تبلیغات
زنال
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها

مقالات و اطلاعات رایگان همراه با محصولات ارزان قیمت .
هر روز یک کارت شارژ 10 هزار تومنی ایرانسل و یک 10 هزار تومنی همراه اول.

فرشید احمدی

جستجو

 

نامه ای به عزیز سفر کرده

دوشنبه 10 خرداد 1389   09:55 ق.ظ


نوع مطلب : آسمانی ،

آقا ببین دل من گرفته. نه فقط دل من، دل تمام جمع گرفته. قلبها شکسته، غمزده و خاموش اند. خورشیدی که از غرب طلوع کرده بود، در شرق غروب کرده. همه خسته اند. برای یقین این مردم چهارده تا ستاره بس نیست؟ چرا این مردم ناسپاسند؟ آقا، چرا باید؟ چرا شما هم که تمام زندگیتونو وقف حقیقت انکار نا پذیر دینمون کردی، باید قبل از اومدن حکومت عدل الهی بری؟ مگه چی میخواستی؟ حکومتت ، حکومتی که بنا نهادی، با حکومت مهدی فرق میکرد؟ خوب البته فرق هم داشت. اما کم کاری از شما نبود، از ما مردم قدر نشناس بود. حکومتی که شما میخواستید بنا کنه خود اسلام بود، اما چه میشه کرد، خیلی تنها بودید؟ شما خیلی تلاش کردید، اما همه مون بی چشم و رویی این مردم رو دیدیم.

هه! کسایی که دم از صداقت و اسلام میزدند، حالا نه همه شون ولی بیشترشون، حالا جیره خور کسایی اند که شما کلی زحمت کشید تا دستشونو از کشورمون کوتاه کنید. تا دیروز دم از دین میزدند، تو کوچه و بازار دست مردم رو میگرفتند. اما امروز معلوم شد مثل گرگی هستند که تو جلد میش رفتن. حالا که رو دست خوردن نقابشون افتاده دم از دموکراسی میزنند و میخوان کشف حجاب. آقا شما درست میگفتین منم موافقم ما مردم سالاری اسلامی میخوایم نه دموکراسی غربی.

و در پایان آقا، همیشه میگم لعنت به 14 خرداد.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

عملیات کربلای 5

دوشنبه 10 خرداد 1389   07:06 ق.ظ


نوع مطلب : آسمانی ،

مقدمه:


سنگینی شرایط دشوار پس از عملیات کربلای 4 ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب می کرد. عملیاتی که پیروزی آن تضمین شده باشد و ضمنا از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب عدم فتح کربلای 4 را جبران نماید.

ناحیه‌ی‌ مرزی‌ِ استراتژیك‌ شلمچه‌ در منطقه‌ی‌ شمال‌ غربی‌خرمشهر واقع‌ شده‌ كه‌ از جنوب‌ با اروند رود، از شمال‌ با منطقه‌ی‌عمومی‌ اهواز و از غرب‌ با مرزهای‌ بین‌ المللی‌ ایران‌ و عراق، محصورگردیده‌ است‌. وجود اروند رود در جنوب‌ آن‌، دریاچه‌ی‌ ماهی‌ و جزایربوبیان‌، ویژگی‌ نظامی‌ خاصی‌ را در این‌ منطقه‌ به‌ وجود آورده‌ است‌ وبه‌ خاطر نزدیكی‌ جغرافیایی‌ آن‌ با شهر صنعتی‌ بصره‌، از نظركارشناسان‌ نظامی‌، دارای‌ اهمیت‌ فوق العاده‌ای‌ بوده‌ است‌.

ارزشمند ترین منطقه موجود شلمچه بود که دشمن در آن مستحکم ترین مواضع و موانع را داشت، به طوری که عبور از آن ها غیر ممکن می نمود و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات کمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیر ممکن می ساخت؛ لیکن ضرورت غیر قابل انکار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم گیری پس از عملیات کربلای 4 سبب گردید که صرفا برای انجام تکلیف و با امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ کربلای 5 آماده شوند.

هنگام انتخاب منطقه عملیات کربلای 5، آنچه اوضاع را پیچیده تر می کرد، این بود که:

تنها انجام یک عملیات نمی توانست موثر باشد.
به علاوه عملیات باید با پیروزی توام باشد.
هم چنین سرعت عمل نیز نقش تعیین کننده ای در این عملیات داشت.

دشمن با توجه به اهمیت منطقه، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه، انجام هرگونه عملیاتی را غیر ممکن ساخته و فضای امنی را برای خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط اول خود سرکوب کند.

رزمندگان‌شجاع‌ سپاه‌ اسلام‌ در مرحله‌ی‌ اول‌ عملیات‌، با هجومی‌ مرگبار وغافل‌گیرانه‌ به‌ قلب‌ دشمن‌، در تاریخ‌ فردای‌ آن‌ روز، شلمچه‌ را آزادمی‌نمایند و با گسترش‌ عملیات‌ خود، هر لحظه‌ فاصله‌ی‌ خود را بابصره‌ كم‌ می‌كنند؛ به‌ طوری‌ كه‌ صدای‌ شلیك‌ مسلسل‌ها مردم‌ شهر راسراسیمه‌ به‌ خیابان‌ها می‌ریزد.

در دومین‌ مرحله‌ی‌ این‌ عملیات‌،رزمندگان‌ اسلام‌ با عبور از موانع‌ ایذایی‌ و بسیار محكم‌، هجوم‌ سنگین‌خود را علیه‌ مواضع‌ دشمن‌ شروع‌ می‌كنند كه‌ پاسگاه‌های‌ شلمچه‌،بوبیان‌ و كوت‌ سواری‌ در این‌ هجوم‌، آزاد می‌شود. رزمندگان‌ اسلام‌ باهجوم‌ دیگری‌ چندین‌ كیلومتر از جاده‌ی‌ آسفالته‌ شلمچه‌ ـ بصره‌ را آزادمی‌كنند و به‌ عمق‌ مواضع‌ دشمن‌ نفوذ كرده‌، خود را به‌ دژ فولادین‌بصره‌ می‌رسانند.

این‌ دژ توسط‌ كارشناسان‌ خارجی‌ احداث‌ شده‌ بودكه‌ دارای‌ خاكریزهای‌ مثلثی‌، هلالی‌، سنگرهای‌ مستحكم‌ بتونی‌ وموانع‌ ایذایی‌ سنگین‌ بود و ساخت‌ آن‌ پنج‌ سال‌ طول‌ كشیده‌ بود.

اولین خط دفاعی دشمن دژی بود که در یک سمت آن سنگرهای بتونی برای استراحت نیرو و در سمت مقابل، سنگرهای دیده بانی و تیربار با مهمات آماده و سنگرهای تانک احداث شده بود. این دژ، دشمن را از موقعیت ممتازی برای اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار می کرد. در پشت خط اول چند موضع هلالی شکل احداث، که قطر هر یک به 300 الی 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر می رسید.

در پشت مواقع هلالی، برای تردد و استقرار تانک، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانک می توانست با استقرار روی مواضع مشخص شده، کل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهد.
دومین خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث، و سیل بندی بود به عرض 205 و ارتفاع 4 متر که دارای موضع پیاده، کانال مواصلاتی و مواضع تانک بود. این سیل بند از جنوب جاده شروع می شد و به سمت اروند ادامه داشت.

سومین خط دشمن، خاکریزی بود به موازات خط دوم و دارای مواضع پیاده و تانک که در جلوی آن کانال َمتروکه ای به عرض 4 و عمق 2 متر احداث شده بود. چهارمین رده دشمن در پشت نهر دوعیجی قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندین موضع هلالی پی در پی، که بر توانایی دشمن برای مقابله و دفاع می افزود.

پنجمین رده دشمن در پشت نهر جاسم قرار داشت. ضمن آن که در حد فاصل خط چهارم و پنجم، قرارگاه دشمن، خصوصا قرارگاه تاکتیکی سپاه سوم (مقر فرماندهی لشکر11)، دارای مواضع مستحکمی بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجی، مرکز توپخانه، لجستیک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجی و مثلثی های غرب کانال زوجی بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمین را به شکل پنج ضلعی درآورده بود. که از استحکامات بسیار پیچیده ای بر خوردار بود.

گارد ریاست‌ جمهوری‌ عراق با فرماندهی‌ صدام‌ به‌ منطقه‌ اعزام‌ می‌شود وبی‌ درنگ‌ پاتك‌های‌ سنگین‌ خود را آغاز می‌كند؛ اما هر بار با تحمل‌شكست‌های‌ سنگین‌ وادار به‌ عقب‌ نشینی‌ می‌شود. در مرحله‌ی‌ سوم‌ عملیات‌، رزمندگان‌ اسلام‌ از كنار اروند به‌ مواضع‌دشمن‌ در محور نهر جاسم‌ هجوم‌ برده‌، یگان‌های‌ سر در گم‌ دشمن‌ را درعملیات‌ گاز انبری‌ گرفتار كرده‌ و تعدادی‌ از آن‌ها را كشته‌ یا زخمی‌می‌كنند و با عبور از نهر جاسم‌ و تسلط‌ بر پل‌های‌ ارتباطی‌، به‌ عمق‌مواضع‌ دشمن‌ نفوذ می‌كنند.


