولین گزارش مکتوب درباره این گیاه مربوط به چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح است که در نوشته های روی دیواره های غارها و کنده کاری های روی ظروف مربوط به مصر باستان کشف شده است. در افسانه های مصر باستان آمده که این گیاه چنان ارزشی نزد مردمان این سرزمین داشته است که برای حضور در مراسم پس از مرگ فرعون می بایست هدیه ای از برگ های گیاه آلوئه ورا تقدیم می کردند. همچنین درباره استفاده کلئوپاترا، ملکه زیبای مصر، از این گیاه برای حفظ زیبایی اش نقل می شود. گفته می شود که او هر روز برای در امان ماندن از آفتاب شدید مصر پوست خود را با آن ماساژ می داده است. مصریان حتی برای مومیایی کردن مردگان هم از آن استفاده می کردند. مصریان تنها کسانی نبودند که آلوئه ورا را می شناختند، بلکه درباره استفاده ارسطو از این گیاه نیز شواهدی وجود دارد. او مشاور اسکندر بود و به تشویق او اسکندر جزیره سوکوترا در اقیانوس هند را تصرف کرد؛ چرا که این جزیره به خاطر رشد زیاد گیاه آلوئه ورا مشهور بوده است. در آن زمان برای درمان زخم های سربازان سپاه اسکندر از این گیاه استفاده می شده است. آلوئه ورا در طب سنتی 5هزار ساله هندی نیز بسیار مورد استفاده قرار می گرفت. تمدن های یونانی، رومی، افریقایی ، مایایی، سرخ پوستان آمریکا و چینی ها نیز به ارزش این گیاه پی برده بودند. مسلمانان در برخی نقاط جهان پس از بازگشت از سفر حج این گیاه را بالای در خانه های شان آویزان می کنند. 96درصد از وزن این گیاه را آب تشکیل می دهد و مابقی شامل چربی های ضروری، آمینو اسیدها، ویتامین ها، املاح، آنزیم ها و گلیکوپروتئین است. آلوئه ورا دارای خواص گوناگونی است که همگی برای حفظ و بهبود سلامتی انسان و درمان بیماری ها کاربرد دارند. در اینجا به برخی از این ویژگی ها اشاره می کنیم:

آلوئه ورا سیستم ایمنی را تقویت می کند
 

اگر سیستم ایمنی بدن قوی باشد، می تواند از خود در برابر عوامل بیماری زا دفاع کند و اگر دچار جراحتی شود خودش آن را بهبود بخشد. بیماری های خودایمنی مانند ام.اس، لوپوس و آرتریت روماتوئید همگی ناشی از کارکرد نادرست سیستم ایمنی هستند. سرماخوردگی های مکرر، بیماری های پوستی، مشکلات گوارشی مانند ریفلاکس و التهاب روده می توانند نشانه ضعف سیستم ایمنی باشند. مکمل های آلوئه ورا حاوی مواد معدنی، ویتامین ها، آمینواسیدها، آنزیم ها و ریزمغذی های مفید بسیاری هستند که به بدن کمک می کنند در برابر عوامل بیماری زای خارجی از خودش دفاع کند. در واقع، وظیفه اصلی سیستم ایمنی تمایز قائل شدن بین عوامل بیماری زای خارجی و عوامل بی خطر داخلی است. به عنوان مثال، گلیکوپروتئین هایی که روی یک ویروس را می پوشانند به بدن تعلق ندارند و باعث بروز بیماری می شوند. وقتی سیستم ایمنی درست کار کند، می تواند بین این دو عامل فرق بگذارد و در برابر عوامل بیماری زای خارجی واکنش مناسب نشان دهد. ولی گاهی سیستم ایمنی نمی تواند این وظیفه را به درستی انجام دهد و بین دشمن ها و دوستان بدن تفاوتی قائل نمی شود. اینجاست که سیستم ایمنی به اشتباه، خود بدن را هدف قرار می دهد و به آن آسیب می رساند. در این حالت بیماری های خودایمنی بروز می کنند. گیاه آلوئه ورا دارای خواصی است که موجب می شود سیستم ایمنی درست عمل کند و عوامل بیماری زا را از خود بدن بازشناسد و در مقابل دشمنان خارجی بدن واکنش مناسب نشان دهد.

آلوئه ورا سرشار از ویتامین هاست
 

این گیاه دارویی منبع بسیار خوبی از انوع ویتامین هاست. به همین خاطر از آن در بسیاری از درمان های خانگی استفاده می کنند. ویتامین های موجود در آلوئه ورا برای کسانی که پرورش اندام کار می کنند و البته برای حفظ سلامتی عمومی بدن لازم است. ویتامین ها عملکردهای زیست شیمیایی گوناگونی دارند و می توانند مانند آنتی اکسیدان ها، هورمون ها یا واسطه های پیام رسان سلولی عمل کنند. آلوئه ورا ویتامین های B1,B2,B3,C,B6,B12,A,E و اسید فولیک را در خود دارد. البته این گیاه بیش از آنکه به طور مستقیم این ویتامین ها را به بدن شما برساند، به آن کمک می کند تا این ویتامین ها را از منابع دیگر بهتر جذب کند یا بسازد. آلوئه ورا به دلیل داشتن ویتامین C,A,E دارای خواص آنتی اکسیدانی است و می تواند اثر مخرب رادیکال های آزاد را خنثی کند. ویتامین های گروه Bو کولین در متابولیسم آمینواسیدها دخالت دارند و ویتامین B12,برای تولید گلبول های قرمز خون لازم است. اسید فولیک هم برای ایجاد سلول های خونی ضروری است. آلوئه ورا دارای آمینواسیدها، آنزیم ها، هورمون ها، لیگنین(یک نوع فیبر)، اسید سالیسیک، استرول ها، ویتامین ها، مواد معدنی و قندهاست. اگر شما قرص های حاوی ویتامین های موجود در این گیاه را مصرف کنید، پس از مدتی تغییر محسوسی در وضعیت خود حس خواهید کرد. ویتامین های موجود در آلوئه ورا خواص بسیار مفیدی دارند و وضعیت دستگاه گوارش را بهبود می بخشند.

آلوئه ورا سرشار از مواد معدنی است
 

مواد معدنی گوناگونی در این گیاه باارزش یافت می شوند که عبارتند از: کلسیم، کروم، مس، آهن، منیزیم، منگنز، پتاسیم، فسفر، سدیم و روی. این مواد معدنی برای حفظ سلامتی لازمند و ثابت شده که اثر یکدیگر را تقویت می کنند.


قندها در آلوئه ورا
 

این گیاه دارای دو مونوساکارید است. گلوکز و فروکتوز قندهای موجود در آلوئه ورا هستند که خاصیت ضد التهابی دارند. الوئه ورا همچنین دارای پلی ساکاریدهاست. پلی ساکاریدها به طور طبیعی در سلول های بدن یافت می شوند، ولی بدن در حدود 10سالگی تولید این نوع قندها را متوقف می کند و از این زمان به بعد قندها باید از منابع خارجی تأمین شوند. آلوئه ورا منبع بسیار خوبی برای تأمین پلی ساکاریدهاست. به خاطر وجود این قندها در آلوئه ورا این گیاه دارای خاصیت ضد التهابی و ضد ویروسی است. ترکیبات موجود در این گیاه موجب می شوند که ماکروفاژهای بدن بیشتر اینترفرون و اینترلوکین تولید کنند. این دو ماده از تکثیر ویروس ها جلوگیری می کنند. ماکروفاژها در واقع تمیز کننده های سیستم ایمنی هستند که می توانند تومورها و سموم شیمیایی را تجزیه کنند.

