وقتى آه موشك آمد
یك یا آریم اُفتاد
یك یا آریمِ زیبا
از روى سیم اُفتاد
یك مادرِ بسیجى
در خون و شیشه غلتید
انگار خون سُرخش
توى حیاط پاشید
آن روز، آوچه ما
یك باغ شاپرك داشت
مردى میان آوچه
عطر بنفشه مى آاشت
وقتى آه موشك آمد
دیدم عروسكى مُرد
دیدم عروسكى در
آغوشِ آودآى مُرد
بچه آبوتر از ترس
در پشت بام، غش آرد
مادر دوباره با بال
گریان، نوازشش آرد
وقتى آه موشك آمد
گلهاى لاله وا شد
از آن به بعد، آوچه
مال فرشته ها شد
نوشته شده توسط : فرشید احمدی



