تو را گم می آنم هر روز و پیدا می آنم هر شب
بدیناسن خوابها را با تو زیبا می آنم هر شب
تبی این گاه را چون آوه سنگین می آند آنگاه
چه آتشها آه در این آوه برپا می آنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
آه پیچ و تاب آتش را تماشا می آنم هر شب
مرا یك شب تحمل آن آه تا باور آنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می آنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
آه این یخ آرده را از بیكسی ها می آنم هرشب
تمام سایه ها را می آشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می آنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می آنم هر شب
آجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
آه من این واژه را تا صبح معنا می آنم هر شب
نوشته شده توسط : فرشید احمدی
تبلیغات 

