
نوشته شده توسط : فرشید احمدی

در این وبگاه مطالب علمی، آهنگ های ویژه (قدیمی و جدید و تیتراژ) مطالب کودکانه، طب سنتی، تصاویر جالب، کاریکاتور، شناختن مشاهیر، شعر، دانلود 3gp و amr ، نرم افزار موبایل، کتاب و مقاله، مطالب آسمانی، گل و گیاه و مطالبی در مورد گیم و خودرو ارائه می شود.
سه شنبه 17 خرداد 1390 11:29 ب.ظ
نوع مطلب : دانلود آهنگ ،آسمانی ،مشاهیر ،
جمعه 13 خرداد 1390 11:00 ب.ظ
16 مهرماه سال 1341
جلسه مهم حضرت امام خمینى (ره) با مراجع
قم در رابطه با انجمنهاى ایالتى و ولایتى
11 آذر ماه سال 1341
لغو تصویبنامه ساختگى انجمنهاى ایالتى
و ولایتى به دنبال مبارزات پیگیر حضرت امام خمینى (ره) و صدور پیام حضرت
امام خمینى (ره) در مورد ختم این غائله
2 بهمن سال 1341
تحریم رفراندوم غیر قانونى و قلابى شاه از سوى حضرت امام خمینى
(ره)
2 فروردین ماه سال 1342
فاجعه خونین مدرسه فیضیه به دست
عمال رژیم شاه
15 خرداد سال 1342
دستگیرى شبانه حضرت امام خمینى (ره) . قیام تاریخى ملت ایران در
اعتراض به دستگیرى حضرت امام (ره)
4 تیرماه سال 1342
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از پادگان
قصر به سلولى در عشرت آباد.
21 فرودین سال 1343
سخنرانى تاریخى حضرت امام خمینى (ره) در
مسجد اعظم قم پس از آزادى از حبس و حصر.
4 آبان 1343
سخنرانى كوبنده حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت
طرح اسارتبار كاپیتولاسیون.
13 آبان 1343
بازداشت و تبعید حضرت امام خمینى (ره) به تركیه
21 آبان سال 1343
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از آنكارا به
بورساى تركیه
13 مهرماه سال 1344
انتقال حضرت امام خمینى (ره) از تركیه به
بغداد
16 مهرماه 1344
حركت امام خمینى (ره) از سامرا به كربلا بعد
از تبعید به عراق
23 مهرماه 1344
ورود و استقرار حضرت امام خمینى در نجف بعد
از تبعید به عراق
23 آبان 1344
شروع درسهاى حوزهاى حضرت امام خمینى در نجف
پس از تبعید به عراق
12 اردیبهشت 1356
پیام حضرت امام خمینى (ره) به مناسبت
چهلم شهداى قم
2 مهرماه 1357
محاصره منزل حضرت امام خمینى (ره) توسط
نیروهاى بعثى عراق
10 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به سوى
كویت
13 مهرماه 1357
هجرت حضرت امام خمینى (ره) از عراق به فرانسه
12 بهمن 1357
بازگشت امام خمینى (ره) به میهن اسلامى پس از
15 سال تبعید.
نوشته شده توسط : فرشید احمدی
پنجشنبه 12 خرداد 1390 11:00 ب.ظ

نوشته شده توسط : فرشید احمدی
شنبه 3 مهر 1389 05:33 ب.ظ
نوع مطلب : دانلود آهنگ ،آسمانی ،مشاهیر ،

نوشته شده توسط : فرشید احمدی
جمعه 7 خرداد 1389 07:41 ب.ظ
ابوالحسن صبا در تاریخ 1281 هجری شمسی در خانواده ای اهل هنر و طب در تهران
متولد شد.وی در شمار افرادی است که خدمت شایانی به موسیقی کرده است. ابوالحسن صبا
فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه و نوۀ جعفر خان حکیم باشی معروف به صدر الحکما
و نوادۀ فتحعلی خان صبا ملک الشعرای دربار قاجار بوده است. پدر ابوالحسن ملقب به
کمال السلطنه و مسلط به ادبیات فارسی و عرب بوده است و این لقب را بپاس همین
شایستگی دریافت داشته ، وی به موسیقی علاقه زیادی داشته و خود با سازهای ایرانی
آشنایی داشت.