19 دی ماه سالروز عملیات كربلای 5 در سال 1365

رزمندگان‌ سپاه‌ اسلام‌ برای‌ آزاد سازی‌ مناطق‌ تحت‌ اشغال‌و دفع‌ تجاوز دشمن‌ و به‌ منظور دست‌یابی‌ به‌ اهداف‌ والای‌ خود، اقدام‌به‌ انجام‌ عملیات‌ كربلای‌ پنج‌ در این‌ منطقه‌ نمودند. این‌ عملیات‌ در تاریخ‌ نوزدهم‌ دی‌ ماه‌ 1365 با رمز مبارك‌ یازهرا(ع) در منطقه‌ی‌ شلمچه‌ و شرق بصره‌ آغاز می‌شود.


اهداف عملیات

منطقه شلمچه به لحاظ اهمیت سیاسی و نظامی آن، به عنوان یکی از معابر وصولی شهر بصره، همواره در زمره اهداف قوای نظامی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. در صورت تسلط بر این منطقه، جمهوری اسلامی می توانست برتری خود در جنگ را به اثبات برساند.


منطقه عملیات

منطقه عملیاتی شلمچه که در جنوب شرقی شهر مهم بصره قرار گرفته و تقریبا نزدیک ترین محور وصولی به این شهر به شمار می آید، به مناطق و محورهای زیر محدود می باشد:

از شمال، به آب گرفتگی جنوب زید.
از شرق، به دژ مرزی ایران و عراق.
از جنوب، به رودخانه اروند و اروند صغیر.
از غرب، به کانال زوجی و شهرهای تنومه و الحارثه.
این منطقه از تعداد زیادی نهر، کانال، خاکریز، جاده و .... تشکیل شده است که همه آن ها در بخش شمالی اروند قرار دارند. هم چنین، آب گرفتگیهای متعددی در این منطقه وجود دارند که از سوی ارتش عراق به عنوان موانعی در مقابل هر گونه نفوذ قوای جمهوری اسلامی ایجاد شده اند.


استعداد دشمن

منطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه لشکر 11 پیاده، 5 مکانیزه و 3 زرهی در این منطقه مستقر بودند.

با شروع عملیات، تعداد دیگری از لشکرهای عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند. این لشکرها عبارت بودند از:

الف – پیاده:
: لشکرهای 2، 4، 7، 8، 22، 32، 14، 15، 25، 18، 30، 29، 27، 28، 33، 20 و 35

ب – زرهی:
: لشکر های 6، 10 و 12.

ج – مکانیزه:
: لشکر 1.

د – گارد ریاست جمهوری:
: لشکرهای 1، 2، 3 و6.

در ذیل، تمام یگان هایی که به منطقه کربلای 5 اعزام شدند، بر حسب تیپ آورده شده است:

الف – پیاده:
: تیپ های 36، 4، 5، 29، 18، 19، 38، 39، 23، 22، 28، 45، 47، 48، 14، 44، 71، 72، 74، 75، 76، 78، 79، 81، 82، 83، 84، 88، 90، 91، 93، 94، 95، 96، 101، 102، 103، 105، 106، 107، 109، 111، 112، 113، 114، 116، 117، 118، 119، 120، 238، 412، 413، 417، 418، 421، 422، 423، 426، 428، 429، 430، 431، 435، 436، 437، 438، 439، 442، 443، 501 ، 502، 506، 603 ، 604، 605، 701، 702، 703، 704، 707، 801 و 805.

ب – زرهی:
: تیپ های 34، 6، 12، 26، 30، 16، 17، 42، 37 و50 و گردان تانک لشکر 11 پیاده.

ج – مکانیزه:
: تیپ های 27، 8، 20، 15، 25، 24 و 46.

د – گارد ریاست جمهوری:
: تیپ های 4، 5، 6، 7، 8، 16، 17 پیاده، 2 و 10 زرهی، 3 نیروی مخصوص و 11 کماندو.

هـ – نیروهای مخصوص:
: تیپ های 65، 66 و 68.

و – کماندو:
: تیپ های 1، 2 و 3 ستاد کل، هفت تیپ کماندویی از سپاه های هفت گانه و پنج گردان مستقل کماندو.

ز – توپخانه:
: 46 گردان.


قوای خودی

براساس موجودی 200 گردان نیرو، نحوه رزم به شکل زیر طراحی شد:

قرارگاه خاتم الانبیاءصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به عنوان قرارگاه مرکزی.

قرارگاه کربلا تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر 25 کربلا.
لشکر 41 ثارالله علیه‌السلام.
لشکر 31 عاشورا.
تیپ مستقل 33 المهدی (عج).
تیپ مستقل 18 الغدیر.
تیپ مستقل 48 فتح.

قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاءصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:

لشکر 17 علی بن ابی طالب علیه‌السلام.
لشکر 5 نصر.
لشکر 105 قدس.
لشکر 155 ویژه شهدا.
لشکر 21 امام رضا علیه‌السلام.
تیپ مستقل 57 حضرت ابوالفضل علیه‌السلام.
تیپ مستقل 12 قائم (عج).
قرارگاه قدس تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاءصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:
لشکر 27 محمد رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم.
لشکر 7 ولی عصر (عج).
لشکر 8 نجف اشرف.
لشکر 14 امام حسین علیه‌السلام.
لشکر 32 انصارالحسین علیه‌السلام.
تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم علیه‌السلام.

هم چنین، گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار، تیپ 20 زرهی رمضان و تیپ توپخانه 15 خرداد تحت امر قرارگاه خاتم الانبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بودند. در مجموع، 24 گردان توپخانه، آماده آتش وجود داشت.
در جریان عملیات نیز قرارگاه عملیاتی نوح و تیپ های مستقل 110 خاتم الانبیاءصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و 22 بدر به نیروهای عمل کننده ملحق شدند.


نتایج عملیات کربلای 5

عبور از موانع نفوذ ناپذیر دشمن در شرق بصره و حضور در حومه این شهر به گونه ای اهمیت یافت که متعاقب این عملیات:

موقعیت سیاسی و نظامی عراق تضعیف شد و در نتیجه حملات گسترده این کشور به مراکز اقتصادی، صنعتی و مسکونی ایران بار دیگر آغاز شد.
اوضاع جبهه های نبرد به سود قوای نظامی ایران تثبیت شد و سپاه پاسداران یکی از ارزنده ترین تجارب نظامی خود را کسب کرد.
تلاش های بین المللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافته و به تصویب قطع نامه 598، که در آن برای اولین بار تا حدودی نظریات جمهوری اسلامی ایران لحاظ شده بود، در شورای امنیت سازمان ملل انجامید.
حضور گسترده نظامی امریکا و متحدین او در خلیج فارس آغاز شد و یکی از هواپیماهای مسافربری ایران توسط ناوگان امریکا ساقط گردید.
تعدادی از حجاج بی دفاع ایران توسط رژیم سعودی به شهادت رسیدند.

آخرین آمار انهدام نیروی دشمن از شروع عملیات کربلای 5 تا پس از عملیات تکمیلی کربلای 5 به شرح زیر است:

1- مناطق و تاسیسات آزاد شده:

12 کیلومتر پیشروی به طرف بصره و آزاد کردن 150 کیلومتر مربع.
آزاد سازی پاسگاه های بوبیان، شلمچه، کوت سواری و خین.
آزاد سازی 14 کیلومتر از جاده آسفالته شلمچه – بصره.
آزاد سازی جزایر بوارین، فیاض و ام الطویل.
آزاد سازی 11 قرارگاه تیپ ارتش عراق.
آزاد سازی روستاهای خرنوبیه، سعیدیه، حنین، سلیمانیه، هسجان، جاسم.
عبور از کانال ماهی گیری، نهر دوعیجی و جاسم.
استقرار در 10 کیلومتری بصره.
تصرف دریاچه بوبیان و بخشی از کانال ماهی.

2- تجهیزات منهدم شده دشمن:

بیش از 80 فروند هواپیما.
700 دستگاه تانک و نفربر.
250 قبضه توپ صحرایی و ضد هوایی.
صدها قبضه انواع ادوات نیمه سنگین.
1500 دستگاه خودرو.
400 دستگاه انواع ادوات مهندسی و رزمی.
مقدار زیادی سلاح سبک و مهمات.

در این عملیات 81 تیپ و گردان مستقل دشمن منهدم و 24 تیپ و گردان مستقل نیز آسیب کلی دیدند و تعداد 40 هزار نفر کشته یا زخمی و 270 نفر نیز اسیر شدند.


بازتاب عملیات کربلای 5

شکستن خطوط و استحکامات و پیشروی در شرق بصره، توانایی ها و قابلیت های نظامی عراق را بار دیگر، زیر سؤال برد، چنان که روزنامه آبزِرِور چاپ پاریس به نقل از کارشناسان غربی نوشت: «برای اولین بار از آغاز جنگ تاکنون، ناظران و کارشناسان غربی در مورد امکانات دفاعی عراق دچار تردید شده اند.»

