تبلیغات
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
زنال - پست های آسمانی

مقالات و اطلاعات رایگان همراه با محصولات ارزان قیمت .
هر روز یک کارت شارژ 10 هزار تومنی ایرانسل و یک 10 هزار تومنی همراه اول.

فرشید احمدی

جستجو

 

لانه جاسوسی و عبرتهایی که گرفته نشد! Spy Home: Informer legation of america

سه شنبه 1 دی 1388   09:33 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،آسمانی ،

دانشجویان خشمگین پشت در سفارت آمریکا

دانشجویان خشمگین پشت در سفارت آمریکا

صبح روز سیزدهم آبان ۱۳۵۸ دانشجویان منتخب از دانشگاههای شریف و پلی تکنیک و ملی گردهم آمدند و دانشگاه تهرانی‌ها نیز هم‌زمان در دانشگاه خود حاضر شدند تا در یک حرکت هماهنگ به سوی ساختمان سفارت آمریکا در تهران حرکت کنند.

نصب عکس امام(ره) بر سردر سفارت آمریکا

نصب عکس امام(ره) بر سردر سفارت آمریکا

عده‌ای باید پس از ورود به ساختمان سریعاً مراجعه و گفت‌وگو با ارگانهای مربوطه را آغاز می‌کردند، برخی باید ورود محمد موسوی خوئینی‌ها را تدارک می‌دیدند و گروهی نیز باید امر تبلیغات را بر عهده می‌گرفتند. دختران دانشجو نیز باید آهن‌برهایی که برای بریدن قفل و زنجیرهای در سفارت تهیه شده بود را زیر چادرهایشان حمل می‌‌کردند.

همیاری در ورود به سفارت

همیاری در ورود به سفارت

ساعت ۱۰ صبح، دانشجویان با سر دادن شعار «الله اکبر» به طرف سفارتخانه حرکت کردند و قفل و زنجیرهای در را با آهن‌بر بریدند. دانشجویان با شکستن در به راحتی به حیاط سفارت وارد شدند. دانشجویان به طرق مختلف سعی در ورود به محوطه سفارت داشتند.

دستگیری اعضای سفارت

دستگیری اعضای سفارت

با فرا رسیدن ظهر، دانشجویان پیرو خط امام، محمد موسوی‌خوئینی‌ها را نیز به میان خود آوردند. با شنیدن خبر موافقت امام خمینی(ره)، جوش و خروشی دیگر در آنها پدید می‌آید و تماس‌ها با نهادها و سازمان‌های مربوط جهت مطلع کردن آنها آغاز شد.

آتش زدن پرچم آمریکا

آتش زدن پرچم آمریکا

در جریان تصرف سفارت آمریکا، 52 کارمند و دیپلمات حاضر در این سفارتخانه، به گروگان گرفته شدند. این حادثه از همان هنگام و در متن التهابات جامعه ایران، دستمایه ای مناسب را در اختیار برخی گروه ها قرار داد که از آن برای به دست گرفتن قدرت و تثبیت موقعیت خود در حاکمیت بهره بگیرند.

سفارت در تسخیر دانشجویان

سفارت در تسخیر دانشجویان

اشغال سفارت آمریکا، اگرچه به گفته عاملانش، اقدامی از پیش طراحی شده نبود، اما به هر حال، پیامدهایی دامنه دار و دراز مدت در عرصه های سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی برجای گذاشت.

اقامه نماز در محوطه سفارت

اقامه نماز در محوطه سفارت

سقوط دولت موقت و قدرت گیری جناح چپگرای جمهوری اسلامی و تبدیل آمریکا به اصلی ترین دشمن انقلاب اسلامی، تاثییری تعیین کننده بر رویدادهایی گذاشتند که در دو دهه گذشته، سیمای درونی و چهره جهانی جمهوری اسلامی را رقم زدند.

تحقیر کارکنان سفارت

تحقیر کارکنان سفارت

دفاع جریان های عمده مارکسیستی، نظیر حزب توده و سازمان فداییان خلق، اکثریت، از اقدام دانشجویان پیرو خط امام، نشانه ای روشن از این نزدیکی و همسویی دست کم در یک مورد تعیین کننده، یعنی نحوه مواجهه با آمریکا بود، حتی دیگر گروه های مارکسیستی منتقد و یا مخالف جمهوری اسلامی نیز، اشغال سفارت آمریکا را به طور صریح یا تلویحی تایید کردند.

آمریکاییها در بازداشت

آمریکاییها در بازداشت

اگرچه تا زمان رحلت امام خمینی(ره)، این جناح چپگرا بود که خود را وارث تمام عیار اشغال سفارت آمریکا می دانست و آن را گرامی می داشت، اما پس از رحلت امام(ره)، جناح محافظه کار چنین وظیفه ای را بر عهده گرفت. در حقیقت، در فاصله یک دهه، آمریکا به تابوی اصلی جمهوری اسلامی و ملاک و معیاری تغییر ناپذیر در تعیین رویکردها و جهت گیری ها در حوزه سیاست خارجی بدل شده بود. چنین امری، در عین حال، پیامدهای ناگزیری نیز در عرصه سیاست داخلی و معادلات سیاسی درون قدرت داشت.

برخی از منتقدان سیاست های جمهوری اسلامی بر این باورند که در مقابل یک گروگانگیری 444 روزه، اکنون بیش از دو دهه است که منافع ملی ایران گروگان مشی و روشی است که در سیزدهم آبان ماه سال 1358، در پی اقدامی که گفته شده از پیش طراحی نشده بود، آغاز شد.

تحقیر کارکنان سفارت

تحقیر کارکنان سفارت

به ابتکار امام خمینی پس از چندی زنان و پس ازآن سیاه پوستانی که در میان گروگان ها بودند آزاد شدند اما بقیه که ارکان سفارت آمریکا بودند به مدت ۴۴۴ روز در ایران به عنوان گروگان باقی ماندند. دانشجویان سرانجام به دستور رهبر کبیرانقلاب اسلامی، جاسوسان را تحویل دولت دادند و مقرر شد که مجلس شورای اسلامی در باره آنان تصمیم بگیرد

حبیب الله بیطرف یکی از دانشجویان پیرو خط امام

حبیب الله بیطرف یکی از دانشجویان پیرو خط امام

مجلس هیئتی را تعیین کرد و مذاکرات با میانجی گری دولت وقت الجزایر بین ایران و آمریکا آغاز شد که منجر به امضای بیانیه های الجزایر شد. گروگان ها نیز یک روز پس از روی کار آمدن رییس جمهور جدید آمریکا (ریگان) و شکست جیمی کارتر در انتخابات آزاد شدند.

سفارت آمریکا اسناد را از بین می برد

سفارت آمریکا اسناد را از بین می برد

قبل از تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان خط امام، دو بار سفارت آمریکا به دست چریک های فدایی خلق (از گروه های مارکسیست) اشغال شده بود. یک بار در 5 دی ماه 1357 و دیگری در 25 بهمن1357. که این اقدامات با مخالفت سران حکومت مواجه شد.

معصومه ابتکار مترجم دانشجویان

معصومه ابتکار مترجم دانشجویان

معصومه ابتکار ملقب به خواهر مری سالها پس از تسخیر سفارت آمریکا در دولت اصلاح طلب محمد خاتمی به درجه های عالی مدیریتی منصوب شد. مترجم سابق دانشجویان پیرو خط امام هم اینک عضو شورای اسلامی شهر تهران است.

باری روزن از گروگانهای آمریکایی

باری روزن از گروگانهای آمریکایی

سالها پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران، عباس عبدی یکی از دانشجویان خط امام حاضر در تسخیر سفارت آمریکا با باری روزن یکی از بازداشت شدگان در پاریس ملاقات و گفتگو کردند. در این مناظره هر دو طرف ادعا کردند که مردم ایران و آمریکا آمادگی آن را دارند که گروگانگیری را به فراموشی بسپارند و از ارتفاع دیوار بی اعتمادی بکاهند.

بازگشت گروگانها

بازگشت گروگانها

444 روز پس از تسخیر سفارت آمریکا و بازداشت کارکنان آن، در ۳۰ دی ۱۳۵۹ پس از توافقات دو کشور و با پذیرش اعلامیه الجزایر از سوی دولت آمریکا، گروگان‌های آمریکایی آزاد شدند.

http://eri.ict.gov.ir/stamp/eslam/StampPic720.jpg
http://www.rasekhoon.net/_websitedata/article/articleimages/730/11319/130.jpg

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/18/41464_681.jpg

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/dastehkelid/%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87.JPG



در انقلاب اسلامی ایران حوادث گوناگون بسیاری رخ افتاده است اما آنچه بالاتر از همه، از سوی امام راحل (انقلاب دوم) لقب گرفت، تسخیر سفارت آمریکا در ایران بود. به تعبیر دیگر می توان گفت که با پیروزی انقلاب اسلامی استبداد داخلی و با تسخیر سفارت آمریکا استعمار از ایران ریشه کن شد.

گروههایی که از این واقعه ضربه خورده اند طی این سالها، تلاش کرده اند تا حقایق را به گونه ای دیگر جلوه دهند. خصوصا با تغییر مواضع سیاسی تعدادی از تسخیرکنندگان سفارت آمریکا، شبهاتی درباره مشروعیت این اقدام ایجاد شده است لذا متأسفانه علیرغم اینکه بسیاری از صاحبنظران و روزنامه نگاران غربی در این مورد مقاله یا کتابهای زیادی منتشر کرده اند یا بخشی از آثار خود را به بررسی این واقعه از دید خود اختصاص داده اند، در ایران هنوز یک اثر تحلیلی جامع و عمیق در مورد این واقعه در اختیار نداریم.