خواص درمانی آلوئه ورا
 

خواص درمانی این گیاه از دیرباز شناخته شده است و امروزه نیز مردم به اثرات درمانی آن ایمان دارند. فرآورده های آلوئه ورا طبیعی هستند، به همین دلیل مردم همیشه بر خواص درمانی مفید این گیاه تکیه می کنند. همان طور که گفتیم وجود ویتامین ها، مواد معدنی، آنزیم ها، هورمون ها، فاکتورهای رشد، آمینواسیدها و پروتئین ها در این گیاه ثابت شده است. برگ های گیاه آلوئه ورا دارای ماده ژل مانندی است که استفاده از آن به صورت موضعی برای درمان سوختگی ها و بهبود زخم ها مفید است. برخی از ترکیبات موجود در این گیاه موجب افزایش قدرت سیستم ایمنی و جلوگیری از رشد تومورها می شوند. گیاه آلوئه ورا دارای بیش از 200ماده مختلف است که همگی برای بدن بسیار مفیدند. مایع زرد رنگ و تلخی که از این گیاه استخراج می شود، می تواند به عنوان مسهل به کار رود.

ضایعات پوستی
 

بسیاری از ضایعات و زخم های پوستی، آفتاب سوختگی ها، بریدگی ها، آکنه و التهاب مخاط دهان با استفاده از ژل آلوئه ورا به صورت موضعی بهبود می یابند. استفاده از این ژل برای بهبود زخم های حاصل از جراحی مجاز نیست، چون بهبود زخم را به تأخیر می اندازد.

عفونت های دستگاه تناسلی
 

ترکیبات موجود در گیاه آلوئه ورا در درمان عفونت های دستگاه تناسلی موثر است.

هایپرلیپیدمی
 

آلوئه ورا برای کنترل این عارضه بسیار خوب ظاهر می شود. این حالت زمانی به وجود می آید که غلظت هر یک از چربی های پلاسمای خون افزایش می یابد.

دیابت
 

مواد موجود در این گیاه شگفت انگیز به بیماران دیابتی کمک می کند تا بهتر بیماری شان را کنترل کنند. مواردی که در بالا گفته شد، تنها اندکی از خواص درمانی این گیاه هستند. آلوئه ورا برای تسکین درد هم مفید است، به شما کمک می کند از شر خارش ها خلاص شوید و پوست تان را درخشان و شاداب نگه می دارد. بسیاری عقیده دارند که هیچ گیاهی روی زمین به اندازه آلوئه ورا این همه خواص درمانی شگفت انگیز ندارد در زیر به برخی دیگر از توانایی های درمانی این گیاه اشاره می شود:


*کاهش دهنده کلسترول خون
*اکسیژن رسانی بهتر به سلول ها
*تسکین دردهای آرتریتی و کاهش میزان التهاب در بدن
*جلوگیری از اثر تخریب کنندگی رادیکال های آزاد و ابتلا به بسیاری از بیماریها
*جلوگیری از تشکیل سنگ های کلیوی و حفاظت از بدن در برابر اگزالات موجود در چای و قهوه. شیره این گیاه مسهل است، ولی چون ممکن است موجب گرفتگی دردناک عضلات شود، غالبا مورد استفاده قرار نمی گیرد. با مصرف میزان کمتری از این شیره می توان از سنگ کلیه پیشگیری یا اندازه سنگ را کوچک تر کرد.
*بهبود و درمان اختلالات گوارشی (بیماری سندرم روده تحریک پذیر از جمله این بیماری هاست)
*کاهش دهنده فشار خون با برطرف کردن علت پرفشاری خون
*درمان سندرم خستگی مزمن
*کمک به سلامت دهان و دندان. دندانپزشکان براستفاده از فرآورده های این گیاه در حفظ بهداشت دهان و دندان تأکید دارند.
*استفاده از فرآورده های گیاه آلوئه ورا برای بیماران سرطانی که تحت شیمی درمانی هستند نیز مفید است. دیده شده که مصرف این گیاه حالت تهوع را که مشکل شایع بیماران درمانی است، کاهش می دهد.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

اگرازخستگی می نالید، بخوانید

سه شنبه 24 خرداد 1390   03:20 ب.ظ


نوع مطلب : پزشکی ،



غذاهایی که با خستگی بدن مقابله می کنند
درست غذا خوردن مساله بسیار مهمی است، خصوصاً برای افرادی که دچار احساس کوفتگی و خستگی زیاد می شوند. فرقی نمی کند که خستگی های شما ناشی از فشارهای زیاد روحی، جسمی و یا احساسی باشند. احساس خستگی و کوفتگی فقط در یک مقطع زمانی کوتاه شما را آزار نمی دهد، بلکه اگر درصدد درمان آن نباشید، اثرآن شدیدتر خواهد شد و بیماری های مختلف را درشما افزایش می دهد.
اما نکته اصلی این است که شما می توانید با خستگی مبارزه کنید، می توانید با هر لقمه ای که گاز می زنید آن را از بین ببرید. در اینجا به ذکر پنج نوع ماده غذایی فوق العاده که این قابلیت را دارند و البته هضم آنها را نیز بسیارآسان است، می پردازیم:

جو دو سر
 

جو دوسر در میان غلات بهترین است. پزشکان و متخصصان تغذیه برای بیمارانی که دیابت دارند، توصیه می کنند جودو سر بخورند، زیرا این ماده غذایی میزان قند خون را در حد نرمال نگاه می دارد.
جو دو سر با محتویات فیبری که دارد، سبب طولانی ترشدن عمر، جلوگیری از پرخوری در طول روز، از بین رفتن تنبلی، کندی و خستگی می شود.
فیبر موجود درجو دو سر، سبب هضم غذا می شود. به غیرازفیبر، جو حاوی مقدار قابل توجهی منیزیم، پروتئین و فسفراست. این سه نوع ماده مغذی، در بالا بردن سطح انرژی بسیار موثرند. علاوه بر این مواد جو دو سرحاوی ویتامین B1 است. این ویتامین در تولید انرژی نقش مهمی ایفا می کند. کمبود ویتامین B1 سبب کاهش انرژی و از دست دادن اشتها می شود. ویتامین B1 در چرخه تجزیه مواد غذایی و تبدیل آنها به انرژی موثراست.
بهتر است جو دو سر صبح ها خورده شود. در بین وعده های غذایی، صبحانه از بقیه مهم تراست، زیرا خوردن صبحانه، سبب تنظیم دوباره بدن و سوخت گیری آن می شود.

ماست
 

ماست غالباً به عنوان دسر استفاده می شود و سرشارازپروتئین است. از آنجایی که ماست بافت نرمی دارد، جذب آن توسط بدن بسیار سریع تر و آسان تر از سایر غذاهای سفت و منجمد انجام می شود. ماست حاوی مقدار زیادی پروبیوتیک است. پروبیوتیک از بدن در برابرعوامل بیماریزا محافظت می کند و باکتری های زیان آور را از بین می برد. پروبیوتیک ها نیز همانند فیبرها به هضم غذا کمک می کنند.
می توان آن را به عنوان یک عصرانه دلچسب یا اسنک قبل از رفتن به سر کار میل کرد، زیرا ماست این قدرت را دارد که سریعاً به شما انرژی بدهد. از ماست می توانید در کنارغذاهای دیگر نیز استفاده کنید، مثلاًَ سرمیزشام همراه با غذایی که می خورید یک پیاله ماست هم میل نمایید. البته بهتر است غذایی که به همراه ماست میل می کنید، منبع آهن غیرهم نباشد.
سعی کنید دست کم هفته ای سه بار ماست بخورید.بهتراست از ماست کم چرب استفاده کنید.