هم چنین تاکید بر توانایی نظامی ایران، بخشی دیگری از تحلیل های ارایه شده در رسانه های خبری بود، چنان که رادیو بی. بی. سی طی تحلیل در همین زمینه، با توجه به تجربه سپاه درعملیات فاو و عبور از رودخانه اروند، ضمن اشاره به عبور از منطقه آب گرفتگی و کانال پرورش ماهی در عملیات کربلای 5 گفت: «موفقیت ایران در عبور از دریاچه ماهی، یک بار دیگر توانایی ایران در عبور از آبراه ها را نشان می دهد.»

هفته نامه نیوزویک نیز ضمن تاکید بر پیروزی ایران در عملیات کربلای 5، بر شرایط پیروزی ایران بر عراق اشاره کرد:

«تهاجم ایرانی ها در نزدیکی بصره، حداقل یک چیز را در خصوص جنگ ایران و عراق تغییر داده و آن این مساله است که برای اولین بار طی چند سال گذشته، این احتمال را که یک طرف حقیقتاً بر دیگری پیروز شود، مطرح ساخته است.»



 عملیات غرور آفرین کربلای پنج


عملیات‌ كربلای5؛ انهدام‌ قوی‌ترین‌ دژ دشمن‌

به‌ دلیل‌ دست‌ نیافتن‌ ایران‌ به‌ اهداف‌ پیش‌بینی‌ شده‌ در عملیات‌ كربلای‌4 ،بحران‌ بزرگی‌ برای‌ فرماندهان‌ جنگ‌ به‌ وجود آمده‌ بود. به‌ همین‌ سبب‌ با توجه‌ به‌ آمادگی‌ یگان‌ها و نیروهای‌ داوطلب‌ برای‌ انجام‌ عملیاتی‌ دیگر، طرح‌ عملیات‌ «كربلای5» در مدتی‌ اندك‌ یعنی‌12 روز، ریخته‌ شد.

چیزی‌ كه‌ اوضاع‌ را به‌ هنگام‌ انتخاب‌ منطقه‌ عملیاتی‌ پیچیده‌ و دشوار می‌ساخت، این‌ بود كه‌ در چنین‌ شرایطی‌ تنها انجام‌ یك‌ عملیات‌ نمی‌توانست‌ راهگشا باشد، بلكه‌ در عین‌ حال‌ عملیات‌ می‌بایست‌ از شرط‌ تضمین‌ پیروزی‌ و همچنین‌ شرایط‌ و ویژگی‌های‌ لازم‌ مناطق‌ آزاد شده‌ به‌ سود جمهوری‌ اسلامی‌ بهره‌مند باشد.

هشت‌ ماه‌ و اندی‌ وقت‌ و سرمایه‌گذاری‌ نسبتا وسیع‌ جمهوری‌ اسلامی‌ (نیروی‌ انسانی، امكانات‌ و غیره) برای‌ طراحی و انجام‌ عملیات‌ گسترده‌ و بخصوص‌ شیوه‌ تبلیغاتی‌ و طرح‌ مساله‌ عملیات‌ سرنوشت‌ساز، تا حد زیادی‌ توقع‌ همگان‌ را نسبت‌ به‌ دستاوردهای‌ عملیات‌ آینده‌ بالابرد و تلقی‌ خاصی‌ را نسبت‌ به‌ سرنوشت‌ جنگ‌ در بین‌ مردم‌ پدیدآورد. توقف‌ نبرد در كربلای‌4 و اعلام‌ آن‌ به‌ عنوان‌ یك‌ عملیات‌ محدود، ابهاماتی‌ را می‌توانست‌ در اذهان‌ به‌ وجود آورد كه‌ تبلیغات‌ ناخوشایندی‌ را در پی‌ داشت.

ولی‌ عملیات‌ كربلای‌5 كه‌ در ساعت‌1 و30 دقیقه‌ بامداد19 دی‌ ماه‌1365 با رمز «یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها») آغاز شد، تا اندازه‌ای‌ انتظارات‌ مردم‌ را برآورده‌ ساخت. این‌ عملیات‌ تا پایان‌ سال‌1365 ادامه‌ یافت‌ و به‌ لحاظ‌ مقاومت‌ و جنگندگی‌ نیروهای‌ ایران‌ در شرایط‌ بسیار مشكل‌ و پیچیدگی‌ دژهای‌ مستحكم‌ دشمن، یكی‌ از بزرگترین‌ نبردهای‌ تمام‌ دوران‌ جنگ‌ تحمیلی‌ محسوب‌ می‌شود. منطقه‌ عمومی‌ شرق‌- بخاطر اهمیت‌ سیاسی‌ و نظامی‌ آن‌- همواره‌ جایگاهی‌ قابل‌ توجه‌ در اندیشه‌ طراحان‌ جنگ‌ داشته‌ است.

پس‌ از فتح‌ خرمشهر، تسلط‌ بر شلمچه‌ به‌ عنوان‌ یكی‌ از معابر وصولی‌ شهر بصره، در زمره‌ اهداف‌ قوای‌ نظامی‌ ایران‌ قرار گرفت‌ و عملیات‌ كربلای‌ پنج‌ بهترین‌ موقعیت‌ برای‌ عملی‌ ساختن‌ این‌ ایده‌ بود. پیشروی‌ سریع‌ نیروها از سیل‌بند و مواضع‌ دشمن‌ در شرق‌ «كانال‌ ماهی» بسته‌ و سپس‌ عبور از این‌ كانال‌ و توسعه‌ وضعیت‌ نیروهای‌ خودی، نشانگر غافلگیری‌ دشمن‌ در این‌ محور بود. اخبار و اطلاعات‌ واصله‌ نیز حكایت‌ از وضعیت‌ نسبتا مناسب‌ و خوب‌ نیروها می‌كرد. ادامه‌ این‌ تلاش‌ها در روز نخست‌ منجر به‌ تصرف‌ مثلث‌ غرب‌ «كانال‌ زوجی» شد.

همچنین‌ در محور «پنج‌ ضلعی»، تلاش‌ دشمن‌ منحصرا مقاومت‌ در یك‌ قرارگاه‌ فرماندهی‌ تیپ‌ بود و نیروهای‌ رزمنده‌ و زرهی‌ سپاه توانستند بیشتر پایگاه‌های‌ موجود در این‌ محور را به‌ تصرف‌ خود درآورند. درگیری‌ در جزیره‌ «بوارین» در ساعات‌ نخستین‌ عملیات، بیشتر بدین‌ منظور بود كه‌ دشمن‌ احساس‌ كند در سراسر خط‌ درگیری‌ وجود دارد تا فرصت‌ تمركز نیرو را نداشته‌ باشد.

همچنین‌ در پاسگاه‌ «بوبیان» كه‌ جناح‌ راست‌ عملیات‌ بود، رزمندگان‌ توانستند آن‌ را به‌ تصرف‌ خود درآورند. در روزهای‌ بعد، پاتك‌های‌ سنگین‌ دشمن‌ در منطقه‌ از محورهای‌ مختلف‌ آغاز شد و از طرفی‌ عملیات‌ و درگیری‌ نیروهای‌ خودی‌ نیز ادامه‌ پیدا كرد. در مجموع، مقاومت‌ و ایستادگی‌ نیروها زیر آتش‌ شدید دشمن، با وجود كمبود مهمات‌ و بسته‌ شدن‌ چند راه‌ تداركاتی‌ و كمك‌ رسانی، بی‌نظیر بود. در محور كانال‌ پرورش‌ ماهی‌ این‌ درگیریها به‌ اوج‌ خود رسید و تنها جاده‌ ارتباطی‌ كه‌ به‌ رزمندگان‌ مستقر در این‌ محور آذوقه‌ و مهمات‌ می‌رساند، بی‌وقفه‌ زیر آتش‌ سنگین‌ عراق‌ بود. گذشته‌ از نقش‌ اساسی‌ عملیات‌ كربلای‌5 در پیدایش‌ یك‌ امكان‌ تازه‌ برای‌ اجرای‌ آتش‌ پی‌ در پی‌ بر روی‌ شهر بصره‌- همزمان‌ با جنگ‌ شهرها- تلاشی‌ وسیع‌تر برای‌ انهدام‌ قسمت‌ دیگری‌ از ارتش‌ عراق، (حتی‌ بیشتر از فاو) از جمله‌ دستاوردهای‌ مهم‌ نظامی‌ كربلای‌5 بود.

انهدام‌ دشمن‌ در كربلای‌5 بمراتب‌ بیشتر از والفجر8 بود، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ حتی‌ تحلیلگران‌ غرب‌ ناچار به‌ اعتراف‌ گوشه‌ای‌ از این‌ مساله‌ شدند. شلمچه‌ به‌ منزله‌ یكی‌ از قویترین‌ دژهای‌ دشمن‌ محسوب‌ می‌شد و این‌ برای‌ ارتش‌ عراق‌ بمنزله‌ دیواری‌ غیر قابل‌ نفوذ بود و همین‌ اعتماد بیش‌ از اندازه‌ نسبت‌ به‌ منطقه، تاثیر بسزایی‌ در غافلگیری‌ دشمن‌ داشت. این‌ عملیات‌ با انجام‌ چندین‌ عملیات‌ محدود كه‌ بعدها «عملیات‌ تكمیلی» نام‌ گرفت، كامل‌ شد. این‌ عملیات‌ باعث‌ تثبیت‌و ترمیم‌ خطوط‌ پدافندی‌ نیروهای‌ ایرانی‌ گردید.