این پژوهش این گونه سامان یافته است، فصل اول در بر دارنده کلیات است و در آن به مفاهیم، سابقه تاریخی احتمالی چنین اقداماتی، تاریخچه و سیر توصیفی اشغال سفارت آمریکا و نیز مباحث حقوقی، اشاره کرده است. در فصل دوم، مواضع و نظرهای نیروهای سیاسی آن زمان در برابر این واقعه جمع آوری شده و در فصل سوم آثار و پیامدهای داخلی تسخیر لانه جاسوسی و در آخر فصل چهارم آثار و پیامدهای خارجی آن بیان شده است.
از نقاط متمایز این کتاب بررسی و موضع از لحاظ حقوقی و بیان نظرات فرانسیس آنتونی بویل استاد حقوق دانشگاه ایلینویز آمریکا و استناد او به اصل دفاع مشروع پیشگیرانه برای تبیین تسخیر سفارت آمریکا است.

در این پژوهش سعی شده تا بگونه ای جامع اثر این واقعه بر انقلاب اسلامی و آثار و پیامدهای آن را مشخص کند در حالی که بقیه آثار پیرامون این واقعه مجموعه ای از خاطرات و به شیوه توصیفی هستند. به عنوان نمونه کتاب خانم معصومه ابتکار که برای تنویر افکار عمومی در غرب به زبان انگلیسی منتشر شده و در سال 1379 ه. ش به همت انتشارات اطلاعات به فارسی ترجمه شد. کتاب مذکور اگر چه منبع فارسی برای آگاهی از رویدادهای آن زمان محسوب می شود، اما سیر تحلیلی کافی و جامع ندارد و از دیدگاه ایشان نوشته شده است.

کتاب دیگر در این زمینه، کتاب (بحران 444 روزه در تهران) است که در سال 1379 ه .ش توسط موسسه نشر و تحقیقات ذکر منتشر شده است. این اثر، رویکرد تحلیلی تری نسبت به اثر قبلی است اما متأسفانه بدون ذکر منبع و ارائه تحلیل و نظرهای صاحبنظران است.

با نگاه به اسناد و مطالعه کتابهایی که در این موضوع که خصوص توسط صاحبنظران آمریکایی نوشته شده، می توانیم آثار دیگر این واقعه که از دید نویسنده مغفول مانده است را بیابیم. از جمله آنها شکست کارتر در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری و شکست ..... آمریکا و تحقیر آن و افشای اسناد لانه جاسوسی و فعالیتهای توطئه آمیز آنان در ایران و کشورهای منطقه است.

بطور خلاصه خوانندگان محترم می توانند موارد زیر را در این کتاب بیابند: (اگر بخواهیم بطور اجمال نگاهی به کتاب بیندازیم مطالب زیر را در آن می توانیم بیابیم)

از نظر نویسنده می توان دلایل زیر را حزء عوامل و دلایل اشغال سفارت بیان کرد:
الف) تسخیر سفارت واکنش طبیعی به 25 سال توهین و تحقیر ملت ایران توسط آمریکا و دست نشانده آن شاه بود.
ب) تسخیر سفارت برای مقابله با توطئه گریهای آمریکا در برابر انقلاب اسلامی اقدامی پیشگیرانه بود.
ج) سفر شاه به آمریکا و حمایت آمریکا از او خاطره کودتای 28 مرداد سال 1332 ه.ش در ذهن مردم ایران را یادآوری می کرد.
د) عملکرد دولت موقت سبب شد تا عده ای با هدف در تنگنا قرار دادن و استعفای آن سفارت را تسخیر کنند.
 

مواقع حضرت امام (ره) و مردم و گروههای سیاسی و دولت موقت

حضرت امام (ره) و نیروهای ارزشی که همراه واقعی انقلاب محسوب می شوند، این عمل را به شدت مورد تأیید و تمجید قرار دادند و از آن حمایت کردند. مردم ایران نیز که سالها در زیر چکمه های دژخیمان آمریکایی خود را لگدمال شده می دیدند با شنیدن این خبر گروه گروه به سوی آن شتافتند و با راهپیمایی که تا ماهها جلوی سفارت ادامه یافت، این اقدام را تأیید کردند. اما سران دولت موقت از این عمل انقلابی انتقاد کردند و کار به آنجا رسید که دولت موقت استعفا داد.

بطور کلی می توانیم موضع گیری همه گروههای سیاسی چپ و راست را به سه مرحله تقسیم کنیم:
الف) در مرحله اول، همه گروهها بدنبال حمایت جدی امام خمینی (ره) و مردم از حرکت مجبور شدند با تأخیر حداکثر چند روزه حمایت خود را از حرکت دانشجویان اعلام کنند.
ب) با آغاز افشارگری ها گروههای سیاسی واکنش های متفاوتی نشان می دادند. برخی می خواستند اسنادی را علیه رقبا افشاء کنند. برخی گروهها که افشاگری به ضرر ایشان بود دانشجویان را به طرفداری از گروههای خاص متهم می کردند . برخی هم سکوت کردند.
ج) با پایان افشاگری ها و آغاز مذاکرات مجلس برای آزادسازی گروگانها این گروهها به انتقاد شدید از دانشجویان پرداخته و آنان را محکوم کردند.

- آثار و پیامدهای داخلی این واقعه:
1. شفاف شدن مواضع گروهها و نیروهای داخلی انقلاب و سقوط دولت موقت
2. گامی به سوی تثبیت خط امام و جوانگرایی در انقلاب
3. تقویت همگرایی و وحدت ملی و روحیه خودباوری
4. قرارداد الجزایر

- آثار و پیامدهای خارچی این واقعه:
1. شکست حمله نظامی آمریکا به ایران در طبس
2. کودتای نوژه و جنگ تحمیلی
3. مسدود کردن دارایی ها و تحریم اقتصادی ایران
4. انزوای سیاسی ایران
 

شاید بتوان بهترین جمع بندی برای این چهار بخش را در تحلیل حجه الاسلام حاج احمد خمینی بیان کرد:

از مهم ترین دستاوردهای داخلی و خارجی انقلاب دوم، شکست ابهت دیرینه ی قدرت افسانه ای آمریکا بود. حقیقت این است که بعد از جنگ ویتنام، آمریکا در هیج صحنه ای به اندازه ی این اقدام انقلابی فرزندان امام، به رسوایی و ضعف و زبونی کشیده نشد. اعترافات مسئولین آمریکا بهترین گواه بر این مدعاست. این اقدام باعث رسوایی چهره و اهداف لیبرال ها شد و انقلاب اسلامی که می رفت به دست آنان مسخ شود و زمینه ی حضور دوباره ی آمریکا در ایران فراهم آید، نجات یافت و حاکمیت جناح انقلابی و پیرو خط امام، در کشور تقویت شد. بعد از پیروزی 22 بهمن، در بی سابقه ترین شکل ممکن وحدت ملی متجلی شد و تمام اقشار مردم یکپارچه به حمایت از این اقدام برخاستند و دوباره شور انقلاب در سطوح مختلف احیا شد. نقشه ها و طرح های سری آمریکا در ایران و جهان برای حفظ آنها سرمایه گذاری زیادی شده بود افشا گردید، مجهزترین مرکز توطئه علیه نظام و انقلاب برچیده شد، به مبارزین مسلمان در کشورهای دیگر و نهضت های آزادیبخش ثابت شد که می توانند با حرکت های ابتکاری مورد حمایت ملت، رودرروی آمریکا بایستند و منافع نامشروع آن را در سطح جهان به خطر اندازند، در پهنه جهانی ثابت کرد که ایران بر سر اصول و آرمانهایش ثابت قدم ایستاده و به حق، پرچمدار نهضت های ضد استعماری است و قاطعیت رهبری امام در مبارزه اش با شرق و غرب بر جهانیان بیش از پیش روشن شد.




















































































نوشته شده توسط : فرشید احمدی

ایام سوگواری سالار عشاق حسین(ع) تسلیت باد

سه شنبه 1 دی 1388   08:55 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،شعر ،عمومی ،آسمانی ،

محرم ماهی بود که اعراب توی این ماه جنگ رو حروم می دونستند ( هم در دوران جاهلیت و هم بعد از اسلام)

ولی ...

وقتی حرف از محرم میشه بی اختیار یاد امام حسین (ع) می افتیم . امام حسین (ع) رو نمیشه با جملات تعریف و معرفی کرد .عشق به حسین رو نمیشه معنی کرد . دلیل عزاداری برای امام حسین (ع)  تو گرما و تو سرما رو نمیشه پیدا کرد .  

من کسی نیستم که بتونم از امام حسین (ع) چیزی بگم .