اسفناج
 

اسفناج سرشار از مواد مغذی و دشمن سرسخت خستگی می باشد و عملکرد بدن را به نقطه اوج می رساند. اسفناج نه تنها سرشارازآهن است، بلکه حاوی منیزیم و پتاسیم نیز می باشد.
اسفناج حاوی ویتامین C نیز هست که به جذب آهن کمک می کند.
منیزیم، یک ماده معدنی دیگر است که در تولید انرژی نقش عمده ای دارد و به طور مستقیم، بر روی سیستم اعصاب، گوارش و عروق کرونر تاثیر می گذارد. کمبود منیزیم در بدن موجب کندی ذهن و جسم می شود. علایم کمبود منیزیم دربدن عبارتند از عدم تعادل میزان قندخون، افسردگی، ضعف عضلانی، انقباض ماهیچه ها، تنش های جسمی، انرژی کم، خستگی، بدخوابی، گیجی و کاهش اشتها. برای جذب منیزیم، آهن، پتاسیم وویتامین C کافی در بدن، تا حد کافی، ازاسنفاج در کنار غذاهای خود استفاده کنید. شما می توانید اسفناج را بخارپزنموده و به همراه تخم مرغ، برای داشتن یک صبحانه کامل، میل نمایید. اسفناج بعد از طبخ بسیار نرم می شود و می توان از آن درکنارهرغذایی استفاده کرد.

آجیل و دانه ها
 

آجیل ها و دانه ها سرشاراز پروتئین و اسیدهای چرب امگا -3 هستند و بسته به نوع آجیلی که انتخاب می کنید، مقادیر زیادی منگنز، منیزیم، پتاسیم و فسفر دارند که تمامی این مواد تولید کننده انرژی هستند. دانه های کدوتنبل، بادام و فندق نیز منبع منیزیم می باشند که از خستگی و کوفتگی عضلات جلوگیری می کنند. تخم های گل آفتابگردان، کدو تنبل و بادام نیز با احساس خستگی مبارزه می کنند و موجب بهبود وضعیت خواب می شوند.
مصرف به اندازه و مرتب آجیل و دانه ها می تواند به سلامت جسم کمک بسیاری کند. شما می توانید مقداری آجیل در داخل کشو، جیب و یا کیف خود بریزید و هر از چند گاهی با احساس گرسنگی ازآنها میل کنید. به این ترتیب مطمئن می شوید که به جای استفاده از مواد غذایی بی خاصیت و در بیشتر موارد مضر، خوراکی سالمی میل کرده اید. مقدار مصرف آنها نیز بهتر است روزانه در حدود یک مشت کوچک باشد.

حبوبات
 

حبوبات را غذاهای معجزه گر می نامند که علاوه بر داشتن خواص فراوان، در صف اول مبارزه با خستگی و کوفتگی بدن قرار دارند. ترکیب غذایی حبوبات به گونه ای است که انرژی را به صورت پیوسته و ثابت به مصرف بدن می رساند. تمام انواع حبوبات، چربی بسیارکم، فیبر بالا و کربوهیدرات و پروتئین مناسب و مفیدی دارند. حبوبات حاوی پتاسیم، منیزیم، فسفر، مس و آهن هستند (البته آهن آنها در مقایسه با گوشت ها کمتر است و جذب کمتری هم دارد). پروتئین و فیبر موجود در حبوبات سبب ایجاد تعادل در میزان قند خون و کمک به هضم غذا می شوند و ازافزایش وزن نیز پیشگیری می کنند. حبوبات می توانند جایگزین های مناسبی برای گوشت قرمز باشند، اما میزان کالری آنها کمتر از گوشت است.
منیزیم موجود در حبوبات، سبب استراحت و آرامش اعصاب می شود، گردش خون را تنظیم می کند و خستگی های روحی و جسمی را از بین می برد.
حبوبات را در کنار همه غذاها می توان خورد، البته بهتراست حبوبات را یک غذای کامل به حساب آورید. مقداری روغن زیتون و کمی پودر سیر به حبوبات طعم بهتری می دهد و شما می توانید در هر وعده غذایی آن را با اشتهای بیشتری میل کنید.
درجمع بندی باید یادآوری نمود که در یک رژیم غذایی کامل و مناسب، رعایت تعادل و تنوع غذایی بسیار اهمیت دارد. به این ترتیب، لازم است از کلیه مواد غذایی از قبیل غلات، سبزیجات، میوه ها، لبنیات و گوشت ها در حد مناسب استفاده شود، ولی حبوبات را نیز به میزان کافی در برنامه غذایی خود بگنجانید


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

فک خزری

سه شنبه 24 خرداد 1390   03:17 ب.ظ


نوع مطلب :

فک خزری، تنها پستاندار شکارگر دریای خزر
 

همه چیز از روزی شروع شد که مرحوم دکتر هرمز اسدی هنگام قدم زدن کنار ساحل رودسر لاشه فکی را دید. اسدی که پس از 23سال به ایران بازگشته بود ، بادیدن این لاشه متعجب شد و به همراهش گفت:«مگر ایران فک دارد؟» و همین شد شروع تحقیقات درباره پستانداری که یکی از مهجورترین جانوران ایران است؛ تنها پستاندار شکارچی دریای خزر که نسلش روبه انقراض است و متاسفانه بعضی از هموطنان ما حتی از حضورش هم بی اطلاعند و تا همین امروز هیچ رسانه عمومی ای به طور جامع این حیوان را به مردم معرفی نکرده. مهندس مهین دخت دهدشتیان، همسر مرحوم اسدی می گوید که دیدن آن لاشه و لاشه های بعدی در سواحل خزر مقدمه ورود ایران به پروژه بین المللی فک خزری شد. مرحوم اسدی تا پایان عمر درباره این پستانداران نادر تحقیق کرد و در 19دی ماه سال1386در پروژه انتقال گوزن زرد، در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد. اسدی اولین بود اما آخرین نماند و دیگران راهش را ادامه دادند. این متن از روی نوشته ها، یادداشت ها و مقالات دکتر هرمز اسدی توسط سید علی اکبر رضوی بازنویسی و ویرایش شده و زیر نظر مهندس مهین دخت دهدشتیان و امیرحسین خالقی - از اعضای انجمن طرح سرزمین - بازنگری و به روز شده است.