در راس‌ اهداف‌ عملیات‌ تكمیلی، پنج‌ هدف‌ عمده‌ قرار داشت:

1- تكمیل‌ و ترمیم‌ خط‌ پدافندی‌ خودی‌ در نهر جاسم.
2 -توسعه‌ و تثبیت‌ نهایی‌ سر پل‌ منطقه‌ غرب‌ نهر جاسم‌ و پیشروی‌ عمده‌ به‌ سوی‌ كانال‌ زوجی‌
3- تصرف‌ مجدد سر پل‌ غرب‌ كانال‌ ماهی‌ و گرفتن‌ جناح‌ اساسی‌ از دشمن.
4- حضور موثر و تهدید منطقه‌ استراتژیك‌ شرق‌ كانال‌ زوجی.
5-انهدام‌ بخشی‌ وسیع‌ از امكانات‌ و نفرات‌ دشمن.

در عملیات‌ كربلای‌5 بیش‌ از80 فروند هواپیما،700 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر،250 قبضه‌ توپ‌ صحرایی‌ و ضدهوایی، صدها قبضه‌ انواع‌ ادوات‌ نیمه‌ سنگین،1500 دستگاه‌ خودرو، دستگاه‌ انواع‌ ادوات‌ مهندسی‌- رزمی، مقدار زیادی‌ سلاح‌ سبك‌ و مهمات‌ دشمن‌ منهدم‌ شد.

همچنین‌ در این‌ عملیات‌81 تیپ‌ و گردان‌ مستقل‌ دشمن‌ منهدم‌ و34 تیپ‌ و گردان‌ نیز آسیب‌ كلی‌ دید. تعداد كشته‌ و زخمی‌ها و اسرای‌ عراق‌ بالغ‌ بر42700 تن‌ بود. علاوه‌ بر آن‌220 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر،500 دستگاه‌ خودرو،85 قبضه‌ انواع‌ توپ، هزاران‌ قبضه‌ سلاحهای‌ سبك‌ و سنگین‌ و مقدار زیادی‌ مهمات‌ نیز به‌ غنیمت‌ نیروهای‌ خودی‌ درآمد.

در این‌ عملیات‌ بزرگ‌ و طولانی‌ كه‌ با سنگین‌ترین‌ و بیشترین‌ پاتك‌های‌ دشمن‌ توام‌ بود، چندین‌ تن‌ از فرماندهان‌ برجسته‌ ایرانی‌ مانند «حسین‌ خرازی» فرمانده‌ لشكر14 امام‌ حسین‌(7) از اصفهان، «یدالله‌ كلهر» قائم‌مقام‌ لشكر27 محمد رسول‌ الله(9) از تهران، «حجت‌الاسلام‌ والمسلمین‌ عبدالله‌ میثمی» مسؤ‌ول‌ حوزه‌ نمایندگی‌ حضرت‌ امام(4) در قرارگاه‌ خاتم‌ الانبیأ9))، اسماعیل‌ دقایقی‌ فرمانده‌ لشكر9 بدر، هاشم‌ اعتمادی‌ فرمانده‌ تیپ‌ امام‌ حسن(7) محمدعلی‌ شاهمرادی‌ فرمانده‌ تیپ‌44 قمر بنی‌هاشم، حاج‌ قاسم‌ میرحسینی‌ قائم‌مقام‌ لشكر41 ثارالله، محمد فرومندی‌ قائم‌مقام‌ لشكر5 نصر و... به‌ شهادت‌ رسیدند.


نام‌ عملیات: كربلای‌5 و عملیات‌ تكمیلی‌
زمان‌ اجرا: 10/19 /1365
مدت‌ اجرا:70 روز
تلفات‌ دشمن‌: 42700(كشته، زخمی‌ و اسیر )
رمز عملیات: یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها)
مكان‌ اجرا: منطقه‌ عمومی‌ شرق‌ بصره‌ -سراسر محور جنوبی‌ جنگ‌
ارگان‌های‌ عمل‌كننده: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌

اهداف‌ عملیات:
 انهدام‌ ماشین‌ جنگی‌ دشمن، گشودن‌ راه‌ برای‌ سرنوشت‌ جنگ‌ طولانی‌ و پاسخ‌ به‌ انتظارات‌ مردم‌ و


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

عملیات كربلای 3

دوشنبه 10 خرداد 1389   07:05 ق.ظ


نوع مطلب : آسمانی ،

عملیات كربلای 3

اهداف عملیات

منطقه عملیاتاستعداد

قوای خودی

طرح عملیات

شرح عملیات

نتایج عملیات

عملیات كربلای 3ایده انجام عملیات نظامی در دریا – پس از عدم موفقیت عملیات والفجر مقدماتی – با سفر دریایی فرماندهان یگان های زمینی سپاه پاسداران و بررسی وضعیت تعرض به منافع عراق در شمال خلیج فارس طرح شد. این امر موجب شد كه فرماندهان لشكرها و تیپ ها به آموزش یگان های خود جهت عملیات در آب بپردازند.

بر همین اساس، به موازات آماده سازی یگان ها برای عملیات در هور، اندیشه عملیات در دریا علیه منافع عراق بارور شد و در نتیجه ماموریت تعرض به اسكله های نفتی العمیه و البكر به نیروی دریایی سپاه پاسداران (قرارگاه نوح) واگذار گردید.

به منظور انجام عملیات ایذایی و محدود، طراحی جهت حمله به اسكله الامیة عراق در خلیج فارس تصویب و اجرای این ماموریت به نیروی دریایی سپاه واگذار شد و یكی از یگان های با تجربه نیروی زمینی سپاه از لشكر 14 امام حسین (ع)، برای انجام این عملیات، به قرارگاه نوح مامور گردید و در ساعت 30/1 دقیقه بامداد روز سه شنبه 11/6/1365، با رمز مقدس حسبنا الله و نعم الوكیل آغاز شد.

اهداف عملیاتانگیزه اصلی عملیات تصرف و انهدام دو اسكله العمیه و البكر بود. در كنار هدف اصلی، اهداف دیگری نیز دنبال می شد كه عبارت بودند از:

-        تكمیل عملیات والفجر 8 با ساقط كردن مهم ترین پایگاه دریایی دشمن و كوتاه كردن دست او از شمال خلیج فارس.

-        ایجاد فضا و منطقه سالم دریایی برای كشتیرانی.

-        اجرای یك عملیات دریایی و نشان دادن حضور مقتدرانه نیروی دریایی سپاه در خلیج فارس.

منطقه  عملیاتدو اسكله نفتی الامیه و البكر در آب های خلیج فارس و در جنوب شرقیراس البیشه با فاصله 12 كیلومتر ازیكدیگر، در یك راستا – نسبت به خط شمال – واقع شده اند. سواحل جمهوری اسلامی، در شمال این اسكله ها وبندر فاو،خورعبدالله وبوبیان نیز درغرب آن قرار دارند. محل تعبیه این سكوها، نقطه تلاقی آب هایاروند رود وخورعبداللهباخلیج فارس است . عمق آب در اطراف این اسكله ها  در حال مد، 34 متر و در حالت جزر، بین 30 تا 31 متر است.

فاصله این دو سكو تا مواضع خودی (در نهر قاسمیه)، به ترتیب، 25 و35 كیلومتر است وطی مسافت میان این اسكله ها تا ام القصر، 3 ساعت به طول می انجامد.

سكوهایالبكر و الامیه، قبل از شروع جنگ، از عمده ترین محل های صدور نفت عراق بودند كه كشتی های بزرگ با تناژ بیش از 300 هزار تن، با پهلو گرفتن در كنار این سكوها، بارگیری می كردند و به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص این دو اسكله(عمیق بودن آب در این منطقه و ...) یك سوم نفت عراق از این منطقه صادر می شد.

علاوه بر این، با قرار گرفتن این دو اسكله برسر راهام القصر و بندر بصره، كشتی های بازرگانی عراق، در كنار آن ها لنگر می انداختند و پس از فرا رسیدن موعد تخلیه و یا بارگیری، راهی بنادر مذكورمی شدند.

با شروع جنگ و تلاش عراق برای افزایش صدور نفت، فعالیت این سكوها زیاد و در نتیجه، به صورت یكی از اهداف مورد حمله ایران درآمد.

با وجود همه موانع و مشكلات موجود، تصرف سكوها – به دلیل اهمیت این منطقه برای جمهوری اسلامی مزایای زیر را در بر داشت:

ارزش سیاسی

تصرف این دو اسكله، تسلط بر شمال خلیج فارس را به دنبال داشت. و لازم به یادآوری است بعد از عملیات والفجر 8 – كه جمهوری اسلامی اعلام كرد بر شمال خلیج فارس مسلط شده است – عراق تعدادی خبرنگار و فیلمبردار به روی اسكله ها آورده بود، تا بدین وسیله نشان دهد كه هنوز این منطقه، دارای فعالیت است. هم چنین این عملیات مقارن با تشكیل كنفرانس سران غیر متعهدها در حراره بود و لذا قبل از این كه آن را عملیات نظامی صرف محسوب كنیم، می بایستی به عنوان یك عملیات سیاسی نظامی قلمداد كرد.