فقط میتونم بگم کسی هست که ادعا کنه من در راه اسلام تمام زندگیم و خونوادم و دار و ندارم رو حاضرم فدا کنم ؟؟؟؟ 

 


عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

 

     

شیعیان در سر هواى نینوا دارد حسین 

                                   خون دل با كاروان كربلا دارد حسین

از حریم كعبه و جدش به اشكى شست دست

                                  مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است

                                ورنه این بى حرمتى ها كى روا دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند

                                عزّت و آزادگى بین تا كجا دارد حسین

 

                              

 

حسین(ع)

آب می گوید حسین مهتاب می گوید حسین

منبرو سجاده ومحراب می گوید حسین

خاک می گوید حسین افلاک می گوید حسین

هر کسی که خورده شیر پاک می گوید حسین

صبر می گوید حسین بی صبر می گوید حسین

پیکر من در میان قبر می گوید حسین

بیشه می گوید حسین اندیشه می گوید حسین

غنچه و باغ و گیاه و رییشه می گوید حسین

دار می گوید حسین دلدار می گوید حسین

در مدینه احمد مختار می گوید حسین

شور می گوید حسین منشور می گوید حسین

جنیان را تا ابد منصور می گوید حسین

یار می گوید حسین ایار می گوید حسین

فاطمه بین در و دیوار می گوید حسین

یاس می گوید حسین احساس می گوید حسین

در کنار علقمه عباس می گوید حسین

نار می گوید حسین ذوالنار می گوید حسین

بین میدان حیدر کرار می گوید حسین

گاه می گوید حسین نا گاه می گوید حسین

شمس و نجم و کهکشان و ماه می گوید حسین

خاک می گوید حسین افلاک می گوید حسین

مجتبی با سینه ی صد چاک می گوید حسین

لاله می گوید حسین آلاله می گوید حسین

در خرابه دختری با ناله می گوید حسین

تار می گوید حسین دستار می گوید حسین

شام و کوفه کوچه و بازار می گوید حسین

آه می گوید حسین دلخواه می گوید حسین

آیه های حضرت اله می گوید حسین

دانه می گوید حسین دوردانه می گوید حسین

تا به محشر این دل دیوانه می گوید حسین

اود می گوید حسین معبود می گوید حسین

تا ظهورش مهدی معود می گوید حسین

روح می گوید حسین مشروح می گوید حسین

ساقی سر تا به پا مجروح می گوید حسین

بال می گوید حسین اقبال می گوید حسین

این دل سر گشته در هر حال می گوید حسین

         

               

حلول ماه محرم و شهادت سالار شهیدان امام حسین(ع) تسلیت و تعذیت باد.



نوشته شده توسط : فرشید احمدی

درخواست کمک

شنبه 21 آذر 1388   07:56 ب.ظ


نوع مطلب : آسمانی ،عمومی ،

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با سلام، اینجانب جوانی هستم 20 ساله و پایبند اخلاقیات و دین، که در خانواده ای غیر مذهبی بزرگ شده ام. از خواست و به شکرخدا، عاشق یکی از دختران فامیل شده ام، که او نیز به عقاید مذهبی بسیار وابسته اند. به همین دلیل پدرم با این ازدواج مخالف است. من هم به دلایلی نمیتوانم به این فراغ پایان دهم. من دانشجوی رشته الکترونیک هستم و هنوز خدمت سربازی را انجام نداده ام. وهیچ سرمایه ای برای شروع زندگی مشترک ندارم. علت نوشتن این نامه خسته کننده این است که؛ گرهی بکارم خورده، و در خواب دیدم که باید این کار را بکنم.

غرض از نوشتن این نامه دو درخواست است، که از شما خواهش میکنم، حد اقل یکی از آن دو را عجابت بفرمایید:

اگر از وضع مالی خوبی برخوردارید و توانایی و تمایل  به کمک مالی دارید، در حد تمایل و سخاوت خود به من کمک کنید.در غیر اینصورت:

با یک صلوات و دعا از خدا بخواهید، که کمکم کند.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ ﴿2﴾ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴿3﴾ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِیمٌ ﴿4﴾

مؤمنان همان كسانى‏اند كه چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توكل مى‏كنند (2) همانان كه نماز را به پا مى‏دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏كنند (3) آنان هستند كه حقا مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نیكو خواهد بود (4)

سوره الأنفال آیه 2 تا 4

شماره کارت       6037702002480791    بنام فرشید احمدی قابل پرداخت توسط کلیه کارت های عضو شتاب در کلیه دستگاه های خود پرداز.

یا شماره حساب 0301487964004 بنام فرشید احمدی نزد باجۀ مهر بانک کشاورزی قابل پرداخت در کلیه شعب بانک کشاورزی.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

زندگی نامه احمد بن موسی شاه چراغ(ع)

شنبه 2 آبان 1388   09:53 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،آسمانی ،

زندگی نامه احمد بن موسی شاه چراغ(ع)

آرامگاه سید میراحمدبن موسی الكاظم (ع) برادر حضرت رضا (ع) - معروف به شاه چراغ در مركز شیراز و كنار میدانی به نام احمدی قرار دارد.

گنبد نیلوفری شاه چراغ به سبك بسیار زیبایی كاشی كاری شده و از دور پیداست. این آرامگاه در نزد شیرازی ها دارای شكوه و قداست خاصی است و به همین مناسبت همیشه زیارتگاه مؤمنین و مؤمنات بوده است.

درون حرم را با به كار بردن آینه های ریز رنگین، به سبكی هنرمندانه، آینه كاری كرده و انواع خط های زیبای فارسی و عربی، تزیین كننده نمای اطراف آینه ها و كاشی ها است.

بنای حرم، مشتمل بر ایوانی در جلو و حرمی گسترده در پشت ایوان است كه در چهار جانب حرم، چهار شاه نشین قرار گرفته و مسجدی نیز در پشت حرم (سمت غرب) ساخته شده است. ضریح مطهر در شاه نشین زیر گنبد قرار دارد و از نقره ساخته شده است.

حیاط شاه چراغ دارای دو در اصلی ورودی است كه در سمت جنوب و شمال حرم از زیر دو سر در بزرگ كاشی كاری شده گذشته و وارد حیاط وسیع حرم می شویم. در میان حیاط، حوض بزرگ فواره داری ساخته شده و در اطراف حوض درختكاری شده است. حرم مطهر شاهچراغ در سمت غرب حیاط و حرم سید میر محمد(ع)- برادر شاه چراغ - در سمت شمال شرقی حیاط قرار دارد.

غیر از دو در اصلی، دو در فرعی دیگر نیز وجود دارد كه یكی به بازار حاجی و دیگر به مسجد جامع عتیق می رود درگاه مانندی نیز از ضلع شمال حیاط وارد بازار شاه چراغ می شود.

در دور تا دور حیاط، اتاق هایی دو طبقه ساخته شده كه در پیشانی و جرزهای جلو آنها كاشی كاری شده است. ستون های آهنی ایوان حرم به وسیله چوب های نفیس پوشش داده شده و در سقف مسطح آن نیز چوب منبت كاری شده به كار رفته است. امكانات وسیعی مثل پاسگاه انتظامی، دفتر پست و مخابرات، كتابخانه و موزه در این حیاط وسیع برای رفاه مردم ایجاد شده است.

ویژگی های شخصیت احمد(ع):

حضرت احمد (ع) در نزد پدرش امام موسی كاظم(ع)، از جایگاه و احترام ویژه ای برخوردار بوده است. نوشته اند كه حضرت احمد، مردی كریم، جلیل القدر، بزرگوار و پارسا بود. حضرت امام موسی كاظم (ع) به دلیل علاقه ای كه به حضرت احمد (ع) داشت، ملكی به نام یسیره را به او هدیه كرد، ملكی كه بعدها حضرت احمد (ع) آن را فروخت و به وسیله آن هزار اسیر را آزاد كرد.

پیشنهاد شیعیان برای امامت حضرت احمد بعد از امام موسی كاظم (ع)

اعتبار و جایگاه احمد(ع) در بین فرزندان امام موسی (ع) تا اندازه ای بود كه پس از شهادت امام موسی كاظم (ع)، گروهی از مردم به حمایت از امامت احمد (ع) برخاستند و فرقه ای به نام امامیه را پدید آوردند.

شهادت احمدبن موسی(ع):

بنا به دستور قتلغ، سربازان وی به پناهگاه حضرت احمدبن موسی(ع) حمله ور شدند آن حضرت، شجاعانه در برابر سربازان به دفاع از خود پرداخت. دشمنان كه از پس او برنمی آمدند، دیوار پشتی مخفی گاه حضرت را خراب كرده و به درون خانه او نفوذ كردند و از پشت سر با شمشیر، فرق مبارك آن حضرت را شكافتند و سپس خانه را بر بدن مطهر او ویران كردند، این واقعه در تاریخ 17 رجب رخ داده است.

پیدایش قبر احمدبن موسی(ع):

تاریخ نویسان، زمان پیدایش قبر حضرت احمد را یكسان ننوشته اند. گروهی آن را در زمان امیر عضدالدوله دیلمی (373-338) و گروهی دیگر، در زمان امیر مقرب الدین مسعودبن بدر (متوفی به سال 665 ه.ق) نوشته اند.

تاریخچه آرامگاه احمدبن موسی(ع):

در سال 745 (ه.ق) مادر شاه شیخ ابواسحاق اینجو پادشاه فارس، ملكه تاشی خاتون اقدامات نیكویی بر بارگاه آن حضرت انجام داد. این بانوی نیكوكار، اقدام به بهسازی بارگاه كرد و در عرض 5 سال از سال 745 تا 750 (ه.ق) آرامگاهی وسیع و گنبدی بلند بر آن ساخت. همچنین در جنب آرامگاه، مدرسه ای وسیع بنا كرد. او همچنین تعداد زیادی از مغازه های بازار نزدیك حرم و ملك میمند فارس را وقف بر این آستان مقدس كرد.

ابن بطوطه جهانگرد مراكشی كه در سال 748 (ه.ق) برای بار دوم به شیراز سفر كرده، در سفرنامه خود درباره اقدامات ملكه تاشی خاتون و توصیف آرامگاه، چنین نوشته است:

این آرامگاه در نظر شیرازی ها احترام تمام دارد و مردم برای تبرك و توسل به زیارتش می روند. تاشی خاتون، مادر شاه ابواسحاق، در جوار این بقعه بزرگ، مدرسه و زاویه ای ساخته است كه در آن به اطعام مسافران می پردازند و عده ای از قاریان پیوسته بر سر تربت امام زاده، قرآن می خوانند شب های دوشنبه، خاتون به زیارت آرامگاه می آید و در آن شب قضات و فقها و سادات شیراز نیز حاضر می شوند. این جمعیت در بقعه جمه می شوند و با آهنگ خوش به قرائت قرآن مشغول می شوند. خوراك و میوه به مردم داده م یشود و پس از صرف طعام، واعظ، بالای منبر می رود و تمام این كارها در بین نماز عصر و شام انجام می گیرد.