ساکنان بزرگ ترین دریاچه جهان
 

همگان با پستاندار شکارچی خزر، از آب های گرم جنوب تا یخبندان شمال دریای خزر

سال هایی کمی دور تر فک های خزری بسیار ارزشمند بودند، البته ارزشی که به قیمت جانشان تمام می شد؛ آن قدر که به خصوص در مناطق شمال دریای خزر مردم فصل آمد و شد فک ها را به خوبی می دانستند تا سالانه ده ها هزار از آنها را شکار کنند. پوستشان بسیار گرم و قیمتی بود، از چربی شان روغنی می گرفتند که به عنوان سوخت یا برای تولید روشنایی و مصارف دارویی استفاده می شد. گوشت فک های بیچاره هم در مزارع پرورش روباه استفاده می شد تا از پوست همین روباه ها برای تهیه لباس های گران قیمت استفاده کنند. در حدود سال های1930تا1965میلادی آن قدر شکار آنها ادامه پیدا کرد که از سوی دولت های حوزه دریای خزر کشتارش ممنوع اعلام شد. این همه ماجرا نبود و مرگ و میر فک ها، غیر از شکار هم روزبه روز زیاد می شد. کاهش جمعیت این گونه طی 60سال گذشته و استمرار تهدیداتی که فک ها با آن مواجه اند باعث شد تا در سال 2008میلادی این پستاندار در فهرست سرخ اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت به عنوان گونه در معرض خطر انقراض معرفی شود؛ جانورانی که چون جزء آخرین حلقه های زنجیره غذایی در دریای خزرهستند، عملا زیر آب دشمنی ندارند و فقط در خشکی، نوزادانشان ممکن است شکار عقاب های دریایی یا گرگ شوند. ولی حالا بیشتر مرگ و میرآنها در آب است. در همان زیستگاه امنشان؛ آن هم نه به دست شکارچی ها بلکه با سموم شیمیایی و الودگی رودخانه هایی که از پساب کارخانجات صنعتی ناشی شده اند. البته یکی از دلایل اصلی از بین رفتن فک ها گیرکردن در تورهای ماهیگیری و دچار خفگی شدن است یا کشته شدن توسط ماهیگیرانی که فک ها را رقیب خود در ماهیگیری می دانند. این موضوع بیشتر در داغستان مشاهده شده که طبق تخمین های زده شده، هر ساله چندین هزار فک کشته می شوند یا در تورها از بین می روند. جالب است که این مشکل در ایران به دلیل تلاش های صورت گرفته بین متخصصان و ماهیگیران کمتر شده است.
دریای خزر همیشه دورتا دورش خشکی نبوده و روزگاری بخشی از دریای بزرگ «تتیس» بوده که دریاهای سیاه، آزوف و مدیرانه را شامل می شده. تغییرات زمین شناسی باعث می شود تا خشکی های جدید به وجود آید و خزر به عنوان بزرگ ترین دریاچه جهان بالای کشور ایران قرار گیرد. حالا خزر یادگار تتیس است و یکی از فرضیه های حضور فک ها در این دریاچه به همان زمان ها برمی گردد. البته فرضیه های دیگری هم وجود دارد؛ یکی هم اینکه فک ها از شمال و از طریق رود ولگا وارد خزر شده اند. گونه فک های خزری از همان روزهای تتیس از دیگر اعضای راسته پره پایان یاpinnipediaجدا شدند و با شرایط اقلیمی دریای خزر خودشان را تطبیق دادند. بدن دوکی یا بیضوی شکلشان هم به خاطر همین است که مانند ماهی ها به راحتی بر نیروی کشش مولکول های آب غلبه کنند و در آب شنا کرده و غذای مطلوبشان را شکار کنند. شکل بدن آنها باعث شده تا گردن از سروبدن متمایز نباشد و حتی عرض سراز گردن کمتر باشد، برای همین فک ها نمی توانند سرشان را زیاد بچرخانند. این باعث می شود وقتی فک ها به خشکی می آیند، همیشه رو به آب بخوابند تا به محض اینکه خطری احساس کردند، سریع وارد آب شوند؛ آبی که منبع اصلی زندگی آنهاست.
انگار همه چیز برای آسودگی فک ها در آب مهیا شده. بالاتر بودن تراکم وزنی آنها از آب هم باعث می شود تا به راحتی در آب غوطه ور شوند و برای رفتن به اعماق آسوده تر باشند. باله های میانی کوتاه و پره دار که پنج انگشت، با ناخن های بلند پنج تا ده میلی متری دارد به آنها در خزیدن روی یخ و خشکی و کندن لانه کمک می کند و سرعت شنا کردنشان را هم افزایش می دهد. از باله های عقبی هم که مثل پارو کشیده و دارای انگشتان بلند هستند، برای تغییر مسیر و کمک به شنا استفاده می کنند. این را هم که فک ها به راحتی در سرمای چندین درجه زیر صفر و یخبندان شدید به راحتی دوام می آورند مدیون تراکم موی بسیار بالا، در حد300تا500تار مو در هر سانتی متر مربعند و همین طور لایه قطور چربی ای که زیر پوست شان انباشته شده است؛ چربی هایی که البته در روزهای معتدل تابستانی ، برای روزهای کم غذا و سرد زمستان ذخیره شده است

خزر، گردشگاه فک
 

فک ها اهل سفرند. نمی توان گفت ایرانی اند یا روس یا قزاق یا ترکمن. تمام دریاچه پهناور خزر خانه آنهاست. گونه فک خزری یا Phoca caspicaسه دوره زندگی دارد؛«جفت گیری و تولید مثل»،«موریزان» و «چرا یا تغذیه». آنها دو دوره اول را که حدودا یک یا دو ماه طول می کشد، در یخ ها ی قطور سواحل روسیه و قزاقستان می گذرانند و برای گذراندن دوره چرا و رسیدن به منابع غنی باید بهار، تابستان و پاییز راهی آب های عمیق و معتدل جنوب دریای خزر و سواحل شمالی ایران شوند؛ جایی که پر است از دسته های بزرگ ماهی های کیلکا که یکی از منابع اصلی تغذیه فک به حساب می آیند. کفال های کوچک، نرم تنان، سخت پوستان و دیگر ماهیان کوچک کف دریا هم غذاهای دیگر فک ها هستند. البته نرم تنان و سخت پوستان کم و بیش زیر یخ های شمال خزر هم پیدا می شوند اما آن قدر جمعیتشان کم است که فک ها تا آخر زمستان حدود نیمی از وزن خود را از دست می دهند و ناگزیرند برای بازیابی چربی از دست رفته زمستانی شان راهی آب های جنوبی شوند. حالا فک های ضعیف و لاغر شده با جریان آبی که از ورودی رود ولگا تا جنوب دریای خزر ادامه دارد، همراه می شوند تا انرژی کمتری مصرف کنند. آنها باید تا آخر تابستان از طریق منابع عظیم کلیکا و کفال50درصد وزن از دست رفته خود را احیا کنند. فک ها آن قدر باید چربی و غذا ذخیره کننده که در شش ماه سرمای سخت زمستان با حداقل غذایی ای که شاید همان هم گیرشان نیاید ، هم جفت گیری کنند، هم تولید مثل و هم موریزان.
پاییز که از راه می رسد، سفر1000کیلومتری فک ها هم شروع می شود. اواخر آبان تا اوایل دی ماه (اوایل نوامبرتا اواخر دسامبر) فصل کوچ فک هاست؛ البته کوچ فک های باردار؛ چرا که فک هایی که شرایط زادآوری ندارند در آب های میانی یا جنوبی خزر در طول زمستان باقی می مانند. توده های بزرگ یخ و دماهای زیر صفر بهترین جا برای زادآوری و جفت یابی فک هاست؛ جایی که روی خشکی دشمن کمتری دارند و با خیال راحت می توانند توله هایشان را رها کنند یا ساعت ها زیر نور خورشید از آفتاب لذت ببرند و بغلتند تا موهایشان بریزد. زمستان های ملایم برای رسیدن به سرمای کافی، فک ها ممکن است تا شمال دریای اورال بروند اما سال های سردتر، نیمه شرقی و شمال غربی خزر هم یخ می بندد و برای زایمان مناسب می شود. ماده ها که باید جای نوزادانشان را آماده کنند، کمی زودتر از نرها می رسند. تا وقتی سرما و قطر یخ ها به اندازه کافی برسد، فک ها اطراف سواحل یخ زده و توده های شناور یخ گاهی پرسه می زنند تا شاید سخت پوستی شکار کنند و گاهی روی یخ ها استراحت می کنند و اگر خورشید باشد، آفتابی می گیرند. توده مناسب یخ با قطر کافی که پیدا شد، نوبت به ساخت فضایی شبیه لانه می شود تا فک های بارداری که تمام تابستان را به ذخیره کردن چربی گذرانده اند، .نوزادان خود را به دنیا آورند.

