آقا ببین دل من گرفته. نه فقط دل
من، دل تمام جمع گرفته. قلبها شکسته، غمزده و خاموش اند. خورشیدی که از غرب طلوع
کرده بود، در شرق غروب کرده. همه خسته اند. برای یقین این مردم چهارده تا ستاره بس
نیست؟ چرا این مردم ناسپاسند؟ آقا، چرا باید؟ چرا شما هم که تمام زندگیتونو وقف
حقیقت انکار نا پذیر دینمون کردی، باید قبل از اومدن حکومت عدل الهی بری؟ مگه چی
میخواستی؟ حکومتت ، حکومتی که بنا نهادی، با حکومت مهدی فرق میکرد؟ خوب البته فرق
هم داشت. اما کم کاری از شما نبود، از ما مردم قدر نشناس بود. حکومتی که شما
میخواستید بنا کنه خود اسلام بود، اما چه میشه کرد، خیلی تنها بودید؟ شما خیلی تلاش کردید، اما همه مون بی چشم و رویی این مردم رو
دیدیم.
هه! کسایی که دم از صداقت و اسلام میزدند، حالا نه همه شون ولی بیشترشون، حالا جیره خور کسایی اند
که شما کلی زحمت کشید تا دستشونو از کشورمون کوتاه کنید. تا دیروز دم از دین
میزدند، تو کوچه و بازار دست مردم رو میگرفتند. اما امروز معلوم
شد مثل گرگی هستند که تو جلد میش رفتن. حالا که رو دست خوردن نقابشون افتاده دم از
دموکراسی میزنند و میخوان کشف حجاب. آقا شما درست میگفتین منم موافقم ما مردم
سالاری اسلامی میخوایم نه دموکراسی غربی.
و در پایان آقا، همیشه میگم لعنت به 14 خرداد.
نوشته شده توسط : فرشید احمدی