خاتون در غرفه مشبكی كه مشرف به مسجد است، می نشیند. در آخر هم (به احترام این بقعه) همانند سرای پادشاهان طبل و شیپور و بوق می نوازند.

در سال 912 (ه.ق) به دستور شاه اسماعیل صفوی، بهسازی گسترده ای بر آرامگاه انجام گرفت. 85 سال بعد بر اثر زلزله سال 997 (ه.ق)، نیمی از گنبد آرامگاه ویران شد كه دوباره در سال های بعد بازسازی گردید.

در سال 1142 (ه.ق) نادرشاه افشار بهسازی گسترده ای بر این آرامگاه انجام داد و به دستور او قندیل بزرگی در زیر سقف و گنبد آویزان كردند. نادرشاه پیش از گرفتن شیراز و غلبه بر افغان ها، پیمان بسته بود كه اگر در جنگ پیروز شود، بهسازی شایسته ای بر این بقعه انجام دهد. بنابراین پس از پیروزی بر افغان ها و تسلط شیراز، 1500 تومان پول آن زمان را صرف بهسازی شاه چراغ كرد و قندیل او 720 مثقال وزن داشته كه از طلای ناب و زنجیر نقره ای ساخته بوده اند. این قندیل تا سال 1239 (ه.ق) همچنان آویزان بود.

در زلزله سال 1239 (ه.ق) شیراز با خاك یكسان شد و این آرامگاه نیز به كلی مخروبه گردید، نویسنده تذكره دلگشا كه خود شاهد این زلزله بوده است چنین می نویسد:

گنبد بقعه (شاه چراغ) كه از غایت ارتفاع، آفتاب جهان تاب هر روز در نیم روز خود را در سایه آن كشیدی به یك دفعه چنان بر زمین خورد كه زمین شكافته و در اعماق خاك فرو رفت... و آن عمارات عالی ... تو گویی همیشه ویران بوده ... .

پس از زلزله، قندیل اهدایی نادرشاه را فروختند و صرف بازسازی آرامگاه كردند.

در سال 1243 (ه.ق) به دستور فتحعلی شاه قاجار، حسینعلی میرزا فرمانفرما، پی گیر شد تا كف بقعه را یك متر از سطح زمین بلندتر بسازد. این كار صورت گرفت و به جای استفاده از سنگ و ساروج، آن را از سنگ و آجر و گچ بنا كردند و در آخر ضریحی نقره ای بر مزار مطهر نصب كردند. در سال 1269 (ه.ق) بر اثر زلزله، گنبد آرامگاه شكست و فرو ریخت. در همان سال محمدناصر ظهیرالدوله آن را نوسازی كرد.

در سال 1289 (ه.ق) مسعود میرزا ظل السلطان دری نقره ای بر ورودی حرم نصب كرد و در سال 1292 (ه.ق) شاهزاده ظل السلطان، ساعت زنگ دار بزرگی بر برج جنوبی بقعه نصب كرد.

در سال 1306 (ه.ق) آینه كاری مفصلی بر دیوارهای داخل حرم انجام گرفت.

در سال 1336 خورشیدی، آخرین گنبد قدیمی آرامگاه برچیده شد و اولین گنبد با بتون آرمه ای توسط انجمن آثار ملی و اداره باستان شناسی فارس ساخته شد.

در سال 1360 خورشیدی با حكمی از سوی حضرت امام خمینی (ره) سید محمد مهدی دستغیب به تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی منصوب شدند.

از نخستین سال های پس از انقلاب اسلامی، تاكنون كارهای زیر انجام گرفته است:

- توسعه مجموعه فرهنگی مذهبی حرم در زمینی به مساحت 100 هزار متر مربع.

- ایجاد 162 حجره در دور تا دور حیاط در دو طبقه كه پیشانی و تاق نمای این حجره ها تماماً كاشی كاری شده است.

- نصب سنگ مرمر در كف حرم مطهر و دیوارهای اطراف.

- سنگ فرش كردن حیاط وسیع آرامگاه.

- ساخت سر در جنوبی كه اسكلت این در، بتون آرمه است و قسمتی از وصیت نامه امام بر روی كاشی معرق به خط نستعلیق

زینت بخش فضای درونی آن است. دو لنگه در وروردی آن از چوب ساج تهیه شده و به وسیله ورق و قبه های هشت پر برنزی آراسته شده است.

- در غرب حرم، سالنی زیبا ساخته شده كه كف آن و دیوارهای اطراف تا ارتفاع 1.5 متر سنگ مرمر شده و اسامی الهی با خط زیبا و به رنگ طلایی بر سطح آن نوشته شده اتس. پنجره های مشبك چوبی و شیشه های رنگی در شكل مختلف، زیبایی آن را دوچندان كرده است. آینه كاری و گچ بری آن به سبك سنتی انجام گرفته است.

- ساخت گلدسته جنوبی، این گلدسته شبیه و قرینه گلدسته شمالی است. كاشی كاری آن دارای رنگ طبیعی است. اگر چه بدنه آن و نوشته هایش شبیه گلدسته شمالی است اما سطح گلدسته شمالی به نام های خداوند مزین شده و حال آن كه بر بدنه این گلدسته،

نام های امامان و لقب های آنها با هنرمندی خاصی نوشته شده ا ست.

- در سقف ایوان، چوب ساج به كار رفته و اسامی الهی و ائمه اطهار با چوب نارج و افرا بر آن نوشته شده است.

- حوض بزرگی در میان حیاط با الهام از سبك مذهبی ساخته شده است. سنگ های بزرگ این حوض از جنس چینی است و از معادن نی ریز فارس تهیه شده است.

- در دور تا دور آرامگاه، خارج از محوطه، بازارهایی دوطبقه ساخته شده اند. ساختمان این بازارها اگر چه با مصالح نوین ساخته شده، اما در ساخت آن، شیوه سنتی و معماری اصیل ایرانی محفوظ مانده است.

برگرفته از سایت:http://www.shirazcity.org

 اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

دوست گرامی در صورتی که اطلاعات بیشتری درباره حضرت احمد بن موسی شاه چراغ (ع) دارید ما را بی بهره نگذارید.با تشکر

 التماس دعا


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

زندگینامه حضرت آدم (ع)

شنبه 2 آبان 1388   07:28 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،آسمانی ،

خلقت آدم

خدای متعال زمین را در دو نوبت خلق كرد، كوهها را روی زمین بنا نهاد و زمین را بین همه كرات بركت داد و خوراك اهل زمین را در چهار نوبت مقدر كرد.

آنگاه آسمان را از ماده ای شبیه گاز مشتعل آفرید و به آسمان و زمین دستور داد، بیایید! آسمان و زمین گفتند: با میل آمدیم و سپس هر دو را مسخّر ساخت.

سپس خدا به عرش پرداخت و خورشید و ماه را مسخر خود ساخت و مقرر كرد تا وقت معلوم در گردش باشند، آنگاه فرشتگان را آفرید تا همواره او را ستایش كنند و نامش را مقدس دارند و در عبادتش مخلص باشند.

پس از آن، اراده و مشیّت خداوند بدان تعلق گرفت كه آدم و ذریّه او را بیافریند، تا در زمین سكنی گزینند و در آبادانی آن بكوشند. خدا فرشتگان خود را در جریان گذاشت و به آنها خبر داد كه به زودی مخلوق دیگری می آفرینم كه در روی زمین منتشر می شوند. از منابع زیرزمین استخراج می كنند و گروه گروه جای یكدیگر قرار می گیرند و زمین را حفظ می كنند.

فرشتگان مخلوقاتی هستند كه خدا آنان را جهت پرستش خود برگزیده است و نعمت خویش را بر آنان جاری و فضل خود را بر آنان مخصوص نموده است. آنان را در راه خشنودی خود موفق و در طریق اطاعت خویش حمایت نموده است.

ملائك از راز خلقت و خلافت انسان بی خبر بودند، لذا بر آنان گران آمد كه خدا موجودات دیگری را خلق كند، زیرا خداوند فرموده بود كه بیشتر این موجودات در تقوی و عبادت به پای فرشتگان نمی رسند، پس آنها ترسیدند كه شاید اراده خدا در خلقت انسان، به خاطر قصور آنان در انجام وظیفه اشان بوده است، لذا بی درنگ به تبرئه خویش پرداختند و عرضه داشتند: بار خدایا! با این كه، ما همواره تسبیح و تقدیس تو را می نماییم، چگونه اراده شما بر خلقت دیگری قرار گرفته است؟ می خواهی آنان را روی زمین جانشین خویش قرار دهی؟ آیا می خواهی این نو آفریدگان، در منافع زمین با یكدیگر به اختلاف برخیزند و هر یك فواید آن را برای خویش بخواهند و آنگاه به فساد بپردازند و خون های فراوان بریزند و جان های پاك و منزه را تباه كنند؟!