قصر یخی
 

اهل سفرچگونه می تواند لانه ای داشته باشد؟ برای بسیاری از جانداران لازم است تا وقت زایمان سرپناهی برای نوزادان خود مهیا کنند. وقتی زمان دنیا آمدن توله های فک فرا برسد و جای مناسبی نداشته باشند، ممکن است هم خیلی زود توسط پرندگان شکارچی و دشمنان دیگر شکار شوند و هم باد و توفان های سخت توله هایی را که هنوز شنا کردن و چریدن نیاموخته اند، به دریا بیندازد. فک ماده باید لانه ای دست و پا کند. کمی با دندان و کمی با پنجه هایی که باله های روی سینه دارد هر طور شده گودالی می کند و با توده ای از خرده یخ های تراشیده شده، برای اطراف چاله حصار کوتاهی می سازند. حفره ای که دهانه اش، 60-50سانتی متر قطر دارد و طولش به اندازه خوابیدن فک مادر است. وقتی از فضای به وجود آمده بین تکه یخ های بزرگ به عنوان لانه استفاده کرد، حفره هایی هم برای دسترسی به دریا وشکار حفرمی کند.
اکنون اواسط بهمن ماه است؛ یعنی ماه ژانویه رو به انتها رفته و ماه فوریه در روزهای آغازین خود قرار دارد. حالا فک مادر، با خیال آسوده، توله اش را بعد از 9تا11ماه بارداری در عمق قصر یخی اش به دنیا می آورد. نوزادها که اول کرک های سفید دارند و بعد از دو هفته با اولین موریزانشان موهای خاکستری تیره در می آورند، سه تا پنج هفته اول را فقط شیر می خورند. هر چند هرچه بزرگ تر می شوند، با موریزان های هر ساله بعد از جفت گیری، نرها تیره تر و ماده ها قهوه ای تر می شوند و همین می شود یکی از راه های تشخیص نر و ماده. اول ماده های تازه زایمان کرده و بعد جوان ترها و آخر سرهم نرها، موریزان می کنند. توله های سه، چهارکیلوگرمی ای که 65سانتی متر قدشان بود، اگر ماده باشند پنج تا هفت سال و اگر نر باشند، شش تا هشت سال بعد بالغ می شوند. و تا آخر عمر 20-15ساله شان، بین 50تا70کیلوگرم وزن و بین 1/1تا1/4متر طول بدنشان می شود. البته فک ها گاهی تا50سال عمر کرده و وزنشان تا100کیلوگرم هم می شود.
بهمن ماه که به پایان می رسد و آمدن بهار نزدیک می شود - یعنی اواسط فوریه - توله فک ها، کم کم باید از لانه خارج شوند و آماده یک کوچ چند صد کیلومتری. دریا - خانه جدید آنها - دنیای جدیدی پیش رویشان قرار خواهد داد؛ خانه ای که پذیرفتنش برای فک های جوان چندان هم دلخواه نیست. لایه چربی نوزادان که شکل می گیرد وقت رفتن به آب است. چند باری مادر، توله هایش را به آب می اندازد؛ ولی توله ها خیلی زود روی یخ ها برمی گردند. اما برای بقا، راهی جز زدن دل به دریای خزر نیست. بار آخر، دیگر این مادر است که وارد آب می شود و فک جوان هنوز مردد، لبه یخ باقی می ماند؛ تردیدی که ممکن است ساعت ها یا یکی دو روزی طول بکشد. اما سرانجام گرسنگی، امان او را می برد و راهی دریایش می کند. حالا دیگر فصل جفت گیری هم شروع شده و تعقیب و گریزهای دو - سه تایی نرها برای تصاحب یک ماده، صحنه زیبایی رقم می زند. آنها شدیدا با هم درگیر می شوند و برسر پیروزی، می جنگند! زیرا نهایتا فک ماده، نر پیروز را برای جفت گیری انتخاب می کند. توله فک ها از ترس اینکه زیر دست و پای فک های خشن شده نماند هم که شده، خود را به آب می اندازند و اولین تلاش هایشان را برای شکار شروع می کنند.

شکارچی های چرنده
 

درسراسر پهناورترین دریاچه دنیا، پستاندار شکارچی دیگری جز فک های خزری وجود ندارد؛ شکارچی هایی که برای غذا خوردن به چرا می روند. محققان از این نظر به غذا خوردن این پستانداران چرا کردن می گویند که در پهنه زیستگاه خود در پی طمعه دلخواهشان شنا می کنند، آن را انتخاب کرده و می بلعند. فک ها از لحاظ شنوایی، بینایی و بویایی بسیار ضعیفند و نمی توانند از این حواس در شکار خود استفاده کنند؛ آنها کوررنگند؛ چرا که فقط یک لایه لنزی روی عدسی چشمشان دارند و فقط رنگ سبز را تشخیص می دهند. بینایی آنها زیر آب آن قدر ضعیف است که حتی نسبت به طعمه مرده، عکس العملی نشان نمی دهند. حس بویایی فک ها هم فقط تا حدی است که بتوانند درخشکی، بوی شکارچی ای را که بادآورده حس کنند و بس. آنها گوش خارجی ندارند و همین شنوایی شان را کاهش داده. در خشکی فقط صدای بلند پرندگان دریایی را می شنوند و از مهلکه می گریزند. هر چند اگر لاله گوش هم داشتند، زیر آب به دردشان نمی خورد. چون وقتی وارد آب می شوند، ماهیچه ای حلقوی، کانال خروجی شنوایی را می پوشاند تا فشار آب در عمقی که به طور متوسط حدود40متر است و گاهی به 100متر هم می رسد، روی مغز اثرنگذارد .

فک ها با همه این ناتوانی، شکارچی های قهار و ماهری هستند و این توانایی را نه در حواس بویایی، شنوایی و بینایی که در ابزار خاص دیگری دارند. راز پیدا کردن طعمه به وسیله فک، در سبیل های اوست؛124تا138تار سبیل یک تا چهار سانتی متری که فک ها دو طرف لبشان دارند، جای دقیق طعمه را برایشان مشخص می کند. روی هر تا رسبیل فک، 100تار عصبی قرار دارد که کوچک ترین تلاطم را حس می کند و مکان و فاصله دقیق طعمه را تا فاصله پنج تا هفت متری مشخص می کند، حتی بعد از گذشتن 35ثانیه از عبور ماهیان. بعد، از عقب طعمه را دنبال می کند و با چهار دندان نیش اش، آن را مهار کرده و با کمک ماهیچه لب ها، زبان و دندان های دیگرش، می بلعد. این سبیل ها تنها ابزار تشخیص طعمه، برای فک ها هستند. از آنجا که رنگ خاص بدن فک ها باعث استتار و کاهش امکان دیده شدن توسط ماهیانی می شود که در سطحی بالاتر یا پایین تری از فک ها هستند، آنها با استفاده از سبیل های خود در اعماق دریا منتظر توده کیلکاها یا کفال ها می مانند؛ انتظاری که هر بار حدود15تا20دقیقه طول می کشد. اما فک ها چگونه می توانند در عمق دریا که فشار آب بسیار زیاد است، مدتی طولانی بمانند؟
حجم بزرگ ریه، هموگلوبین زیاد و ساختار ماهیچه؛ فک خزری، توانایی ماندن طولانی مدت زیر آب را مدیون داشتن این سه خصوصیت است. حجم بزرگ ریه، هر بار هوای زیادی را در خود ذخیره می کند تا حیوان با خیال راحت، زیر آب دنبال غذای مطلوبش بگردد. هموگلوبین فراوان خون هم، ظرفیت نگه داشتن اکسیژن را بیشتر می کند. بافت ماهیچه ای فک ها هم به گونه ای است که مقدار زیادی اکسیژن را در خود ذخیره می کند و روی هم یک ذخیره مناسب برای یک غواضی نیمه عمیق فراهم می کنند. قلب هم در این میان شگفتی دیگری می آفریند. فک ها وقتی روی آب هستند، قلبشان 180مرتبه در دقیقه می تپد تا در فرصت کمی که فک در اختیار دارد، اکسیژن در ماهیچه ها جایگزین شود. وقتی هم که زیر آب می روند، این ضربان به 30بار در دقیقه می رسد تا اکسیژن ذخیره شده در بافت ها به آرامی مصرف شود.