صبا از کودکی علاقه وافری به موسیقی داشته و اغلب ، بازی های وی به نحوی با
موسیقی ارتباط داشته. او دارای یک برادر و سه خواهر بوده. برادری به نام عبدالحسین
که عضوی از وزارت خارجه و همچنین صاحب مقاماتی دیگر شد.
ابوالحسن صبا تحصیلات خود را در مدرسه علمیه و سپس در کالج آمریکایی به اتمام
رساند و در حد قابل توجهی به ادبیات و زبان انگلیسی و فارسی تسلط یافت وی از شش
سالگی نزد اساتید زمان خود مابیش با سازهای ایرانی از قبیل سه تار، تار، سنتور
کمانچه و ضرب آشنا شد. وی در سال 1308 هجری شمسی به مدیریت مدرسه صنایع ظریفه رشت
رسید. و شاگردان زیادی را تربیت کرد وی با تمام اطلاعاتی که در ضمینه موسیقی داشت
شروع به کار با ویلون کرد و میتوان گفت یک مکتب خصوصی برای ویلون ایجاد کرد. وی پس
از بازگشت به تهران خانۀ موروثی خود در کوچخهظهیر الاسلام را مکانی برای تدریس
موسیقی قرار داد. این خانه بعد ها تبدیل به موزۀ صبا شد. ابوالحسن صبا کتابهایی در
این باره چاپ کرده و به گفتۀ خود بیش از سه هزار نفر را تعلیم داده.
صبا از کودکی در نواختن انواع سازهای ایرانی مهارت داشت، اما بزرگترین خدمات
او بعد از تأسیس مدرسه عالی موسیقی با همت استاد علینقی وزیری بوده که بهترین
میدان برای او بود تا خودی نشان دهد.
وی در تاریخ 29 آذرماه سال 1336 هجری شمسی درگذشت و این واقعه بر همگان گران
آمد تا جایی که شهریار میگوید:
ای صبا با تو چه
گفتند که خاموش شدی؟ چه
شرابی به تو دادند که مدهوش شدی؟
تو که آتشکدۀ عشق و
محبت بودی چه
بلا رفت که خاکستر خاموش شدی؟
به چه دستی زدی آن
ساز شبانگاهی را که
خود از رقت آن بیخود و بیهوش شدی؟
تو بصد نغمه، زبان
بودی و دلها همه گوش چه
شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی؟
خلق را گرچه وفا
نیست ولیکن گل من نه
گمان دار که رفتی و فراموش شدی
تا ابد خاطر ما خونی
و رنگین از تست تو
هم آمیخته با خون سیاوش شدی
نوشته شده توسط : فرشید احمدی
جمعه 7 خرداد 1389 07:40 ب.ظ
فریدون مشیری در 30
شهریور 1305 در تهران زاده شد. خانوادۀ او خانواده ای ادبی بود که به شعر
خصوصاً حافظ و سعدی و فردوسی ارزش میدادند. پدرش گرچه متولد همدان بود اما در
جوانی به تهران آمد و از سال 1298 در وزارت پست مشغول کار شد. فریدون اول و دوم
ابتدایی را در تهران گذراند و بعد به اتفاق خانواده و به علت مأموریت اداری پدرش
به مشهد رفت و پس از گذشت چند سال به تهران بازگشت و سه سال اول دوره دبیرستان را
در مدرسه دار الفنون گذراند و بعد به دبیرستان ادیب رفت. او به این علت که از وضع
زندگی پدرش راضی نبود همواره از مشاغل کارمندی گریزان بود، اما مشکلات مالی و
بیماری مادرش باعث شد که در سن 18 سالگی جذب وزارت پست و تلگراف شد این اشتغال 33
سال به طول انجامید.