فرشتگان رمز خلقت انسان را سوال كردند تا شبهه آنان بر طرف و وسوسه از فكرشان خارج شود، یا شاید امیدوار بودند كه خدا آنان را در زمین جانشین خود قراردهد، چون فرشتگان قبل از بشر، نعمت خدا را رعایت و حق معرفت او را ادا كرده و در پرستش خدا خالص و در حكمتش تابع بودند، اما هرگز نمی خواستند شك و تردیدی نسبت به حكمت خدا و خلیفه او وارد سازند، زیرا ملائك، اولیاء مقرب خدا و بندگان شایسته او هستند، قبل از خدا سخن نمی گویند و همواره به فرمان او عمل می كنند.

خدای تعالی برای آن كه فرشتگان از حیرت در آیند، به آنان چنین پاسخ داد: "من در راز این آفرینش چیزی را می دانم كه شما نمی دانید" من در خلافت انسان بر روی زمین حكمت دارم كه شما بر آن وقوف ندارید. به زودی آنچه را خواستم خلق می كنم و آن كه را مایلم به نمایندگی خویش می گمارم. سپس آنچه بر شما مخفی است، آشكار می گردد و شما آن را مشاهده می كنید. آنگاه فرشتگان را امركرد، چون من آدم را آفریدم و از روح خود در آن دمیدم. همه (ازجهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده كنید.

خدا پیكر آدم را از گل پخته آفرید، سپس جان و روح در كالبد وی دمید و دستگاه عقل و حواسش را به كار انداخت و به اراده خدا چشمه ای از نور فضل و حكمت در او تجلی یافت و نام و راز مخلوقات را بر او آشكار ساخت، سپس موجودات را برای ملائك ظاهر ساخت و ندا داد: "اگر شما راست می گویید نام و راز این موجودات را برای من باز گویید!"

خداوند بدینوسیله خواست عجز فرشتگان را ثابت كند و محدودیت علمشان را آشكار سازد تا ملائك دریابند كه حكمت خدا بر این تعلق گرفته است كه آدم در علم و دانش نیز شایسته و سزاوارتر از فرشتگان باشد و اولویت خلافت خدا در روی زمین با آدم است و این موضوع قابل انكار نیست.

فرشتگان در پاسخ به سوال خداوند مبهوت ماندند و چون به حافظه خود مراجعه كردند تا پاسخی برای آن بیابند، در آن فرو ماندند و اظهار عجز و ناتوانی كردند و اعتراف كردند كه علمشان محدود است و بیش از آنچه از تو آموخته ایم، چیزی نمی دانیم و تو دانا و حكیمی. ­

آنگاه كه آدم از فیض الهی بهره برد و از نور علم او منور گشت و به راز و رمز مخلوقات پی برد، خداوند به او دستور داد: درباره آنچه فرشتگان از آن عاجز بودند برایشان سخن گوید و به آنها بفهماند كه نیروی دركشان از آموختن آن عاجز است، تا ثابت شود كه آدم دارای فضیلتی برتر از ملائك است و لیاقت خلافت خداوند بر زمین را دارد، لذا آدم طبق دستور خداوند آنچه را فرشتگان در آن درمانده بودند، بیان داشت و خدا خطاب به فرشتگان فرمود: مگر من به شما نگفتم از اسرار غیب آسمان و زمین آگاهم و آشكار و نهانتان را می دانم.

در این زمان برتری آدم آشكار گشت و فرشتگان رمز خلقت او را دریافتند و حكمت خلافت آدم بر روی زمین بر آنها روشن گشت. پس آنگاه خدا آنها را امر كرد به جهت اعتراف به مقام آدم، بر او سجده كنید. تمام ملائك با خضوع و فروتنی دعوت خدا را پذیرفتند و با ادای تعظیم رو به سوی آدم نهادند و در حالی كه پیشانی خود را بر زمین گذاشتند، بر او سجده كردند، جز شیطان كه از فرمان خدا سرپیچی كرد.



خود خواهی ابلیس

شیطان كه در صف فرشتگان بود از سر كبر و ترفع و خود خواهی با دستور خداوند مخالفت نمود و به نافرمانی روی آورد. زیر بار سجده آدم نرفت، خود خواهی كرد و در زمره كافرین در آمد.

خداوند از ابلیس پرسید سبب و علت خود داری تو از سجده بر آدم چه بود؟ چه چیز تو را از سجده بر مخلوقی كه من به قدرت و عنایت خویش آفریده ام منع كرد؟ آیا خود خواه شده ای و خود را برتر می دانی؟

ابلیس گمان كرده بود كه نژاد وی برتر از آدم و جوهراو اصیل تر از بشر است و كسی در شان و مقام، با وی برابر نیست و هیچ موجودی نمی تواند به مراتب عظمت او دست یابد، لذا عرضه داشت "من برتر از آدمم، مرا از آتش فروزان خلق كردی و آدم را از گل تیره" لذا سزاوار نیست كه من بر او سجده كنم".

ابلیس مخالفت خود را علنی ساخت و در نافرمانی خویش اصرار ورزید، از فرمان خدا سرپیچی كرد و حاضر نشد بر موجودی كه خدا با دست عنایت و قدرت خود خلق كرده بود، سجده كند و به همین جهت در زمره كافران در آمد.

خداوند ابلیس را بخاطر این نافرمانی مجازات كرد و از مقام قرب خود مطرود ساخت و به او چنین خطاب كرد: از صف ساجدان خارج شود كه تو رانده درگاه ما هستی و تا روز قیامت بر تو لعن و نفرین باد.

ابلیس از خدا خواست تا روز قیامت به او مهلت دهد و او زنده بماند. خدا خواهش او را برآورد و به او گفت: "تا روز معین و وقت معلوم تو را مهلت خواهد بود. چون خواسته ابلیس برآورده شد و آرزوی او جامه عمل پوشید، نعمت خدا را سپاس نكرده بلكه كفران نعمت نمود و منكر لطف خدا شد و گفت: "چون مرا گمراه كردی، برای گمراهی آدم و فرزندانش در كمین می نشینم، پس از پیش رو و پشت سرشان و از سمت راست و چپشان به آنان حمله می كنم. بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت."

خدا ابلیس را با خواری و خفت از درگاه خود راند و چون آرزوی او را برآورد، به او فرمود: به راهی كه انتخاب كرده ای وارد شو و در مسیر ناپسندی كه برگزیدی قدم بردار و با بانگ خویش هر كه را توانستی به خود جلب كن، "با سواره نظام و پیاده ات به آنان حمله بَر و در اموال و اولادشان شریك آنها شو و آنها را بفریب و مغرور ساز، به آنان وعده های دروغ بده و آرزوهای طولانی را در مغز آنها جایگزین كن!

ولی این را بدان كه من بین تو و مردمی كه عقیده ای صحیح دارند و بندگان خالصم كه هدفی استوار دارند، راهی باز نمی گذارم و تو نمی توانی بر آنان تسلط یابی، زیرا قلوب آنان از تو روی گردان است و گوششان به حرف تو بدهكار نیست.

اما چون تصمیم گرفته ای كه مردم را گمراه و آنان را منحرف سازی، برای تو حسابی سخت و عقابی سنگین است و من به یقین جهنم را برای تو و همه آنان كه از تو پیروی كرده اند، قرار می دهم.



آدم در بهشت

پس از آنكه خدا ابلیس را عقاب نمود و او را از نعمت خود محروم ساخت، متوجه آدم گردیده او و همسرش را وارد بهشت ساخت و به او وحی كرد كه نعمتی كه به تو عطا كرده ام به خاطر داشته باش، زیرا من تو را به فطرت بدیعی خلق كردم و به اراده خود، تو را مخلوقی تمام عیار نمودم، از روح خود در تو دمیدم و فرشتگان خود را به سجده تو وا داشتم و پرتوی از نور علم خود را به تو افاضه كردم.

ای آدم، ابلیس را به خاطر تو از رحمت خود محروم ساختم و آنگاه كه از فرمان من سرپیچی كرد لعنش كردم. خانه ابدی بهشت است و این منزل جاوید را جایگاه و مكان تو قرار دادم، اگر اطاعت فرمان كردی، پاداشت را نیكو می دهم و در این بهشت تو را تا ابد نگاه می دارم، ولی اگر نافرمانی مرا نمودی تو را از خانه ام اخراج می كنم و با آتش خویش تو را عذاب خواهم كرد، به خاطر بسپار! این ابلیس دشمن تو و همسرت است، از مكر او بر حذر باش تا از بهشت رانده نشوی.

خدا به آدم و همسرش اجازه داد كه در امنیت كامل از خوراكی های بهشت استفاده كنند و آنان را در چیدن هر میوه ای كه میل داشتند آزاد گذاشت و تنها از آنان خواست كه در بین آن همه نعمت، از میوه یك درخت صرف نظر كنند.

برای این كه هیچگونه ابهامی درباره این درخت باقی نماند و در شناسایی آن تردیدی نباشد، خداوند به درخت ممنوع اشاره و آن را مشخص كرد تا هر گونه شبهه كه ممكن است به ذهن آدم و همسرش راه یابد بر طرف گردد و مجدداً به آنان هشدار داد كه اگر به این درخت نزدیك شوید و یا از محصول آن بچینید، در زمره ستمگران قرار می گیرید، و در عوض به آنان وعده داد كه اگر از این درخت ممنوع صرف نظر كردید "وسائل آسایش و تنعم شما فراهم است و در بهشت، گرسنگی، برهنگی، تشنگی و درد برای شما وجود ندارد".

لذا صریحاً به آنان فرمود: "تو و همسرت در بهشت منزل كنید، هر گاه خواستید، با آزادی كامل از محصولات بهشت بخورید ولی به این درخت نزدیك نشوید كه از ستمگران می گردید."

