باز هم مدرسه آوچكِ ما
یاد غمهاى بزرگش افتاد
دفتر خاطره ام غمگین است
شده بى حوصله ، آم حرف مداد
باز در باغچه تخته سیاه
مى نویسد گچ آوچك بى تاب
توى گهواره آغوشم باز
مى آند گریه عروسك بى تاب
باز بر سینه دیوار شكفت
عكس پروانه و الهام و هدى
یاد آن روز آه بمباران شد
شهر ما ، مدرسه آوچك ما
باز هم عطر شهیدان پیچید
آسمان هم شده چشمش اشكى
صورتِ بچه فرشته خیس است
در دل مقنعه هاى مشكى
مثل یك دسته آبوتر ، دلمان
باز از شوِ پریدن پُر شد
باز پرواز قشنگى آردیم
بالمان نیز همان چادر شد
یاآریم دلم آمد لبِ حوض
نوآش از قصه پرواز پُر است
آسمان ، مدرسه دوّم ماست
آه ، گرچه پرِ پروانه شكست ...!
باز هم برفِ گل یاس نشست
بر سر مدرسه آوچكِ ما
میز اول ،گُلِ سرخى رویید
جاى پروانه و الهام و هُدى__
نوشته شده توسط : فرشید احمدی
تبلیغات 