مادرش اعظم السلطنه طبع لطیفی داشت و گاه نیز شعری میگفت او در آخرین
سال تحصیل پسرش در دبیرستان و اولین سال استخدامش در سن 39 سالگی درگذشت. فریدون
در حین تحصیل در آموزشگاه فنی وزارت پست به کار نیز می پرداخت و در همان سالها به
مطبوعات هم روی آورد و در روزنامه ها و مجلات خبر نگاری و نوسندگی می کرد. بعد ها
در دانشگاه تهران مشغول تحصیل ادبیات فارسی شد.
فریدون از سال 1332 به مدت نوزده سال مسئول صفحه شعر و ادب در مجلۀ روشنفکر
بود. مشیری پس از آن مشغول کار در مجلۀ سپید وسیاه و مجلۀ زن روز شد.
فریدون مشیری در سال 1333 با اقبال اخوان دانشجوی رشتۀ نقاشی دانشکدۀ
هنر های زیبای دانشگاه تهران ازدواج و در
همان سال با تحصیل خداحافظی کرد. حاصل ازدواج آن دو ، دو فرزند یکی دختری به نام بهار
متولد 1334 و دیگری بابک متولد 1338 که هردوی آنها در رشتۀ معماری در
دانشکده هنر های زیبای دانشگاه تهران و دانشکدۀ معماری دانشگاه ملی ایران تحصیل
کرده اند.
فریدون مشیری از 15 سالگی شروع به شاعری کرد. اولین مجموعه شعر او با نام تشنه توفان در نوروز 1334 در 28 سالگی وی به چاپ رسید.
مشیری علاقه خاصی به موسیقی ایرانی داشت. و در پی همین دلبستگی در سال 1350 عضو
شورای موسیقی و شعر رادیو شد و در کنار هوشنگ ابتهاج ، سیمین بهبهانی و عماد
خراسانی سهمی به سزا در پیوند دادن
شعر با موسیقی و غنی تر ساختن برنامۀ گلهای تازه رادیو ایران در آن سالها داشت. این
علاقه به این صورت در او پدیدار شد که فضل الله بایگان دایی فریدون با مهرتاش مؤسس جامعه باربد و ابوالحسن صبا
دوست بودند و فریدون 14 ساله نیز در مجالس نوازندگی آنها شرکت میکرد.
مشیری در سال 1377 به آلمان سفر کرد و مراسم شعر خوانی او در شهر های کلن،
لیمبورگ، و فرانکفورت و 24 ایالت آمریکا به طوری بی سابقه مورد توجه دوستداران
ادبیات ایران قرار گرفت. همچنین در سال 1378 طی سفری در مراسمی مشابه هم در چند
شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد. توجه شما را به دو شعر از وی جلب
میکنم که شعر اولی را پس از واقعه شهریور 1320 سروده است:
چرا کشور ما شده زیر
دست؟ چرا
رشته ملک از هم گسست؟
چرا هرکه آید
زبیگانگان پی
قتل ایران ببندد میان؟
چرا جان ایرانیان شد
عزیز؟ چرا
بر ندارد یکی تیغ تیز؟
برانید دشمن ز ایران
زمین که
دنیا بود حلقه ، ایران نگین
چو از خاتکی این
نگین کم شود همه
دیده ها پر ز شبنم شود
.................................................................................................................................
نیمه شب بود و غمی
تازه نفس ره
خوابم زد و ماندم بیدار
ریخت از پرتو لرزندۀ
شمع سایۀ
دسته گلی بر دیوار
همه گل بود ولی روح
نداشت سایه
ای مضطرب و لرزان بود
چهره ای سرد و غم
انگیز و سیاه گوئیا
مردۀ سرگردان بود
شمع خاموش شد از
تندی باد اثر
از سایه به دیوار نماند
کس نپرسید کجا رفت؟
که بود؟ که
دمی چند در اینجا گذراند
این منم خسته در این
کلبۀ تنگ جسم
درمانده ام از روح جداست
من اگر سایۀ خویشم،
یارب! روح
آوارۀ من کیست؟ کجاست؟
نوشته شده توسط : فرشید احمدی