مهمان های ناخوانده ویرانگر
 

نتیجه تحقیقات پروژه بین المللی فک خزری، هر چه بود و هست، نشان از دست درازی های بی ملاحظه بشر به طبیعت است. انواع و اقسام سموم و آفت کش هایی که زمین های کشاورزی را آباد می کند، وارد آب رودخانه ها و در نهایت باعث ویرانی دریای خزر می شوند. ترکیبات آلی کلره در ساختمان همه این سم ها حاضرند و به راحتی در بدن ماهی ها انباشته می شوند. فک ها هم ماهی های مسموم را می خورند و این ترکیبات پایدار را وارد بدنشان می کنند تا در چربی شان ذخیره شود. در زمستان چربی ها مصرف می شوند اما سموم کلره نه، و سال بعد، با خوردن ماهی های جدید، تراکم آن در بدن فک بیشتر از قبل می شود. آسیب دیدن سلول های بدن و تضعیف شدید سیستم ایمنی ، اثرناگزیر این ترکیبات است؛ طوری که بیماری های عفونی و ویروسی به خصوص ویروس کانین دستمر، به راحتی حیوان را از پای در می آورد.
ترکیبات اورگانوتین که برای تمیز کردن کف قایق ها و تورها استفاده می شود، مواد شیمیایی ای که در پساب کارخانجات بزرگ صنعتی مثل کاغذ سازی است و حشره کش ها قاتلان دیگر فک های خزرند. سالانه تعداد زیادی از فک ها در تورهای ماهیگیران گرفتار می شوند و چون نمی توانند به سطح آب بیایند، خفه می شوند. بعضی انواع تورها مثل آخان هم طوری است که بدن فک را زخمی می کند و عفونت خیلی زود حیوان را از پای در می آورد.
شانه دار ژله ای(Mnemiopsis leidyi)هم مهمان ناخوانده ویرانگر دیگر است؛ جانوری که در اصل زیستگاهش دریای سیاه است، نه خزر. اما همراه آب توازن کشتی ها(همان آبی که کشتی های نفتکش هنگام برگشت برای حفظ تعادل به جای نفت، بارکشتی شان می کنند) وارد دریای خزر شده و چون اینجا دشمنی نداشته، خیلی زود تکثیر شده و حالا دیگر نه تنها برای فک؛ بلکه برای تمام دریای خزر یک بحران به حساب می آید. غذای شانه دار ژله ای، تخم و لاروماهی ها، به خصوص کلیکاست و این یعنی کاهش تعداد کلیکاها و کم شدن ذخیره غذایی فک ها و در نهایت ضعیف شدن آنها در فصل سرما، پایین آمدن عمر و افزایش مرگ و میر.
ماهیگیرها هم میانه خوشی با فک نداشتند. آنها فکر می کردند. فک ها ماهی های آنها را می خورند. برای همین با نیزه یا چماق آنها را می کشتند یا مصدوم می کردند؛ در حالی که ماهی های بزرگی که در تور ماهیگران بودند، اصلا از گلوی نازک فک بیچاره پایین نمی رود. برگزاری کارگاه های آموزشی متعدد برای ماهیگیرها و توجیه آنها، کمک بزرگی به تغییر این باور اشتباه کرد و حالا حداقل، فک ها در ایران به خاطر ضرب وشتم ماهیگیران نمی میرند. هر چند آسیب های دیگری که فک ها را تهدید می کند، بسیار مهم تر از این است؛ از دست دادن زیستگاه های امن به خاطر توسعه های شهری در ساحل دریای خزر و اشغال شدن جزایر امن توسط انسان ها و همچنین مزاحمت کشتی های تجاری در شمال دریای خزر برای فک هایی که روی یخ ها هستند. معضلات جدی ایجاد کرده است. به نظر می رسد برای نجات سفیر دریای خزر از نابودی باید تدبیری حساب شده و دلسوزانه اتخاذ کرد.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

بزرگ ترین جاسوسان تاریخ

سه شنبه 24 خرداد 1390   03:15 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،

جاسوس ها نقش مهمی را در تحولات سیاسی مختلف در طول تاریخ بازی کرده اند؛ آدم هایی که با ظاهری ساده و معمولی و بدون اینکه شک کسی برانگیخته شود زندگی می کردند اما درحقیقت کارشان جابه جایی اطلاعات و اسناد مهم و فروش آنها به سازمان های اطلاعاتی کشورهای دیگر بود. بین این جاسوس ها، از بعضی ها به خاطر اینکه اطلاعاتی که از طریق کار جاسوسی آنها منتقل شده بود در نهایت منجر به مرگ هزاران نفر یا ضرر مالی زیاد به یک کشور شده بود، به عنوان بزرگ ترین جاسوسان تاریخ نام برده می شود؛ این مقاله شرح داستان و ماجرای خیانت افرادی است که بزرگترین جاسوس های تمام تاریخ لقب گرفته اند.‏

جاسوس هسته ای
 

‏"کلاوس امیلی جولیوس فوکس" انگلیسی- آلمانی الاصل و یک فیزیکدان نظری بود. او یکی از مشهورترین جاسوسان تاریخ است که طی سال های بعد از جنگ جهانی دوم اسرار بمب اتمی را به روس ها فروخت. بعد از آزمایش اتمی در لوس آلاموس او خیلی از اسرار و نکات آن آزمایش را در اختیار روس ها قرار داد. فوکی در شهر راسلشین آلمان به دنیا آمد و سومین فرزند از چهار فرزند اوترن پاستور فوکس و الس واگنر بود.‏
پدرش در دانشگاه لایپزیک الهیات تدریس می کرد. مادربزرگ و یک خواهر او خودکشی کرده بودند و تنها خواهر زنده اش هم به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا بود. کلاوس در جوانی به مدرسه سیاست لایپزیک رفت و در حزب جنبش دموکراتیک آلمان عضو شد. بعد از روی کار آمدن نازی ها به فرانسه فرار کرد اما در آنجا هم مدت زیادی نماند و به سرعت و با استفاده از روابط و نفوذ خانوادگی ای که داشت به بریستول انگلستان رفت. در سال 1937 کلاوس دکترای فیزیک هسته ای اش را از دانشگاه بریستول گرفت. با شروع فاجعه جنگ هانی او به انگلستان پناهنده شد و به همین دلیل به کمپ فرستاده شد و بعد از آن هم سر از کبک کانادا درآورد. فوکس تا سال 1940 آنجا ماند. دعوت پروفسور بورن بود که او را به انگلستان برگرداند. فوکس اول به ادینبور برگشت و بعد با رفتن به دانشگاه برینگهام وارد پروژه بمب اتمی بریتانیا شد. او در سال 1942 بالاخره تابعیت انگلستان را گرفت و به یک انگلیسی تبدیل شد. یک سال بعد هم به دانشگاه کلمبیای آمریکا رفت و در پروژه منهتن شروع به فعالیت کرد؛ پروژه ای که منجر به اولین آزمایش اتمی تاریخ شد.‏
قبل از اتهام جاسوسی، خیلی ها او را به خاطر محاسبات پیچیده و نقش مهمش در ساخته شدن بمب متهم می کردند؛ بمبی که در صحرای لوس آلاموس منفجر شد و تاریخ را تغییر داد. با این حال او در تمام این مدت کارهایش را به درستی انجام می داد تا جایی که روش های او برای محاسبات بمب اتمی به روش فوکس مشهور شد. نکته جالب اینجاست که فوکس طی سال های جنگ جهانی، هرگز به فکر جاسوسی برای آلمانی ها نیفتاده در حالی که آنها هم به شدت تلاش می کردند تا به بمب اتمی دست پیدا کنند. با پایان جنگ و طی سال های 1947 تا 1949 بود که اسرار و خط مشی های مطالعات روی بمب هیدروژنی را به روس ها فروخت. رابط و مأمور ویژه روس ها،یعنی الکساندر فکلیسوف شش بار بافوکس ملاقات کرد. او همچنین با دادن اطلاعاتی درباره مقدار اورانیوم تولید شده در آمریکا کار روس ها را برای محاسبه تعداد بمب های اتمی آمریکا راحت تر کرد. فوکس وقتی به عنوان مسؤول یک پروژه تحقیقاتی به انگلستان برگشت با مأمور سازمان جاسوسی شوروی آشنا شده بود. در ژانویه 1950 نیروهای امنیتی به جاسوس بودن فوکس مشکوک شدند و او به وسیله هارتلی شوکراس که قاضی دادگاه جنایات جنگی بود تحت تعقیب قرار گرفت و در خانه اش زندانی شد.‏
فوکس یک سال بعد به 14 سال زندان محکوم شد؛ مجازاتی که اصلاً انتظارش را نداشت. کلاوس فوکس در سال 1959 آزاد و به آلمان شرقی تحویل داده شد. اما باز هم دست از کارهایش نکشید و بعدها به کمک چینی ها رفت و به آنها کمک کرد تا بمب اتمی بسازند. فوکس مدتی بعد در آلمان شرقی به عنوان رئیس پروژه تحقیقات اتمی این کشور انتخاب شد و سرانجام در سال 1988 در شهر در سدن از دنیا رفت. ارزش اطلاعاتی که او از آمریکا به شوروی منتقل کرد بسیار زیاد بود؛ آن قدر که هانس بت فیزیکدان و برنده جایزه صلح نوبل درباره او می گفت: "فوکس کسی بود که واقعاً تاریخ را تغییر داد؛ هم با کمک به ساختن بمب و هم با جاسوسی برای روس ها". ‏