زمینه سازی برای تصرف و تهدید ام القصر

با گذشتن امكانات وسیعی روی اسكله ها، رفتن به سوی ام القصر به راحتی انجام می گرفت. از طرف دیگر، نیروهای خودی می توانستند، روزها در این منطقه مستقر و شب ها جهت انجام عملیات، به سوی بوبیان حركت و مجدداً به این منطقه باز گردند.

استعداد دشمنتركیب قوای دشمن روی هر یك از سكوها، شامل یك گروهان تقویت شده از تیپ 440 دریایی بود. گردان 4، حفاظت ازسكوی العمیه و گردان 1، حفاظت از سكوی البكر را بر عهده داشت.

قوای خودیهدایت و فرماندهی عملیات بر عهده قرارگاه نوح (ع) بود كه جهت اجرای عملیات یگان های زیر را تحت امر داشت:

-        لشكر 14 امام حسین (ع) با 2  گردان احتیاط.

-        دو ناو تیپ 14 كوثر و 13 امیرالمومنین (ع) به عنوان پشتیبان عملیات.

طرح عملیاتبراساس طرح مانور عملیات، دو ناو تیپ كوثر و امیرالمومنین (ع) باید دهانه خور عبدالله را برای جلوگیری از پشتیبانی نیروهای دشمن مستقر روی اسكله ها مسدود  می كردند. نیروهای غواص لشكر امام حسین (ع) نیز توسط قایق به نقطه رهایی انتقال می یافتند و سپس با تاریك شدن آسمان، از سه محور به سوی اسكله العمیه روانه شده و آن را تصرف می كردند. آن گاه، نیروهای سوار بر شناور وارد عملیات شده و روی اسكله مستقر می شدند. در صورت امكان، اسكله البكر نیز باید مورد هجوم قرار می گرفت.

شرح عملیاتحدود ساعت 21 مورخ 10/6/1365 نیروهای غواص به سمت هدف حركت كردند؛ لیكن به دلیل مشكلاتی همچون مغایرت جهت وزش باد با جهت حركت غواص ها، قطع تماس آنان با فرماندهی و نیروهای پشتیبانی و ... موجب تاخیر در رسیدن به هدف تعیین شده گردید.

حدود ساعت 4 بامداد نیروهای غواص محور راست موفق شدند به سمت چپ اسكله العمیه رسیده و خود را به بالای اسكله و روی پَد هلی كوپتر برسانند و با محرز شدن درگیری روی اسكله، رمز عملیات (حسبناالله و نعم الوكیل) توسط فرماندهی قرارگاه قرائت شد. نیروها به سرعت عملیات پاكسازی پَد و آماده كردن محل برای ورود دیگر نیروها را انجام دهند.

در ساعت 05:30 یكی از گروهان های سوار شناور به اسكله رسید و متقابلاً دشمن نیز كه سمت راست اسكله را در اختیار داشت، به سوی قایق های این گروهان شلیك كرد و همین امر موجب شد فشار وارد بر غواص های مستقر در اسكله كاهش یابد.

با روشن شدن آسمان، نیروهای غواص محورهای دیگر موقعیت خود را یافته و به طرف اسكله حركت كردند. به این ترتیب، حدود ساعت 8 صبح اسكله العمیه به طور كامل به تصرف درآمد. سپس، اسكله البكر مطابق طرح به آتش كشیده شد.

نخستین فشار دشمن به العمیه در ساعت 10 با پرتاب یك موشك آغاز شد و به دنبال آن نیروی هوایی عراق به بمباران منطقه پرداخت. پرتاب موشك های دوربرد تا به هنگام شب نیز ادامه یافت؛ به گونه ای كه تا صبح روز دوم عملیات، چهار فروند دیگر به سوی اسكله شلیك شد. هم چنین، دشمن توانست حوالی نیمه شب 8 فروند شناور خود را به طرف اسكله بیاورد.

با فرارسیدن روشنایی روز دوم عملیات، هواپیمای دشمن در منطقه حضور یافته و اسكله را بمباران كردند. سپس، ناوچه های عراقی آرایش گرفته وبا حمایت هلی كوپترها به سمت اسكله پیشروی كردند. فشار روی نیروهای خودی هر لحظه بیشتر می شد و بدیهی بود كه بدون عملیات پشتیبانی و تكمیلی – كه انجام آن به دلایلی صورت نگرفت – عملیات می بایست در همین حد ایذایی خاتمه یافته و نیروها منطقه را ترك كنند. به همین دلیل نیروها عقب نشستند و نزدیك ظهر اسكله العمیه در حالی كه تاسیسات و تجهیزات آن كاملا منهدم شده بود، مجددا به تصرف دشمن درآمد.

نتایج عملیاتتلفات و ضایعات وارده به دشمن در این عملیات به شرح ذیل می باشد:

-        كشته شدن 63 نفر.

-        به اسارت درآمدن بیش از 100 نفر.

-        ساقط شدن دو هواپیمای جنگنده.

-        انهدام یك ناوچه.

-        انهدام 15 قبضه ضد هوایی و 2 دستگاه رادار.

-        به غنیمت درآمدن 4 دستگاه رادار.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

ابوالحسن صبا

جمعه 7 خرداد 1389   07:41 ب.ظ


نوع مطلب : شعر ،مشاهیر ،

ابوالحسن صبا در تاریخ 1281 هجری شمسی در خانواده ای اهل هنر و طب در تهران متولد شد.وی در شمار افرادی است که خدمت شایانی به موسیقی کرده است. ابوالحسن صبا فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه و نوۀ جعفر خان حکیم باشی معروف به صدر الحکما و نوادۀ فتحعلی خان صبا ملک الشعرای دربار قاجار بوده است. پدر ابوالحسن ملقب به کمال السلطنه و مسلط به ادبیات فارسی و عرب بوده است و این لقب را بپاس همین شایستگی دریافت داشته ، وی به موسیقی علاقه زیادی داشته و خود با سازهای ایرانی آشنایی داشت.

صبا از کودکی علاقه وافری به موسیقی داشته و اغلب ، بازی های وی به نحوی با موسیقی ارتباط داشته. او دارای یک برادر و سه خواهر بوده. برادری به نام عبدالحسین که عضوی از وزارت خارجه و همچنین صاحب مقاماتی دیگر شد.

ابوالحسن صبا تحصیلات خود را در مدرسه علمیه و سپس در کالج آمریکایی به اتمام رساند و در حد قابل توجهی به ادبیات و زبان انگلیسی و فارسی تسلط یافت وی از شش سالگی نزد اساتید زمان خود مابیش با سازهای ایرانی از قبیل سه تار، تار، سنتور کمانچه و ضرب آشنا شد. وی در سال 1308 هجری شمسی به مدیریت مدرسه صنایع ظریفه رشت رسید. و شاگردان زیادی را تربیت کرد وی با تمام اطلاعاتی که در ضمینه موسیقی داشت شروع به کار با ویلون کرد و میتوان گفت یک مکتب خصوصی برای ویلون ایجاد کرد. وی پس از بازگشت به تهران خانۀ موروثی خود در کوچخهظهیر الاسلام را مکانی برای تدریس موسیقی قرار داد. این خانه بعد ها تبدیل به موزۀ صبا شد. ابوالحسن صبا کتابهایی در این باره چاپ کرده و به گفتۀ خود بیش از سه هزار نفر را تعلیم داده.

صبا از کودکی در نواختن انواع سازهای ایرانی مهارت داشت، اما بزرگترین خدمات او بعد از تأسیس مدرسه عالی موسیقی با همت استاد علینقی وزیری بوده که بهترین میدان برای او بود تا خودی نشان دهد.

وی در تاریخ 29 آذرماه سال 1336 هجری شمسی درگذشت و این واقعه بر همگان گران آمد تا جایی که شهریار میگوید:

 

 

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی؟                     چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی؟

 

تو که آتشکدۀ عشق و محبت بودی                              چه بلا رفت که خاکستر خاموش شدی؟

 

به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را                        که خود از رقت آن بیخود و بیهوش شدی؟

 

تو بصد نغمه، زبان بودی و دلها همه گوش                   چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی؟

 

خلق را گرچه وفا نیست ولیکن گل من                         نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی

 

تا ابد خاطر ما خونی و رنگین از تست                        تو هم آمیخته با خون سیاوش شدی


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

فریدون مشیری

جمعه 7 خرداد 1389   07:40 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،شعر ،

فریدون مشیری در 30 شهریور 1305 در تهران زاده شد. خانوادۀ او خانواده ای ادبی بود که به شعر خصوصاً حافظ و سعدی و فردوسی ارزش میدادند. پدرش گرچه متولد همدان بود اما در جوانی به تهران آمد و از سال 1298 در وزارت پست مشغول کار شد. فریدون اول و دوم ابتدایی را در تهران گذراند و بعد به اتفاق خانواده و به علت مأموریت اداری پدرش به مشهد رفت و پس از گذشت چند سال به تهران بازگشت و سه سال اول دوره دبیرستان را در مدرسه دار الفنون گذراند و بعد به دبیرستان ادیب رفت. او به این علت که از وضع زندگی پدرش راضی نبود همواره از مشاغل کارمندی گریزان بود، اما مشکلات مالی و بیماری مادرش باعث شد که در سن 18 سالگی جذب وزارت پست و تلگراف شد این اشتغال 33 سال به طول انجامید.

