با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای آسی نیستم
آماده ام تا تر بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو آمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا آه بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام
حرف بزن ابر مرا باز آن
دیرزمانی است آه بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یك صحبت طولانی ام
نوشته شده توسط : فرشید احمدی
تبلیغات 

