آوردن واژه ای است با حد اقل دو معنی
که یکی نزدیک به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد و مقصود شاعر معمولاً معنی دور و گاه
هر دو معنی است.
سر آمد کنون رزم اسفندیار که جاوید بادا سر
شهریار
شه تازیان چون به
خوان دست برد سر کم خرد مهر
او را سپرد
سرش را بدین گرزه
گاو چهر بکوبم
نه بخشایش آرم نه مهر
نشاندم بدین تخت
من کیقباد چه
کاووس دانم چه خشمش چه باد
و گر چون ستاره
بر سپهر ببری ز
روی زمین پاک مهر
کدامین پدر هرگز
این کار کرد سزاوارم
اکنون به گفتار سرد
همی برد خواهد به
گردش سپهر نباید
فکندن بدین خاک مهر
به زاری همی مویه
آغاز کرد همی
بر کشید از جگر باد سرد
اگر بر چنین روی
گردد سپهر بپوشد
میان دو تن روی مهر
نوشته شده توسط : فرشید احمدی