مادرش اعظم السلطنه طبع لطیفی داشت و گاه نیز شعری میگفت او در آخرین سال تحصیل پسرش در دبیرستان و اولین سال استخدامش در سن 39 سالگی درگذشت. فریدون در حین تحصیل در آموزشگاه فنی وزارت پست به کار نیز می پرداخت و در همان سالها به مطبوعات هم روی آورد و در روزنامه ها و مجلات خبر نگاری و نوسندگی می کرد. بعد ها در دانشگاه تهران مشغول تحصیل ادبیات فارسی شد.

فریدون از سال 1332 به مدت نوزده سال مسئول صفحه شعر و ادب در مجلۀ روشنفکر بود. مشیری پس از آن مشغول کار در مجلۀ سپید وسیاه و مجلۀ زن روز شد.

فریدون مشیری در سال 1333 با اقبال اخوان دانشجوی رشتۀ نقاشی دانشکدۀ هنر های زیبای دانشگاه تهران ازدواج  و در همان سال با تحصیل خداحافظی کرد. حاصل ازدواج آن دو ، دو فرزند یکی دختری به نام بهار متولد 1334 و دیگری بابک متولد 1338 که هردوی آنها در رشتۀ معماری در دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران و دانشکدۀ معماری دانشگاه ملی ایران تحصیل کرده اند.

فریدون مشیری از 15 سالگی شروع به شاعری کرد. اولین مجموعه شعر او با نام  تشنه توفان  در نوروز 1334 در 28 سالگی وی به چاپ رسید. مشیری علاقه خاصی به موسیقی ایرانی داشت. و در پی همین دلبستگی در سال 1350 عضو شورای موسیقی و شعر رادیو شد و در کنار  هوشنگ ابتهاج ، سیمین بهبهانی و عماد خراسانی سهمی به سزا در  پیوند دادن شعر با موسیقی و غنی تر ساختن برنامۀ گلهای تازه رادیو ایران در آن سالها داشت. این علاقه به این صورت در او پدیدار شد که فضل الله بایگان دایی فریدون با  مهرتاش مؤسس جامعه باربد و ابوالحسن صبا دوست بودند و فریدون 14 ساله نیز در مجالس نوازندگی آنها شرکت میکرد.

مشیری در سال 1377 به آلمان سفر کرد و مراسم شعر خوانی او در شهر های کلن، لیمبورگ، و فرانکفورت و 24 ایالت آمریکا به طوری بی سابقه مورد توجه دوستداران ادبیات ایران قرار گرفت. همچنین در سال 1378 طی سفری در مراسمی مشابه هم در چند شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد. توجه شما را به دو شعر از وی جلب میکنم که شعر اولی را پس از واقعه شهریور 1320 سروده است:

 

چرا کشور ما شده زیر دست؟                                               چرا رشته ملک از هم گسست؟

 

چرا هرکه آید زبیگانگان                                                      پی قتل ایران ببندد میان؟

 

چرا جان ایرانیان شد عزیز؟                                                 چرا بر ندارد یکی تیغ تیز؟

 

برانید دشمن ز ایران زمین                                                   که دنیا بود حلقه ، ایران نگین

 

چو از خاتکی این نگین کم شود                                              همه دیده ها پر ز شبنم شود

 

.................................................................................................................................

 

نیمه شب بود و غمی تازه نفس                                              ره خوابم زد و ماندم بیدار

 

ریخت از پرتو لرزندۀ شمع                                                  سایۀ دسته گلی بر دیوار

 

همه گل بود ولی روح نداشت                                                سایه ای مضطرب و لرزان بود

 

چهره ای سرد و غم انگیز و سیاه                                           گوئیا مردۀ سرگردان بود

 

شمع خاموش شد از تندی باد                                                 اثر از سایه به دیوار نماند

 

کس نپرسید کجا رفت؟ که بود؟                                              که دمی چند در اینجا گذراند

 

این منم خسته در این کلبۀ تنگ                                              جسم درمانده ام از روح جداست

 

من اگر سایۀ خویشم، یارب!                                                 روح آوارۀ من کیست؟ کجاست؟


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

عماد خراسانی

جمعه 7 خرداد 1389   07:31 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،شعر ،

عماد خراسانی :

عماد الدین حسین برقعی فرزند سید محمد تقی معین دفتر (از صاحب منصبان آستان قدس رضوی) در سال 1300 در مشهد متولد شد. وی از دوازده سالگی به شعر گفتن پرداخت. او ابتدا شاهین تخلص میکرد و بعد به عماد روی آورد. دیوان اشعار او بارها به چاپ مجدد رسید. مچموعه ای از اشعار او نیز با عنوان ورقی چند از دیوان عماد خراسانی با مقدمه مهدی اخوان ثالث منتشر شد. او اشعاری نیز به لحجه خراسانی سروده است.

عماد در انواع سبک های کلاسیک شعر فارسی شعر گفته اغلب اشعار او عاشقانه و لطیف و در یادها ماندگار است.اشعار او به زبانی روان ، گویا  و در عین حال فصیح و شیوا بوده است.

عماد خراسانی در روز دوشنبه 28 بهمن ماه سال 1382 شمسی دار فانی را وداع گفت و پیکر وی در مشهد تشییع و با انتقال به طوس در جوار آرامگاه فردوسی و مهدی اخوان ثالث ، یار دیرینش ، به خاک سپرده شد . توجه شما را به دو شعر از وی جلب می کنم:

 

دلـــم آشـفـتــه آن مایـــــۀ نــاز اسـت هـنوز *** مرغ  پـر سـوخـتـه  در پـنـجـۀ  بـاز  اسـت هنوز

جـان بــه لـب آمد و لب بر لب جانان نرسید *** دل  بــه  جان  آمـد و او بـر سـر نـاز اسـت هنوز

گرچه بـیگانـه زخود گشتم و دیوانه ز عشق *** یـار عـاشـق  کـش و بـیـگـانــه نــواز است هنوز

خــاک گـردیـــدم و بـر آتــش مـــن آب نـزد *** غــافــل  از  حـسـرت اربــاب نــیـاز است هنوز

گرچه هر لــحظه مدد  می دهدم چشم پر آب *** دل  ســودا  زده  در ســوز و گــداز اســت هنوز

گرچه رفتی ، ز دلــم حسرت روی تو نرفت *** قـصـۀ  مــا  دو سـه  دیـوان  دراز  اسـت  هنوز

گرچه رفتی ، ز دلــم حسرت روی تو نرفت *** در  ایـن  خـانــه  بــه امـیـد  تو  باز  اسـت هنوز

این چه سوداست عمادا که تو در سر داری؟ *** وین چه سوزی است که در پردۀ ساز است هنوز

 

و شعر دوم:

 

دوسـتت دارم و دانــم که تـویی دشمـن جانم *** از چـه بـا دشـمن جـانـم شـده ام دوسـت نـدانـم

غمم این است که چون ماه نو انگشت نمایی *** ورنه غم نیست که در عشق تو رسوای جهانم

دم بـه دم حـلـقــۀ این دام شود تنگ تر و من *** دست و پـایـی نـزنـم خود ز کـمـندت نـرهانــم

سر پر شور مرا نه شبی ای دوست به دامان *** تــو  شوی  فـتـنـه  ساز  دلــم  و سوز نـهانــم

سـاز بشکـستــه ام  و طائـر پر بسته نـگـارا *** عـجبی نیست کـه این گـونه غم افزاست فغانم

نکته عشق ز من پرس به یک بوسه که دانی*** پـیـر ایـن دیـر جـهان مست کـنـم گرچه جوانم

سرو بـودم سـر زلـف تو بـپـیـچـیـد سـرم را *** یـاد  بـاد  آن  هـمه  آزادگـی  و تـاب و تـوانـم

آن لـئـیـم اسـت کـه چـیزی دهـد و بـاز ستاند *** جـان اگـر نـیـز ستـانـی ز تـو مـن دل نستانـم

گـر ببینی تـو هـم آن چـهـره به روزم بنشینی *** نیـم شب مست چـو بـر تـخت خیالت بنشانــم


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

آموزش عملی تعمیر انواع لامپ کم مصرف

دوشنبه 27 اردیبهشت 1389   11:25 ب.ظ


نوع مطلب : دانلود کتاب های الکترونیکی و مقالات ،عمومی ،بازی و سرگرمی ،

 با توجه به قیمت لامپ ها اگر زمانی معیوب شوند اگر روشی که قرار توضیح بدم مفید واقع نشه بهتره که لامپ جدید خریداری بشه.

تصویری از کیت داخلی یک لامپ کم مصرف



روش تعمیر:

در لامپ های کم مصرف با توجه به توان آنها شکل قطعات متفاوت میشود اا ساختار همشون یکی هست. نمی خوام وارد جزییات شوم میخام سریع ترین راه رو برای تعمیر خدمتتون عرش کنم. اگر این روش مفید  واقع نشد لامپ را دور بندازید که تلاش برای تعمییر آن بیهوده خواهد بود.