سمفونی اتمی
 

آنتون وبرن - یکی از تأثیر گذارترین آهنگسازان قرن بیستم - در لحظات پایانی جنگ به دست نیروهای آمریکایی کشته شد؛ در آن زمان ارتش آمریکا گزارش داد این قتل یک "اشتباه" بوده و به دلیل نقض حکومت نظامی صورت گرفته است اما حقیقت ماجرا چیز دیگری بود. وبرن در سوم دسامبر سال 1883 به دنیا آمد. او به عنوان مشهورترین آهنگساز سبک دوازده آوایی شناخته شده است. بعد از مرگش شایعات زیادی مطرح شد؛بعضی ها می گفتند که او فقط برای کشیدن سیگار از خانه اش بیرون رفته بود و به خاطر اینکه در ساعات بعد از حکومت نظامی بوده به اشتباه به قتل رسیده بود. اما بعدها گفته شد که کشته شدن او عمدی بوده چون وبرن از موسیقی برای انتقال اکتشافات ورنر هایزنبرگ در زمینه انرژی اتمی به کلاوس فوکس استفاده می کرده! اما چطور؟ طبق این ادعا هانس شربیوس، یکی از مقامات حزب نازی در سن 87سالگی به این موضوع اعتراف کرده بود. او در مصاحبه در بوینس آیرس گفته بود: "نازی ها پشت پرده تکنیک دوازده آوایی بوده اند. آنها به صورت عمدی و رسمی به وبرن ناسزا می گفتند تا وجهه ای غیرقانونی پیدا کند و در دید عده زیادی از مردم نباشد. به خاطر همین کسی به او شک نمی کرد".‏
شربیوس گفته بود: "این قطعات چیزی غیر از پیام های رمزی نبودند اما موسیقی خاصی به حساب می آمدند. مخاطبان خاص هم آنها را پذیرفته و مورد حمایت قرار داده بودند". انگار ماجرا از این قرار بود که ادوارد تلر-فیزیکدانی که از مشتاقان موسیقی وبرن بود- پیانوی نه فوتی ای را که در آزمایشگاهش در لوس آلاموس بود به فروش گذاشت و بدون آنکه بداند،اطلاعات هایزنبرگ را به فوکس رساند. فوکس مشتاقانه در مهمانی های تلر شرکت می کرد و از او می خواست قطعات وبرن را بنوازد. به این ترتیب رمز را می گرفت و كار تمام می‌شد.شربیوس در همان كنفرانس و ثابت كردن حرف‌هایش مشخص كرد كه این نت‌ها چطور یك شبكه ریاضی را تشكیل می‌دادند؛شبكه‌ای كه به زبان آلمانی رمز میزان آزادسازی نوترون در ایزوتوپ‌های 235 و 238 اورانیوم است. ‏

روزنامه نگار جاسوس
 

ریچارد سورج یكی از معروف ترین جاسوس های دنیاست كه در باكو، پایتخت فعلی جمهوری آذربایجان به دنیا آمده است. ریچارد جوان از همان ابتدا علاقه زیادی به شوروی داشت. او در سال 1914 در حالی كه فقط 19سال داشت داوطلبانه در جنگ جهانی اول شركت و در گردان دانش آموزی توپخانه صحرایی خدمت كرد. او دو سال درجنگ حضور داشت اما انفجار یك نارنجك باعث شد دو انگشتش را از دست بدهد. او به عنوان یك سرباز ساده در جنگ حضور داشت به علت شجاعت به درجه سرجوخگی ارتقا داده شد.ریچارد بعد از جنگ به دانشگاه هامبورگ و بعد دانشگاه كیل رفت و توانست با درجه دكترای علوم سیاسی فارغ التحصیل شود.‏
بعد از دانگشاه به عنوان یك روزنامه نگار مشغول كار شد. بعد از مدتی به فرانكفورت رفته و با همسر آینده اش آشنا شد و با كریستین گرلش كه یك كمونیست دو آتشه بود ازدواج كرد. بعد از ازدواج در سال 1924 آنها به مسكو رفتند و او به صورت رسمی به واحد روابط كمونیست در روسیه پیوست. بعد از آن به خدمت پلیس مخفی شوروی درآمد و تا سال 1929 در آنجا خدمت كرد. پس از آن او به طور رسمی به عضویت ارتش سرخ شوروی درآمد. یك سال بعد هم ریچارد سر از پكن درآورد تا اطلاعاتی درباره احساسات انقلابی مردم آن كشور جمع آوری كند.‏
البته در آن زمان او به عنوان ادیتور برای روزنامه های آلمانی و به خصوص روزنامه "فرانكفورت زیتونگ" كار می كرد. او در آنجا با دیگر روزنامه نگاران رابطه برقرار كرد. یكی از آنها روزنامه نگاری به اسم انگس مدلی بود كه سورج را با هتسومی اوزاكی كه در استخدام روزنامه اساهی شیمبون ژاپن بود آشنا كرد. او بعدها به شبكه جاسوسی سورج پیوست و یك زن دیگر به اسم هانانكوایشی را هم به این جمع اضافه كرد؛ البته به عنوان روزنامه نگار. ریچارد كه كارش را خوب بلد بود گزارشی از جنگ چین و ژاپن فرستاد كه باعث شهرت او شد. به همین دلیل در دسامبر همان سال به مسكو فراخوانده شد و برای ایجاد یك شبكه جاسوسی و سری به ژاپن فرستاده شد. برای اطمینان او را به آلمان فرستادند و او به عنوان یك روزنامه نگار آلمانی عازم ژاپن شد. ریچارد خودش را به عنوان یكی از طرفداران حزب نازی كه متحد ژاپنی ها بود معرفی می كرد.‏
در فاصله سال های 1933 تا 1934 او شبكه كاملی از جاسوسان را برای روس ها در ژاپن تشكیل داد. اوزاكی كسی بود كه با پوشش كامل و به عنوان یك ژاپنی اسناد سری را برای سورج كپی و خارج می كرد. ریچارد در سال 1941 تاریخ شروع جنگ را به روس ها اطلاع داده بود. با شروع جنگ ادامه كار و فعالیت برای او بسیار خطرناك شده بود. با این حال او به فعالیت هایش ادامه داد اما پلیس ضد جاسوسی ژاپن كه از وجود یک شبكه جاسوسی در این كشور با خبر شده بود شروع به جست و جو كرد. آنها با كنترل پیغام های رادیویی كه توسط شوروی استفاده می شد تعداد زیادی از پیغام های او را ردگیری و رمزگشایی كردند. همكار او اوزاكی در 14اكتبر سال 1941 و خود سورج چهار روز بعد به اتهام جاسوسی دستگیر و محاكمه شدند. ریچارد سورج به زندان سوگوم فرستاده شد.‏
روز هفتم نوامبر 1944 آخرین روز زندگی او بود؛ روزی كه به اتهام جاسوسی به دار آویخته شد. اتحاد جماهیر شوروی تا سال 1964 تأیید نكرد كه سورج برای آنها كار می كرده اما در آن سال با چاپ تمبر یادبود سورج از خدمات او قدردانی كرد.‏