آدم وارد بهشت شد و هر چه مطابق میلش بود مورد استفاده قرار می داد، در میان درختان بهشت گردش و در سایه آنها استراحت می كرد و از گلهای آن می چید و از محصولات بهشت لذت می برد و كام خود را شیرین می كرد و از آبهای گوارای بهشت می نوشید. همسر آدم نیز از این نعمت های بهشتی بهره مند و كامیاب بود و چون آب چشمه سعادت بر آنها جاری بود در كنار هم خوشبخت بودند.



وسوسه های ابلیس

ابلیس از آسایش آدم و همسرش و محرومیت خویش از رحمت خدا و بهشت برین سخت غضبناك بود، لذا تصمیم گرفت كاخ سعادت آدم را واژگون سازد و او را از نعمت های بهشتی محروم گرداند! زیرا به نظرش این آدم بود كه او را از اوج عزت به زیر كشید و از رحمت خدا و خشنودی او محروم ساخت و اكنون كه او از بهشت رانده شده و آدم در كامیابی از نعمت های بهشت بسر می برد، پس باید این شكست را جبران كند و با فریب آدم، او را نیز از این موهبت محروم سازد.

ابلیس برای فریب آدم و همسرش مخفیانه به بهشت راه یافت و با حیله و نیرنگ مشغول صحبت با آدم شد و به او وانمود كرد كه در رفاقت خود با آدم صادق و در پند و اندرز ناصحی مشفق است. ابلیس برای حصول اطمینان آدم هر راهی را پیمود و هر دری را كه می پنداشت امیدی در آن باشد كوبید، مهر و محبت خویش را بر آدم و همسرش عرضه داشت و از راه دلسوزی، ایشان را از زوال نعمتشان ترساند و به آنان گفت: " رمز این كه خدا شما را از میوه این درخت منع كرده این است كه اگر از آن استفاده كنید، فرشته خواهید شد و یا در بهشت جاویدان خواهید بود!"

ابلیس چون دید، آدم و همسرش از رای و مشورت او گریزانند و وسوسه اش در این زن و شوهر موثر نمی افتد، و گوش ایشان به حرف های او بدهكار نیست، برایشان سوگند یاد كرد كه من خیر خواه و امین شما هستم و قصد ضرر و زیان به شما را نداشته و نمی خواهم به شما صدمه ای وارد شود تا بدین ترتیب بر صحت قصد و رای خود تاكید كند.

سپس ابلیس در كار خود افراط و اصرار ورزید و به فریب آدم و همسرش ادامه داد تا به هر طریق بتواند دست آدم و حوا را به میوه ممنوع برساند و ادامه داد: بوی این میوه بسیار مطبوع و طعم آن بی نظیر است و رنگی بسیار زیبا و جالب دارد.

سرانجام مكر و حیله شیطان، آدم و همسرش را فریب داد و كلمات زیبا و وعده های شیرین ابلیس این زن و شوهر را اغوا كرد و عاقبت ایشان از رای او متابعت كردند و خود را به آنچه خدا نهی كرده بود، رساندند.



هبوط آدم علیه السلام

آنگاه كه آدم و همسرش از دستور خدا سرپیچی كردند، خدا نعمت خویش را از آنان گرفت و بهشت را بر آنان تحریم كرد و بر آنان یاد آوری نمود: "مگر من شما را از این درخت منع نكردم و به شما نگفتم: شیطان دشمن آشكار شما است"؟

آدم و همسرش توبه كردند و از كرده خویش پشیمان شدند و گفتند: "بارخدایا! به خویشتن ستم كرده ایم، اگر ما را نیامرزی و بما رحم نكنی ما از زیان كارانیم. خدا دستور داد: پایین بروید، و از بهشت خارج شوید. شما در زمین جایگزین می شوید در حالی كه بعضی با بعضی دیگر دشمن هستید و زمین تا هنگامی معین جایگاه شماست".

خداوند توبه این زن و شوهر را قبول كرد و لغزش آنان را بخشید و این بخشش آنها را امیدوار و خوشحال و چشمشان را روشن ساخت و آرزوی ماندن در بهشت و برخورداری مجدد از نعمت های آن در مغزشان خطور كرد: خدا از این فكر و تمایل ایشان آگاه بود، لذا به آنان دستور داد از بهشت بیرون روید و به آنان هشدار داد كه دشمنی بین شما و ابلیس برای همیشه باقی است. خدا این خبر را به آنان داد تا از مكر و فتنه او بر حذر باشند و اسیر وسوسه و نیرنگ او نشوند. خداوند صریحاً به این زن و شوهر فرمود: "هر دو از بهشت بیرون روید، كه برخی از شما با برخی دیگر دشمنید، اگر هدایتی از من به سوی شما آمد، هر كس هدایت مرا متابعت كرد نه گمراه شود و نه شقی و بدبخت گردد.

خدا ضروریات و نیاز آدم علیه السلام را در نظر گرفت و امیدی در دلش به وجود آورد تا به سوی تداوم زندگی قدم بردارد و در این راه تلاش كند. و به او خبر داد كه روزگار نعمت خالص و آسایش كامل، سپری گشته است. پس از خروج از بهشت و محرومیت از نعمت های آن همواره بر سر دو راهی خواهید بود: راه هدایت و گمراهی، راه ایمان و كفر، طریق فلاح و خسران. هر كس راهی را كه خدا تعیین كرده است؛ پیمود و در راه شریعت و سنت الهی و مسیر مستقیم گام برداشت، نباید از وسوسه شیطان و خدعه او ترس داشته باشد، ولی هر كس از یاد خدا غافل و از راه راست منحرف شد، اسیر سختی و محنت می گردد و در زمره كسانی قرار می گیرد كه سعی آنان در دنیا بی ثمراست در حالی كه فكر می كنند كار شایسته ای انجام می دهند و از نیكوكارانند.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

زندگینامه استاد شهید مطهری

شنبه 2 آبان 1388   07:24 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،آسمانی ،

شرح مختصر زندگانی مولف شهید
استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی
می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از
امیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.

کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.

پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی

کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد. به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای 1351 تا 1357 به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال 1355 به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.
گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال 1355 موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند.

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

زندگینامه آیت الله صدوقی

شنبه 2 آبان 1388   07:24 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،آسمانی ،