در همه لامپه 2 ترانزیستور قدرت وجود دارند به نام MJ 13003 یا 13005 / 13007 /13001  . اخیرا 13009

این ترانزیستور ها ترانزیستورهای معمولی هستند اما توان بالایی دارند.
در لامپ های کم مصرف همیشه اگر روشن نشوند یکی از این 2 ترانزیستور یا هر دوتاشون سوخته اند. اگر این 2 را عوض کردید و لامپ روشن نشد دیگه ادامه ندید.

اما
همیشه به هنگام تعویض ترانزیستور ها یک خازن صافی که مقدار آن 10 یا 15 یا 22 میکرو فاراد با ولتاژ بالاست را هم میبینید این خازن را هم تعویض کنید.

تصویر ترانزیستور ها و خازن مربوطه


نکات قابل توجه:

بعضی مواقع هست که قطعات سالم هستند ولی لامپ فلورسنت سوخته است!! حال برای اینکه از کجا بفهمیم لامپ سالم است باید به دور سر پایه های آن که در شکل زیر نشان داده شده یک ولتاژ 12 ولت  ( با آمپر بالا) بدهیم یک نور کم رنگ زرد رنگ خواهیم دید این نشان دهنده سالم بودن لامپ هست.

اگر همیشه هنگام باز کردن لامپ به جز قطعات گفته شده قطعات دیگری هم مشاهده کردید که به کلی سوخته بودند آنها را در آن صورت عوض کنید.

در روی لامپ ها برای اتصال کیت با لامپ فلورسنت 4 تا پین هستند . همیشه هر پین را به پایه خودش در روی کیت متصل کنید.پین ها شماره گذاری شده اند.

این در حالی است که بنده 2 تا از همین لامپ ها داشتم که یکیشون به راحتی(چند ماه پیش) تعمیر شد و الان هم تا چند لحظه پیش بالای سرم روشن بود. که خودم خاموشش کردم ولی اون یکی رو هر کاری کردیم( همین که عکس هاش رو میبنید) درست نشد که نشد.!!  :?

پین ها ولامپ کم مصرف


  کپی شده از http://www.centralclubs.com/topic-t47277.html

این لامپ آخریه که معلومه فیوزش ترکیده و فیوز وقتی میترکه که  دیود های پل یعنی اون چهار دیود کنار هم و گاهن به صورت آی سی سوخته و اتصال کوتاه شده باشن پس میشه هر لامپی رو تعمیر کرد.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

زندگینامه استاد محمد بهمن بیگی

شنبه 25 اردیبهشت 1389   08:21 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،

محمد بهمن بیگی، (تولد ۱۲۹۹ - وفات اردیبهشت ۱۳۸۹ [۱])



در ایل قشقایی به دنیا آمد. پس از پایان دورهٔ كارشناسی حقوق در دانشگاه تهران ، در راستای سیاست های دولت وقت و حمایت اصل چهار ترومن ، كوشش خود را برای بر پایی مدرسههای سیار برای بچههای ایل آغاز كرد و با پیگیریهای خود توانست برنامهٔ سوادآموزی عشایر را به تصویب برساند. او توانست دختران عشایری را نیز به مدرسههای سیار جلب كند و نخستین مركز تربیت معلم عشایری را بنیان نهاد. بهمنبیگی برای كوشش پیگیر خود در راه سوادآموزی به هزاران نفر كودك ترك ، لر ، كرد ، بلوچ ، عرب و تركمن، برندهٔ جایزهٔ سوادآموزی سازمان یونسكو شد. او تجربههای آموزشی خود را در چند كتاب در قالب داستان نوشته است.

محمد بهمنبیگی در سال ۱۲۹۹ در ایل قشقایی در خانوادهٔ محمودخان كلانتر تیره بهمنبیگلو از طایفهٔ عملهٔ قشقایی به هنگام كوچ دیده به جهان گشود. هشت ساله كه شد، پدر یك منشی استخدام كرد و به خانه آورد كه هم به محمد درس بدهد و هم برای او نامه بنویسد. محمد دو سال نزد آن منشی درس خواند و الفبای سواد را آموخت.


ده ساله بود كه در راستای سیاست تضعیف عشایر و تخته قاپوی اجباری، پدرش را به تبعید به تهران محكوم كردند و شش روز پس از تبعید پدر، مادرش را نیز به گناه فراهم كردن آذوقه برای عشایر مخالف دولت ، به تبعیدگاه همسرش فرستادند. بنابراین، محمد همراه مادر تبعیدی از كوهدشت به تهران آمد و در مدرسهٔ علمیهٔ تهران مشغول تحصیل شد. پس از پایان دورهٔ دبیرستان به دانشكدهٔ حقوق وارد شد و دورهٔ كارشناسی حقوق را در سال ۱۳۲۱ به پایان رساند. او قبل از شروع به همكاری با اصل چهار ترومن، با معرفی یكی از سران ایل قشقایی به آمریكا رفت و پس از مدت بسیار كوتاهی به وطن بازگشت. از آنجا كه در شهر و در كارهای اداری دوام نیاورد پسی از چندی به ایل بازگشت.

نخستین بار شهید مدرس در سال ۱۳۰۳ در مخالفت با سیاست تخته قاپو و اسكان عشایر در پیامی كه به دست رحیمزاده صفوی، مدیر روزنامهٔ آسیای وسطی، برای احمدشاه فرستاد، چنین گفت:« "آیا تربیت ایلات غیر از تخته قاپو راهی ندارد؟ آیا نمیتوان برای ایلات مدارس سیار عشایری و برنامهٔ متناسب درست كرد كه اصول وطنپرستی و مسایل صحی و بهداری و وسایل ضروری فلاحتی به آنها آموخته شود." »



اما این اندیشهٔ نوآورانه چندان مورد توجه قرار نگرفت و حتی هنگامی كه در سال ۱۳۰۷ به آموزش عشایر اندكی توجه شد،راه حل را در برپایی مدرسههای شبانهروزی میدانستند. چند مدرسهٔ شبانهروزی برپا شد، اما چون آن مدرسههای ثابت برای دورهٔ ابتدایی بود و كودك ناگزیر میشد از همان سالهای آغاز زندگی دور از پدر و مادر خود و در شرایطی مانند تبعید زندگی كند، در همان آغاز از پیشرفت باز ماند و آموزش و پرورش عشایر نزدیك سه دههٔ دیگر در تبعید ماند.

تحصیل و سوادآموزی در ایل قشقایی، سابقه درخور توجهی دارد. محمدحسینخان قشقایی در كتاب «یادماندهها » مینویسد:« «در ایل قشقایی [در دوران صولتالدوله] هر بُنكو (شامل سی چهل خانوار كه با هم نسبت خویشاوندی داشتند) یك معلم داشت كه حقوق او به صورت مشترك پرداخت میشد. مطمئناً در آنزمان باسوادانِ ایلِ در حالِ كوچ، بسیار زیادتر از اهالی دهات بودند. صولتالدوله سعی داشت كه بچهها و جوانان قشقایی باسواد شوند. او همواره كلانتران و روسای بنكوها را به گرفتن معلم و باسواد كردن فرزندانشان تشویق میكرد.» »




شایان ذكر است، در سال ۱۳۳۰ خورشیدی همزمان با پایهگذاری و برنامهریزی آموزشی نوین ابتدایی و دبیرستان در سطح كشور، پایهگذاری و تأسیس اولین مدارس عشایری ایران نیز توسط دكتر محمود حسابی (وزیر فرهنگ كابینه دكتر مصدق)، صورت گرفته است .

بنابراین برنامه ریز و بنیانگذار مدارس عشایری ، پروفسور محمود حسابی است كه در سال ۱۳۳۰ كه به عنوان وزیر فرهنگ در كابینه دكتر مصدق فعالیت می كرد اقدام به ایجاد اولین مدارس عشایری نمود.[۲]

در ادامه این فعالیت ها، بهمن بیگی نیز چادر سیاه ویژهٔ آموزش خود را از سال ۱۳۳۱ بر پا كرد. به این شیوه، نخستین آموزگار عشایر ایرانی میتوانست در هشت ماه از تابستان و زمستان به مردم ایلش درس بدهد و آنها را به روزگار خویش آگاهتر سازد.

همچنان كه تقاضا برای بر پا كردن مدرسه افزایش مییافت، "ابتدا وزارت آموزش و پرورش میپنداشت كه جز در صورت اسكان ایلات، كه امری ضروری ولی خیلی طولانی بود، تاسیس مدارس امكانپذیر نیست." بهمنبیگی به سفارش یك دوست، می دانست كه:" آمریكاییها میتوانند به او كمك كنند. آنها پیش از این كمكهای زیادی برای اصلاح و برپایی مدرسههای روستایی پرداختهاند."