جاسوس بدهكار
 

‏"آلدریچ هیزن آمس" در ایالت ویسكانسین آمریكا متولد شد. پدرش، كارلتون سسیل آمس یك استاد دانشگاه بود. آلدریچ بزرگ ترین فرزند خانواده اش بوده در سال 1941 به دنیا آمد. در سال 1952 پدر او به عنوان اپراتور در سازمان جاسوسی آمریكا ‏‎(CIA)‎‏ استخدام شد. یك سال بعد هم به همراه خانواده اش به جنوب شرقی آسیا اعزام شد.‏
آلدریچ تحصیلات مدرسه اش را در همان ویرجینیا به پایان رساند و كار برای سیا را از همان زمان در تعطیلات مدرسه و به عنوان مأمور تأسیسات شروع كرد. او بعدها به وسیله سیا به كار گرفته شد تا اینكه در سال 1962 رسماً به وسیله سازمان سیا به كار گرفته شد. هفت سال بعد او با یك مأمور زن به اسم نانسی سگبارت ازدواج كرد. آنها به تركیه اعزام شدند اما نانسی مجبور شد شغل دیگری پیدا كند چون مطابق قانون او و همسرش نمی توانستند برای یك دفتر و به طور همزمان كار كنند. مسؤولیت آلدریچ نفوذ در سازمان اطلاعات شوروی بود. او توانست به كمك یك هم اتاقی كمونیست، از عهده این كار بربیاید.‏
بعد از پایان مأموریتش در سال 1976 به واشنگتن برگشت و پنج سال بعد پست مهمی در مكزیكوسیتی به عهده گرفت. او دو سال در آنجا ماند و بعد به واشنگتن برگشت و در آنجا مسؤول بررسی اطلاعات رسیده از اتحاد جماهیرشوروی شد. آلدریچ آنجا به اطلاعات زیادی درباره جاسوسان آمریكایی در سازمان اطلاعات شوروی دست پیدا كرد. در سال 1985 آلدریچ از همسرش جدا شد و به خاطر این طلاق شدیداً بدهكار شد. بعدها و بعد از دستگیری معلوم شد كه او در آن سال ها دست به سرقت بانك هم زده است.‏
اما سرقت هم مشكلات او را حل نكرده و به این ترتیب او تصمیم گرفته بود اسناد 100مأمور سیا و تعداد زیادی از پروژه های سازمان جاسوسی آمریكا را به روس ها بفروشد. آلدریچ از طریق فروش این اسناد 7/2میلیون دلار به جیب زد؛ مبلغی كه ده ها برابر حقوق سالانه یك مأمور عادی سیا بود. آلدریچ در همین سال با ویتالی یوریچنكو آشنا شد. او یك افسر كی جی بی بود. ویتالی به آمریكا پناهنده شد و ترتیب كارهای آلدریچ را برای فروش اسناد داد. ویتالی بعدها به شوروی بازگشت. آلدریچ تا سال 1994 در سازمان سیا كار كرد. آمریكایی ها می دانستند كه فروش اسناد اتفاق افتاده و او را زیر نظر گرفتند. سرانجام آلدریچ در آستانه یك سفر كاری به مسكو بازداشت و به حبس ابد محكوم شد اما همسرش فقط به پنج سال زندان محكوم شد.‏
ماتاهاری معروف ترین زن جاسوس تاریخ است

زن فریبكار
 

‏"ماتاهاری" نام هنری "گرترود مارگارت زله" هنرپیشه هلندی تئاتر بود كه در خاك فرانسه برای آلمانی ها جاسوسی می كرد. او در هفتم اوت 1876 به دنیا آمد و در خلال جنگ جهانی اول توسط جوخه آتش در تاریخ 15اكتبر 1917 اعدام شد. این زن فریبكار مدت سه سال در فرانسه با فریب افسران فرانسوی اطلاعات مهم نظامی را از آنها می گرفت و برای دولت آلمان می فرستاد.‏
گرترود بزرگ ترین فرزند خانواده بود. او در 13سالگی مدرسه را رها كرد چون پدر و مادرش از هم جدا شده بودند. در 18سالگی به طرز عجیبی با یك افسر آلمانی ازدواج كرد. این افسر آلمانی در یك روزنامه اطلاعیه داده بود و به دنبال همسر مناسبی برای خودش می گشت. گرترود هم به این ترتیب با رودولف جون مك لئود آشنا شد و ازدواج كرد. اما مدت كوتاهی از این ازدواج نگذشته بود كه او از كاری كه كرده بود پشیمان شد چون رودولف یك الكلی بود و درآمد مشخصی هم نداشت. رودولف مدتی بعد برای ادامه زندگی به اندونزی رفت و گرترود را هم با خود برد.‏
نكته تأسف آمیز اینجا بود كه رودولف در آنجا دو زن محلی دیگر هم داشت و زندگی برای مارگارت جوان تیره و تار شد. گرترود دو سال با این شرایط زندگی كرد و در نهایت با یك افسر آشنا شد و فرار كرد و به یك گروه تئاتر محلی پیوست. همان جا بود كه اسم خودش را به ماتاهاری تغییر داد. در سال 1903 گرترود به عنوان یك اسب سوار سیرك به پاریس رفت. در آنجا او را به اسم لیدی مك لئود می شناختند. دو سال بعداو دوباره به حرفه سابقش یعنی اجرای نمایش برگشت و دوباره از اسم ماتاهاری استفاده كرد.‏
همین مسأله باعث شد كه او شهرت زیادی پیدا كند و با تعداد زیادی از آدم های نظامی و سیاستمدارهای مشهور آشنا شود. همین آشنایی ها بود كه زمینه كار او به عنوان جاسوس را فراهم كرد. یكی از افسران اطلاعات بریتانیا به او پیشنهاد كرد كه برای فرانسوی ها جاسوسی كند و او پذیرفت. البته فرانسوی ها چون شناختی از او نداشتند پیشنهادش را نپذیرفتند. ماتا هاری شیفته جاسوسی شده بود چون می توانست از موقعیت و شهرتش بهره زیادی برای جاسوسی ببرد. طی سه سال بعدی او برای آلمانی ها جاسوسی كرد و كسی هنوز نمی داند كه او چطور و به وسیله چه كسی وارد این كار شد. در همان سال آخر فرانسوی ها یك پیغام رادیویی از آلمانی ها را ردگیری كردند.آن پیغام حامل اطلاعات مهمی از یك جاسوس آلمان درباره قوای فرانسه بود.‏
در آن پیام او به عنوان جاسوس كد اچ-21 معرفی كرده بودند. به این ترتیب اداره ضدجاسوسی فرانسه دست به كار شد. آنها بقیه پیغام ها را دنبال و رمزگشایی كردند و در نهایت ماتاهاری در فوریه 1917 وقتی كه در اتاقش در هتل پلازا بود دستگیر شد. او خیلی زود محاكمه شد و دادگاه او را به خاطر دادن اطلاعاتی كه منجر به مرگ 50هزار سرباز شده بود به اعدام محكوم كرد.‏


نوشته شده توسط : فرشید احمدی