آیت‌ا… محمد صدوقی امام جمعه‌ی شهر یزد بود و در تابستان سال 1361 به شهادت رسید. پس از شهادت آقای صدوقی آیت‌ا… خاتمی به دستور امام خمینی(ره) امام جمعة یزد می‌شود. ایشان پدر سید محمد خاتمی هستند و چند سال پیش فوت کرده‌اند. (صدوقی) در سال 1287 شمسی در یزد متولد شدم. پدرم آقا میرزا ابوطالب یکی از روحانیون معروف این شهر بود. در مسجد روضه‌ی محمدیه نماز می‌خواند و امام جماعت بود. پدرم مرجع دینی بود و دست خط بسیار خوبی داشت. مردم به پدرم اعتماد زیادی داشتند. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم. از آن به بعد سرپرستی ما را پسر عمویم بر عهده گرفت و زندگی ما را اداره کرد. درس خواندن را از کودکی شروع کردم. تا 20 سالگی مقدمات علوم دینی را خواندم. بعد تصمیم گرفتم برای ادامه‌ی تحصیل به اصفهان بروم یعنی در سال 1308. قبل از مسافرت. با دختر عمویم ازدواج کردم و زندگی مشترک ما از اهیم سال شروع شد. در مدرسه‌ی چهارباغ اصفهان مستقر شدم. برف سنگینی در اصفهان بارید نتوانستم دوام بیاورم و برگشتم یزد. برای ادامه‌ی تحصیل این بار راهی قم شدم همسرم را هم با خودم بردم. در سال 1309 رفتیم به شهر قم. 21 سال در آنجا بودیم. خوشبختانه خیلی زود با آیت‌ا… حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی آشنا شدم. که بنیانگذار و مدیر حوزه‌ی علمیه قم بود این آشنایی باعث که مورد محبت آقای حائری قرار گرفتم. علاقه‌ی من به ایشان تا حدی بود که دیدن هر روزه‌ی ایشان را واجب می‌دانستم. من هم گرفتاری و مشکلات طلبه‌ها را به گوش ایشان می‌رساندم. در اطراف قم منطقه‌ای است به نام عباس آباد که در آنجا زراعت می‌کردم. به لطف خداوند، آنچنان حافظه‌ام قوی بود که اسم ده هزار طلبه‌ای که شریه می‌گرفتند بی‌کم و کاست در ذهنم بود. آیت‌ا… حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در سال 1315 به رحمت حق پیوست. با مرگ بنیان گذار حوزه‌ی علمیه‌ی قم اوضاع بر روحانیان و طلبه‌ها سخت شد. رضا خان پهلوی سختگیری‌های خود را شروع کرد. تلاش کرد لباس روحانیون را از آن بگیرد و می‌گفت: پوشیدن لباس روحانیت ممنوع است.
عاقبت به فکر افتادیم که آیت‌ا… سید حسین بروجرودی را به قم بیاوریم. من همان روزهای اول با امام خمینی در ورودم به قم آشنا شدم. ایشان در مسجد سلماسی نزدیک محله‌ی یخچال قاضی قم درس می‌دادند. امام از اول به عنوان یک روحانی فوق‌العاده شناخته شده بودند.
در سال 1330 برای انجام کاری به یزد آمدم و در زادگاهم ماندم. در یزد شروع کردم به تدریس علوم دینی وتعمیر مدرسه‌ها. وقتی آقای صدوقی وارد یزد می‌شود مردم این شره و آبادی‌های اطراف به استقبال ایشان می‌روند. جمعیت آن قدر زیاد بوده که از 8 کیلومتر مانده به یزد، مردم پیر و جوان و زن و مرد ایستاده‌ بودند. پسر آیت‌ا… صدوقی که الان امام جمعه‌‌ی یزد است گفته: «وقتی پدرم داشت بر تعمیرات مسجد حظیره نظارت می‌کرد به بنا می‌گوید در این گوشه‌ی مسجد یک قبر برای من بکن. پدرم به بنا می‌گوید من این جا خواهم خوابید برای همیشه. بعد از شهادت پدرم همان بنا آمد و پیکر پدرم را در قبر گذاشت.» در سال‌های 1329 و 1330 که اعضای فداییان اسلام تحت تعقیب مأموران شهربانی بودند سید محمد واحدی یکی از همین فداییان به خانه‌ی آیت‌ا… صدوقی در قم پناه می‌برد. و آ‌یت‌ا… صدوقی او را در یک کمد دیواری پنهان کرد. واحدی چند شبانه روز داخل کمد بود و صبح‌های زود و شب‌ها دیر وقت بیرون می‌آمد. در سال 1341 وقتی شکل مبارزه علنی شد و امام خمینی رهبری آن را به دست گرفت آیت‌ا… صدوقی مانند برخی دیگر از روحانیون وارد میدان شد. در همین سال دولت محمد رضا پهلوی لایحه‌ای را با نام «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» به مجلس شورای ملی داد تا تصویب کند. در سال 1341 دومین مخالفت آشکاری که امام خمینی علیه حکومت پهلوی کرد در زمینه‌‌ی‌ انقلاب سفید بود. امام خمینی در سیزدهم خرداد ماه 1342 که عاشورای حسینی بود سخنرانی پرشوری کرد. امام تا آن روز علیه حکومت پهلوی این قدر کوبنده حرف نزده بود. حکومت پهلوی در پانزدهم خرداد امام را دستگیر و به تهران برد. مردم برخی از شهرها برای اعتراض به خیابانها ریختند از جمله تهران، قم و اطراف ورامین و گروهی از مردم به شهادت رسیدند. آقای صدوقی و تعدادی از روحانیون مدتی در تهران ماندند و بعد با فشار ساواک به شهرهای خود رفتند. دولت شاه در مهر ماه 1343 لایحه‌ای را به طور پنهانی برای تصویب به مجلس شورای ملی فرستاد برطبق این لایحه اگر آمریکایی‌ها در ایران خلاف قانون رفتار می‌کردند و جرمی مرتکب می‌شدند دستگاه قضایی ایران نباید آن‌ها را محاکمه می‌کرد. امام به خاطر همین سخنرانی بسیار مهمی در قم انجام دادند و حکومت پهلوی امام را دستگیر کرد. آیت‌ا… صدوقی بسیار ناراحت شد و گریه کرد و به مؤذن‌ها گفت که در مسجدها اذان بگویند. ساواک بیشتر رفت و آمد آیت‌ا… صدوقی را زیر نظر داشت. حکومت شاه دی ماه 1356، تعدادی از مردم شهید قم را که در حال تظاهرات بودند به گلوله بست و آن‌ها را شهید یا مجروح کرد. در دهم فروردین ماه 1357، تعدادی از مردم شهر یزد به دست نیروهای امنیتی شاه کشته شدند. در دهم فروردین 1357 تعدادی از مردم شهر یزد به دست نیروهای امنیتی شاه شهید شدند. آنان به دعوت آیت‌ا… صدوقی جمع شدند در مسجد آقای صدوقی 12 روز در پاریس بود و گفتگویهای زیادی بین ایشان و امام صورت گرفت. بعد از برگشتن آیت‌ا… صدوقی به ایران، اعتصابها و اعتراض‌ها بیش از بیش شد. در خانه‌ی او به روی همه باز بود. با مردمک بسیار صمیمی بود. کودکان و نوجوانان را بسیار دوست داشت. او علاقه مند بود که مردم در آسایش زندگی کنند. یکی از بزرگترین کارهای صدوقی ساختن یک مرکز آموزشی بود در سال 1361 شهادتشان در محراب بود که از مردم گذشت و به خدا رسید.


سال سمار زندگی
1287 هـ . ش تولد در شهر یزد
1294 هـ . ش وفات پدر
1296 هـ . ش وفات مادر
1308 هـ . ش ازدواج و مسافرت به اصفهان برای ادامه‌ی تحصیل
1309 هـ . ش مسافرت به قم و تحصیل در حوزه‌ی علمیه‌ی این شهر و آشنایی با امام خمینی‌(ره)
1329 هـ . ش ارتباط با فداییان اسلام و کمک به نهضت اسلامی این گروه مبارز
1330 هـ . ش بازگشت به شهر یزد و استقرار در زادگاه خود
1341 هـ . ش همگامی با نهضت امام خمینی(ره) و شروع مبارزه‌ی علنی با حکومت پهلوی
1341 هـ . ش بسیج مردم یزد علیه اصلاحات ارضی
1342 هـ . ش فرستادن تلگراف به امام خمینی و تسلیت ایشان به مناسبت حملة حکومت پهلوی به مدرسه فیضیه
1342 هـ . ش سفر به قم برای دیدار از امام خمینی(ره) که به تازگی از زندان آزاده شده بودند.
1344 هـ . ش تلگراف به نجف برای امام خمینی(ره) که به تازگی به آنجا تبعید شده بودند.
1346 هـ . ش مخالفت با لایحه‌ی حمایت خانواده به دلیل رعایت نکردن موازین اسلامی در این لایحه
1350 هـ . ش مخالفت با جشن‌های 2500 ساله
1352 هـ . ش ممانعت از تشکیل جلسه نیایش برای محمد رضا پهلوی
1356 هـ . ش تشکیل چندین مراسم بزرگداشت برای شهادت آیت‌ا… سید مصطفی خمینی در یزد.
1356 هـ . ش تشکیل مجالس بزرگداشت برای شهادت طلاب در 19 دی ماه شهر قم
1357 هـ . ش بزرگداشت چهلم شهدای شهر تبریز در یزد و شهادت عده‌ای از مردم یزد
1357 هـ . ش صدور اعلامیه‌های پی در پی و سخنرانی‌های فراوان علیه رژیم پهلوی در طول این سال
1357 هـ . ش سفر به پاریس و دیدار با امام خمینی(ره)
1358 هـ . ش عضویت در مجلس خبرگان برای تدوین قانونی اساسی جمهوری اسلامی ایران و احراز امامت جمعه شهر یزد
1361 هـ . ش شهادت در محراب


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

زندگینامه حضرت خدیجه (س)

شنبه 2 آبان 1388   07:21 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،آسمانی ،