در همان زمان یك برنامهٔ همكاری فنی و اقتصادی با عنوان اصل چهار در ایران آغاز شده بود. سفارش آن دوست باعث شد كه بهمنبیگی به دیدار مدیركل اصل چهار در استان فارس برود و توسط آقای گیگن روند كارها را سرعت بخشد. بهمنبیگی توانست به كمك دوستانی كه با او همراه شدند برنامهای را با پنج اصل در زمستان ۱۳۳۲ به تصویب برساند كه طی پیام رسمی به ریاست آموزش و پرورش استان فارس برای اجرا ابلاغ شد.


بر پایهٔ برنامهٔ آموزش عشایر باید برای پایههای اول تا چهارم مدرسههای سیار و برای پایههای پنجم تا نهم مدرسههای شبانهروزی بر پا میشد. همچنین، باید یك مدرسهٔ تربیت معلم ویژهٔ عشایر برای جذب دانشآموزان با مدرك پایان كلاس نهم ساخته میشد و گروهی برای نظارت بر مدرسههای چادری نیز به وجود میآمد. با وجود این، تنها به بر پایی مدرسههای چادری و كار نظارت بسنده شد و ۷۸ مدرسه در ایلات و عشایر بنیانگذاری شد. ادارهٔ این مدرسهها با آقای بهمنبیگی و دو ناظر دیگر ، بیژن بهادری كشكولی و نادر فرهنگ درهشویی، سپرده شد.



ازآنجا كه در میان عشایر نتوانستند افراد باسوادی برای آموزش پیدا كند، آموزگاران دیپلمهٔ شهری را با وعدهٔ استخدام رسمی و فراهم كردن امكانات لازم برای آسایش آنها به سوی ایل كشاندند. اما پس از یك سال روشن شد كه این آموزگاران نمیتوانند در میان عشایر زندگی كنند و به هنگام كوچ با آنها همراه شوند. به بیان بهمنبیگی:"بچه شهری در ایل میترسید و آب میشد و سگ زرد را شغال میدید." از این رو، چاره را در آن دید كه از خود ایلیاتیها داوطلب بگیرد و آنها را آموزش بدهد و برای آموزگاری آماده سازد. همه جور آدم داوطلب این كار شده بودند و بهمنبیگی همهٔ آنها را امتحان میكرد كه خط و حساب بدانند. سپس، آنها را به كدخدا میسپرد و ماهی 90-80 تومان برایشان دستمزد تعیین میكرد. اما به دلیل سواد كم آنها، همواره در كنارشان میماند و آنها را راهنمای میكرد. در واقع او از همهٔ مدرسههای عشایری دور و نزدیك بازدید میكرد و مدرسهای نبود كه خودش تك تك دانشآموزانش را آزمایش نكرده باشد.


یكی دیگر از راهكارهایی كه باعث پیشرفت كار بهمنبیگی شد، دعوت از دولتمردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق بود؛ دعوت به ایل، پذیرایی گرم سنتی و ایلیاتی با همهٔ توش وتوان و سپس سواد و توانایی و استعداد نوشكفتهٔ بچههای ایل را به رخ كشیدن، به امید جذب حمایت مالی و قانونی دولت. در یكی از این برنامه ها، دكتر كریم فاطمی، مدیركل آموزش و پرورش فارس، همراه جمعی از معاونان و مدیركلهای ستادی وزارت ، از مدرسههای سیار دیدن كردند. نتیجهٔ دیدار آن شد كه : وزارت موافقت كرد حقوق آموزگاران را بپردازد ، فاطمی یكی از پشتیبانان این برنامه شد و از بهمنبیگی خواستند به استخدام آموزش و پرورش درآید و این كار را به طور رسمی ادامه دهد.

نهادی شدن آموزش در عشایر پس از ده سال با حمایت اصل چهار ترومن و پشتیبانی دكتر كریم فاطمی به ثمر رسید و طرح تعلیمات عشایر در هشتصد و نودمین نشست شورای عالی فرهنگ در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۳۴ به تصویب رسید. از آن تاریخ آموزش عشایر توسعه یافت و پایدار شد و بر پایی مدرسههای عشایری به عشایر استان فارس محدود نشد و فرزندان عشایر از ایلهای آذربایجان تا مرزهای شمال شرقی خراسان، از نعمت مدرسه و سواد برخوردار شدند.


بهمنبیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را بنیانگذاری كرد. اما كارشناسان آموزش و پرورش معتقد بودند كه او در كار آموزش و پرورش صاحبنظر نیست و تدریس در دانشسرای تربیت معلم كار افراد متخصص و تحصیلكردههای دانشسرای عالی است.

به این ترتیب ، بهمنبیگی طی ۲۶ سال سرپرستی آموزش عشایر را به عهده داشت.

یكی از كارهای نوآورانهٔ بهمنبیگی كه در پیشبرد هدفهای آموزشی او بسیار سودمند بود، برگزاری اردوهای تربیتی برای دانشآموزان و آموزگاران عشایری در نقاط مختلف عشیرهنشین بود. در آن اردوها آموزگاران موفق كارهای خودشان را به آموزگاران دیگر و دانشآموزان دانشسراها، كه در آینده آموزگاران عشایری میشدند، معرفی میكردند. برگزاری رقص و پایكوبی و اجرای موسیقی محلی از دیگر برنامههای این اردوها بود كه در حفظ سنتهای ایلی بسیار سودمند بود و به مردم ایل نشان میداد كه سوادآموزی و دانشاندوزی به فرهنگ ایل سازگار است و به توسعهٔ آن نیز كمك میكند.

دوران بازنشستگی محمد بهمنبیگی بیشتر به ثبت تجربهها و خاطرهها و نظریههای او در زندگی و كار با عشایر و آموزش و پرورش گذشته است كه حاصل آن چند كتاب در قالب داستانهایی گیرا و خواندنی است.
۱. بهمنبیگی، محمد. عرف و عادت در عشایر فارس، انتشارات بنگاه آذر، ۱۳۲۴ چاپ دوم انتشارات نوید شیراز ۱۳۸۱
۲. بهمنبیگی، محمد. بخارای من ایل من. انتشارات آگاه، ۱۳۶۸
۳. بهمنبیگی، محمد. اگر قرهقاچ نبود. انتشارات باغ آدینه، ۱۳۷۷
۴. بهمنبیگی، محمد. به اجاقت قسم.
5. بهمن بیگی،محمد. طلای شهامت . انتشارات نوید شیراز ۱۳۸۷

محمد بهمن بیگی در یازدهم اردیبهشت اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ پس از خدمات شایان خود برای نظام آموزشی ایران در شهر شیراز چشم از جهان فرو بست.

گیگن، مدیر برنامهٔ اصل چهار كه از كارهای بهمنبیگی پشتیبانی كرد، در گزارش كار خود، كه به صورت كتابی در آمریكا منتشر شد، دربارهٔ او نوشته است:"او بیش از نیمی از عمر خود را با عشایر گذرانده و با روسای عشایر خوب آشنا بود. آنها نه تنها به خاطر خانوادهاش، بلكه به خاطر تواناییهای خودش به او احترام میگذاردند."


بچه هابیایید برای شادی روح این استاد فقید وبزرگ که به تازگی چشم از جهان فانی فرو بسته و ما را از حضور پرفیض خود محروم کرده است

دعا کنیم خداوند روح این بزرگوار را قرین رحمت خود قرار دهد




نوشته شده توسط : فرشید احمدی

یادداشتی به تیم مدیریت

شنبه 25 اردیبهشت 1389   12:56 ب.ظ


نوع مطلب : کودکانه ،رایانه و اینترنت ،عمومی ،آسمانی ،

کاش این تیم مدیریت میهن بلاگ که قصد داشتند مسابقه ای برگذار کنند کمی با دیگران مشورت میکردند. و ای کاش که از این متن ناراحت نشوند! تا کنون هیچ مسابقه وبلاگ نویسی برای وبلاگ های پر محتوا بر گذار نشده است، هر مسابقه فقط و فقط به یک یا چند مطلب بسنده کرده اند. کاش مسابقات کمی حرفه ای تر بود ، و ای کاش بجای یک جایزه بزرگ چند جایزه کوچک بود! و ای کاش سیستم فروشگاه من برای تمام دارندگان کارت بانک های عضو شتاب قابل استفاده بود. و ای کاش وبلاگ من به صورت کاملاً اشتباهی حذف نشود، و من ، یک سرباز ایرانی، بتوانم همچنان از طریق این دریچه به دیگران کمکی برسانم. هرچند مختصر.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

افتتاح نمایندگی جدید شرکت بیمه توسعه (سهامی عام) نمایندگی غلامحسین اکبری

سه شنبه 3 فروردین 1389   03:12 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،خودرو ،



صدور بیمه نامه های موتور سیکلت، شخص ثالث، بدنه خودرو، مسئولیت پزشکان، کارفرما در مقابل کارکنان، بیمه اسب، کیفیت ساختمان، آتش سوزی، زلزله، سیل، عمر، حوادث انفرادی و ... با نازلترین قیمت (تحویل فوری).
بیمه توسعه ، توسعه بیمه

نشانی: نورآباد ممسنی (فارس)- خیابان شهید بهشتی- پاساژ شریفی- جنب نوشت افزار دارابی (کتابخانه سابق دارابی)

تلفن:       
4243210-0722
20% تخفیف بیمه نامه بدنه خودرو ویژه ایام نوروز


نوشته شده توسط : فرشید احمدی