نشان دادن همانندی بین دو یا چند
پدیده است. هر تشبیه در اصل چهار رکن و پایه دارد. ارکان تشبیه:
1- مشبه 2- مشبهٌ به 3- ادات تشبیه 4-
وجه شبه
بر افروخت چون
گل رخ تاجبخش بخندید و
از جای برکه درخش
شب تیره چون روی رنگی سیاه ستاره نه پیدا نه
تابیده ماه
سر نره غران چو دیو
سپید کزو کوه
لرزان بود همچو بید
سوی رستم آید چو کوهی
سیاه از
آهنش ساعد و ز آهن کلاه
زدش بر زمین همچو
شیر ژیان چنان
کز تن ری برون سود جان
بیامد کلاهور چو نره
شیر به پیش
جهانجوی مرد دلیر
همی گرز بارید بر
خود و ترگ چو
باد خزان بارد از بید برگ
بر خویش خواندش
چو سرو روان خرامان
بیامد بر پهلوان
همه غار یکسر تن
کشته بود جهان
همچو دریای خون گشته بود
تو دانی نیای تو
جمشید بود که تاجش
چو رخشنده خورشید بود
کنایه:
کنایه پوشیده سخن
گفتن است درباره امری و به عبارتی دریافت معنی است از طریق استدلال.
کنون عمر نزدیک
هشتاد شد امیدم
به یکباره بر باد شد
که من چند گونه
پژوهش کنم نکرده
بدی راه پوزش کنم
خروشی برآمد ز
آورد گاه که
تاریک شد روی خورشید و ماه
چنین گفت سپس با
پشوتن که نیز بر این آتش
دختران آب ریز
شکسته شد ای
نامور پشت تو از
این پس بود باد در مشت تو
ز گردون و گردان
که یارد گذشت خردمند گرد
گذشته نگشت
چو خورشید گشت از
جهان نا پدید شب تیره بر
دشت لشکر کشید
به دو نوک پیکان
دو چشمش بدوخت به مرد آتش کینه
چون بر فروخت
چنین است رسم
سرای درشت گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
بپیچید از این
گفته رستم چنان که
هر موی بر تن شدش چون سنان
نوشته شده توسط : فرشید احمدی