خدیجه
حضرت خدیجه دختر خویلد, زنى پاكدامن و عفیف بود و از بازرگانان قریش به حساب مى آمد.
وى به دنبال مرد امینى مى گشت كه زمام تجارت او را بر عهده بگیرد.
امانت دارى محمدبن عبداللّه ر در میان مردم شهرت داشت .
از ایـن رو, خدیجه به دنبال پیامبر(ص ) فرستاد و گفت : چیزى كه مرا شیفته تو كرده راستگویى , امانتدارى و اخلاق پسندیده تو است و من حاضرم دو برابر آنچه به دیگران مى دادم به تو بدهم و دو غلام خود را نیز همراه تو بفرستم كه در تمام مراحل فرمانبردار تو باشند.
نبى گرامى اسلام (ص ) نیز دعوت خدیجه را پذیرفتند و كاروان قریش به حركت درآمد.
سفر بازرگانى پرسودى بود.
پس از تجارت , كاروان به مكه بازگشت و پیامبر گزارش سفر را براى خدیجه تشریح كرد.
چـیـزى نـگذشت كه میسره غلام خدیجه نیز واردشد و آنچه را در این سفر دیده بود موبه مو براى مولایش تعریف كرد و گفت : امین در بصرى , به منظور استراحت , زیر سایه درختى نشست .
در آن هـنـگـام , چشم راهبى به امین افتاد و از من نام او را پرسید و سپس چنین گفت : این مرد, همان پیامبرى است كه در تورات و انجیل , درباره اوبشارت هاى فراوانى خوانده ام !.
حـضرت خدیجه ى پس از این سخنان , علاقه مفرطى به محمدر, كه سرچشمه آن از معنویت وى سرچشمه مى گرفت , در خود احساس مى كند.
و پس از آن در عالم رویا مى بیند كه خورشید, بالاى مكه چرخ ‌خورد و كم كم پایین آمد و در خانه او فرودآمد.
دخـتـر خـویلد, خوابش را براى عموزاده خود ورقه بن نوفل كه از دانایان عرب بود, نقل مى كند و عموزاده اش مى گوید: تو با مرد بزرگى ازدواج خواهى كرد كه شهرت او عالم گیر خواهدشد.
خـدیـجـه به این ازدواج تمایل پیدا مى كند, لذا نفیسه , دختر علیه را كه از زنان قریش و دوستان نزدیكش بود, مامور ابلاغ این پیام به محمدبن عبداللّه ر مى كند.
فرستاده خدیجه به پیامبر(ص ) مى گوید: محمد!.
چرا شبستان زندگى خود را با چراغ همسر روشن نمى كنى ؟.
هرگاه من تو را به زیبایى و ثروت , شرافت و عزت دعوت كنم مى پذیرى ؟.
پیغمبر فرمودند: منظورت كیست ؟.
نفیسه , خدیجه را معرفى مى كند.
پـیـغـمـبـر مى فرمایند: آیا خدیجه به این كار راضى مى شود, با این كه وضع زندگى من با او فرق زیادى دارد؟.
نفیسه مى گوید: اختیار او به دست من است و من او را حاضر مى كنم .
پس از آن , پیامبر اكرم (ص ) با عموهاى بزرگوار خود, جریان را در میان نهادند.
مجلس باشكوهى تشكیل و عقد نكاح پیغمبر و خدیجه جارى شد.
بـعـد از ازدواج آن دو, الفت , محبت و معنویتى میانشان پدیدآمد كه خدیجه تمام ثروت خود را در اختیار محمدر گذاشت .
آن گاه كه پیامبر به رسالت مبعوث شد, اولین زنى كه به محمدر ایمان آورد, خدیجه بود.
خـدیـجـه بـه هـمـراه هـمـسـرش و على بن ابیطالب (ع ) به مسجدالحرام مى رفت و در آن جا به پیغمبراكرم (ص ) اقتدا مى كرد و با ایشان نمازمى خواند.
این حركت , نشانه شجاعت , راست قامتى و ایمان خدیجه است .
در چنان شرایطى كه تمام دشمنان اسلام علیه پیغمبر(ص ) قدبرافراشته اند, او با یك دنیا تعبد, به كنار كعبه مى آید و به نماز مى ایستد و عملا با تمام بت ها و طاغوت ها مبارزه مى كند.
در زمـانـى كـه مـشـركین و كفار, با سخت ترین شكنجه ها تلاش مى كردند تا راه نفوذ اسلام را در سـطـح عربستان , سدكنند و بارها در مسیرمسجدالحرام تا خانه , به پیامبر سنگ مى زدند,خدیجه گاه سپرى بود كه سنگ ها را بر جان مى خرید تا كمتر به دست و پاى پیغمبر آسیبى برسد.
حـضـرت خـدیـجه , علاوه بر همسرى رسول خدار, لیاقت مادرى فاطمه (س ) را دارد كه با عنوان ام الائمه , ارزش هاى شكل گرفته در زمان پیامبرى محمدبن عبداللّه (ص ) را تا انتهاى دنیا, حفظ و پاسدارى مى كند.
ارزش هـایـى كـه بـدون حـمـایـت خـدیـجه پدیدار نمى شد و آن بانوى گرامى , با دلدارى دادن هـمـسـرش , بذل تمامى ثروتش و با شجاعت و شهامتش , به پیامبر قدرتى مى داد كه با دلگرمى به ترویج اسلام بپردازد و از آزار دشمنان نهراسد.
ایـن واقـعـیت در سال دهم بعثت , عیان تر شد و آن زمانى بود كه خدیجه , پیامبر را تنها گذاشت , كوله بار سفر را بست و به سوى معشوق شتافت .
پـیـامبر گرامى اسلام (ص ) بعد از این واقعه , جنازه حضرت خدیجه را در مكانى به نام حجون , در مكه دفن كردند.
قـبـل از دفـن , خود به میان قبر رفتند و جنازه را در آن نهادند و با دست مبارك خود بر آن خاك ریختند.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

زندگینامه مادر پیامبر (ص) آمنه

شنبه 2 آبان 1388   07:20 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،آسمانی ،

آمنه
آمـنـه , دخـتـر وهـب بن عبدمناف , همسر عبداللّه بن عبدالمطلب و مادر گرامى پیامبر بزرگوار اسلام (ص ) است .
وى به پاكى و عفت شهره بود.
عـبـدالـمـطـلب , وى را به عقد فرزندش , عبداللّه , درآورد و ثمره ازدواج آن دو, نورى بود كه در هفدهم ماه ربیع الاول , روز جمعه و پس از طلوع فجر, پا به جهان هستى گذاشت .
در هنگام ولادت فرزند آمنه , ایوان كسرى شكافت و چند كنگره آن فروریخت , آتش آتشكده فارس خـامـوش شـد, دریـاچـه سـاوه خشك گردید,بت هاى بتخانه مكه سرنگون شد, نورى از وجود آن حـضـرت بـه سـوى آسمان بلندشد كه شعاع آن فرسنگ ها راه را روشن كرد و انوشیروان وموبدان خواب وحشتناكى دیدند.
آمـنـه مـى گـویـد: چـون فـرزنـدم بـه دنیا آمد, نور خیره كننده اى آشكارشد كه شرق و غرب را روشن كرد و من در آن روشنایى قصرهاى شام و بصرى رادیدم .
همه این عظمت , نشان از لیاقت و شرافت و بزرگوارى آمنه دارد.
مادرى كه خدا او را براى به دنیاآوردن الگوى خلقت برگزیده بود.
وى در هـنـگـام بـاردارى , نـورى در خود مشاهده كرد كه گویاى آینده اى روشن براى محمدبن عبداللّه ر بود.
پیامبر, پنج ساله بود كه به همراه مادر راهى یثرب شد تا آرامگاه پدرش را ـكه قبل از تولد او جان به جان آفرین تسلیم كرده بودـ زیارت كند.
آمـنه كه براى اولین بار به آرزویش رسیده بود, فرصت را غنیمت شمرد و یكماه در یثرب ماند تا در كنار قبر همسرش , عبداللّه عقده دل بگشاید وفرزندش نیز, به یاد پدر, دیدگان با اشك آشنا سازد.
هنوز غم زیارت قبر پدر, بر روح پیامبر(ص ) حكمفرما بود كه در هنگامه مراجعت به مكه , آمنه نیز در مـیـان راه , در مـحـلـى بـه نـام ابـواء به سوى معبود شتافت و غمى بر غم هاى رسول خدا(ص ) افزوده شد.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

زندگینامه على بن جعفر (علیه السلام)

شنبه 2 آبان 1388   07:19 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،آسمانی ،

على بن جعفر (علیه السلام)
ولادت:
على بن جعفر فرزند امام جعفر صادق (علیه السلام) و برادر كوچك امام موسى كاظم (علیه السلام) است، بنابر این، وى از علماى قرن دوم هجرى است.او در نوجوانى پدر خود را از دست داد و در حمایت برادر بزرگوار خود قرار گرفت و معارف اسلام ناب محمدى صلى اللّه علیه و آله و سلم را از سرچشمه زلال آن فرا گرفت.
ایشان را على بن جعفر "عریضى" مى گویند. "عریض" نام محله اى در اطراف شهر مدینه است كه ایشان و فرزندانش در آنجا زندگى مى كرده اند و سادات عریضى از طریق وى به امام جعفر صادق (علیه السلام) منسوب مى شوند.

سیره:
على بن جعفر از یاران با وفاى امام موسى كاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادى (علیهم السلام) مىباشد. وى پیوسته در خدمت امام موسى كاظم (علیه السلام) بود و در سفرهاى متعددى نیز در كنار ایشان بوده و علوم فراوانى را از آن حضرت فرا گرفته و محرم اسرار و حافظ اموال آن حضرت به شمار مى رفت.
در زمان امامت امام رضا (علیه السلام) همانند سدى آهنین در برابر "واقفیه" كه یك فرقه انحرافى بودند ایستاد و از امام رضا (علیه السلام) حمایت كرد.
در زمان امامت امام جواد (علیه السلام) در حالى كه پیر مردى سالخورده بود به استقبال امام جواد مى رفت در حالى كه آن حضرت كودكى خرد سال بود و بعد از احترام فراوان كفشهاى آن حضرت را آماده مى نمود و وقتى مورد اعتراض واقع مى شد استناد به امامت و افضلیت آن حضرت مى نمود.

جهاد و مبارزه:
على بن جعفر در سال 203 هـ همراه برادرش محمد بن جعفر (علیه السلام) در قیام "طالبیین" شركت كرد و جنگ سختى میان آنان و "هارون بن مسیب"، حاكم عباسى در گرفت.

سخنان علما:
شیخ مفید مى فرماید: "على بن جعفر از راویان حدیث است و سخنانش بسیار محكم و قابل اطمینان و شخصیتى با تقوا و صاحب فضل است. وى پیوسته ملازم و همراه برادرش امام موسى كاظم علیه السلام بود و روایات فراوانى را از آن حضرت روایت كرده است."
شیخ طوسى مى فرماید: "او شخصى جلیل القدر و مورد اطمینان است."
علامه حلى نیز مى فرماید: "او شخصیتى مورد اطمینان است و كشى روایتى درباره او نقل كرده كه خود دلیل بر عقیده درست و ادب او در برابر امام جواد علیه السلام مى باشد."

اساتید:
على بن جعفر از محضر امام جعفر صادق، امام موسى كاظم و امام رضا (علیهم السلام) بهره برده و از ایشان روایت نقل مى كند.
علاوه بر آن، از حسین بن زید شهید، سفیان بن عیینه، محمد بن مسلم، عبد الملك بن قدامه، معتب و ابو سعید مكى نیز روایت مى كند.

شاگردان:
او شاگردان فراوانى داشته است كه اینك به برخى از آنها اشاره مى كنیم:
1ـ احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى
2ـ یونس بن عبد الرحمن
3ـ على ابن اسباط
4ـ عبد العظیم بن عبد الله حسنى
5ـ ایوب بن نوح
6ـ عمركى بن على و...

تألیفات:
تنها كتابى كه از ایشان به دست ما رسیده، كتاب ارزشمند "مسائل على بن جعفر" است كه سؤالات ایشان و جواب هاى امام موسى كاظم (علیه السلام) در آن جمع آورى شده است.

وفات:
على بن جعفر چهار امام را درك كرده و با توجه به شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) كه سال 148 هـ.ق است و امامت امام هادى (علیه السلام) كه 220 هـ.ق است او باید بیش از 80 سال عمر كرده باشد.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی