تبلیغات
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
زنال - پست های عمومی

مقالات و اطلاعات رایگان همراه با محصولات ارزان قیمت .
هر روز یک کارت شارژ 10 هزار تومنی ایرانسل و یک 10 هزار تومنی همراه اول.

فرشید احمدی

جستجو

 

لانه جاسوسی و عبرتهایی که گرفته نشد! Spy Home: Informer legation of america

سه شنبه 1 دی 1388   09:33 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،آسمانی ،

دانشجویان خشمگین پشت در سفارت آمریکا

دانشجویان خشمگین پشت در سفارت آمریکا

صبح روز سیزدهم آبان ۱۳۵۸ دانشجویان منتخب از دانشگاههای شریف و پلی تکنیک و ملی گردهم آمدند و دانشگاه تهرانی‌ها نیز هم‌زمان در دانشگاه خود حاضر شدند تا در یک حرکت هماهنگ به سوی ساختمان سفارت آمریکا در تهران حرکت کنند.

نصب عکس امام(ره) بر سردر سفارت آمریکا

نصب عکس امام(ره) بر سردر سفارت آمریکا

عده‌ای باید پس از ورود به ساختمان سریعاً مراجعه و گفت‌وگو با ارگانهای مربوطه را آغاز می‌کردند، برخی باید ورود محمد موسوی خوئینی‌ها را تدارک می‌دیدند و گروهی نیز باید امر تبلیغات را بر عهده می‌گرفتند. دختران دانشجو نیز باید آهن‌برهایی که برای بریدن قفل و زنجیرهای در سفارت تهیه شده بود را زیر چادرهایشان حمل می‌‌کردند.

همیاری در ورود به سفارت

همیاری در ورود به سفارت

ساعت ۱۰ صبح، دانشجویان با سر دادن شعار «الله اکبر» به طرف سفارتخانه حرکت کردند و قفل و زنجیرهای در را با آهن‌بر بریدند. دانشجویان با شکستن در به راحتی به حیاط سفارت وارد شدند. دانشجویان به طرق مختلف سعی در ورود به محوطه سفارت داشتند.

دستگیری اعضای سفارت

دستگیری اعضای سفارت

با فرا رسیدن ظهر، دانشجویان پیرو خط امام، محمد موسوی‌خوئینی‌ها را نیز به میان خود آوردند. با شنیدن خبر موافقت امام خمینی(ره)، جوش و خروشی دیگر در آنها پدید می‌آید و تماس‌ها با نهادها و سازمان‌های مربوط جهت مطلع کردن آنها آغاز شد.

آتش زدن پرچم آمریکا

آتش زدن پرچم آمریکا

در جریان تصرف سفارت آمریکا، 52 کارمند و دیپلمات حاضر در این سفارتخانه، به گروگان گرفته شدند. این حادثه از همان هنگام و در متن التهابات جامعه ایران، دستمایه ای مناسب را در اختیار برخی گروه ها قرار داد که از آن برای به دست گرفتن قدرت و تثبیت موقعیت خود در حاکمیت بهره بگیرند.

سفارت در تسخیر دانشجویان

سفارت در تسخیر دانشجویان

اشغال سفارت آمریکا، اگرچه به گفته عاملانش، اقدامی از پیش طراحی شده نبود، اما به هر حال، پیامدهایی دامنه دار و دراز مدت در عرصه های سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی برجای گذاشت.

اقامه نماز در محوطه سفارت

اقامه نماز در محوطه سفارت

سقوط دولت موقت و قدرت گیری جناح چپگرای جمهوری اسلامی و تبدیل آمریکا به اصلی ترین دشمن انقلاب اسلامی، تاثییری تعیین کننده بر رویدادهایی گذاشتند که در دو دهه گذشته، سیمای درونی و چهره جهانی جمهوری اسلامی را رقم زدند.

تحقیر کارکنان سفارت

تحقیر کارکنان سفارت

دفاع جریان های عمده مارکسیستی، نظیر حزب توده و سازمان فداییان خلق، اکثریت، از اقدام دانشجویان پیرو خط امام، نشانه ای روشن از این نزدیکی و همسویی دست کم در یک مورد تعیین کننده، یعنی نحوه مواجهه با آمریکا بود، حتی دیگر گروه های مارکسیستی منتقد و یا مخالف جمهوری اسلامی نیز، اشغال سفارت آمریکا را به طور صریح یا تلویحی تایید کردند.

آمریکاییها در بازداشت

آمریکاییها در بازداشت

اگرچه تا زمان رحلت امام خمینی(ره)، این جناح چپگرا بود که خود را وارث تمام عیار اشغال سفارت آمریکا می دانست و آن را گرامی می داشت، اما پس از رحلت امام(ره)، جناح محافظه کار چنین وظیفه ای را بر عهده گرفت. در حقیقت، در فاصله یک دهه، آمریکا به تابوی اصلی جمهوری اسلامی و ملاک و معیاری تغییر ناپذیر در تعیین رویکردها و جهت گیری ها در حوزه سیاست خارجی بدل شده بود. چنین امری، در عین حال، پیامدهای ناگزیری نیز در عرصه سیاست داخلی و معادلات سیاسی درون قدرت داشت.

برخی از منتقدان سیاست های جمهوری اسلامی بر این باورند که در مقابل یک گروگانگیری 444 روزه، اکنون بیش از دو دهه است که منافع ملی ایران گروگان مشی و روشی است که در سیزدهم آبان ماه سال 1358، در پی اقدامی که گفته شده از پیش طراحی نشده بود، آغاز شد.

تحقیر کارکنان سفارت

تحقیر کارکنان سفارت

به ابتکار امام خمینی پس از چندی زنان و پس ازآن سیاه پوستانی که در میان گروگان ها بودند آزاد شدند اما بقیه که ارکان سفارت آمریکا بودند به مدت ۴۴۴ روز در ایران به عنوان گروگان باقی ماندند. دانشجویان سرانجام به دستور رهبر کبیرانقلاب اسلامی، جاسوسان را تحویل دولت دادند و مقرر شد که مجلس شورای اسلامی در باره آنان تصمیم بگیرد

حبیب الله بیطرف یکی از دانشجویان پیرو خط امام

حبیب الله بیطرف یکی از دانشجویان پیرو خط امام

مجلس هیئتی را تعیین کرد و مذاکرات با میانجی گری دولت وقت الجزایر بین ایران و آمریکا آغاز شد که منجر به امضای بیانیه های الجزایر شد. گروگان ها نیز یک روز پس از روی کار آمدن رییس جمهور جدید آمریکا (ریگان) و شکست جیمی کارتر در انتخابات آزاد شدند.

سفارت آمریکا اسناد را از بین می برد

سفارت آمریکا اسناد را از بین می برد

قبل از تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان خط امام، دو بار سفارت آمریکا به دست چریک های فدایی خلق (از گروه های مارکسیست) اشغال شده بود. یک بار در 5 دی ماه 1357 و دیگری در 25 بهمن1357. که این اقدامات با مخالفت سران حکومت مواجه شد.

معصومه ابتکار مترجم دانشجویان

معصومه ابتکار مترجم دانشجویان

معصومه ابتکار ملقب به خواهر مری سالها پس از تسخیر سفارت آمریکا در دولت اصلاح طلب محمد خاتمی به درجه های عالی مدیریتی منصوب شد. مترجم سابق دانشجویان پیرو خط امام هم اینک عضو شورای اسلامی شهر تهران است.

باری روزن از گروگانهای آمریکایی

باری روزن از گروگانهای آمریکایی

سالها پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران، عباس عبدی یکی از دانشجویان خط امام حاضر در تسخیر سفارت آمریکا با باری روزن یکی از بازداشت شدگان در پاریس ملاقات و گفتگو کردند. در این مناظره هر دو طرف ادعا کردند که مردم ایران و آمریکا آمادگی آن را دارند که گروگانگیری را به فراموشی بسپارند و از ارتفاع دیوار بی اعتمادی بکاهند.

بازگشت گروگانها

بازگشت گروگانها

444 روز پس از تسخیر سفارت آمریکا و بازداشت کارکنان آن، در ۳۰ دی ۱۳۵۹ پس از توافقات دو کشور و با پذیرش اعلامیه الجزایر از سوی دولت آمریکا، گروگان‌های آمریکایی آزاد شدند.

http://eri.ict.gov.ir/stamp/eslam/StampPic720.jpg
http://www.rasekhoon.net/_websitedata/article/articleimages/730/11319/130.jpg

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/18/41464_681.jpg

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/dastehkelid/%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87.JPG



در انقلاب اسلامی ایران حوادث گوناگون بسیاری رخ افتاده است اما آنچه بالاتر از همه، از سوی امام راحل (انقلاب دوم) لقب گرفت، تسخیر سفارت آمریکا در ایران بود. به تعبیر دیگر می توان گفت که با پیروزی انقلاب اسلامی استبداد داخلی و با تسخیر سفارت آمریکا استعمار از ایران ریشه کن شد.

گروههایی که از این واقعه ضربه خورده اند طی این سالها، تلاش کرده اند تا حقایق را به گونه ای دیگر جلوه دهند. خصوصا با تغییر مواضع سیاسی تعدادی از تسخیرکنندگان سفارت آمریکا، شبهاتی درباره مشروعیت این اقدام ایجاد شده است لذا متأسفانه علیرغم اینکه بسیاری از صاحبنظران و روزنامه نگاران غربی در این مورد مقاله یا کتابهای زیادی منتشر کرده اند یا بخشی از آثار خود را به بررسی این واقعه از دید خود اختصاص داده اند، در ایران هنوز یک اثر تحلیلی جامع و عمیق در مورد این واقعه در اختیار نداریم.

این پژوهش این گونه سامان یافته است، فصل اول در بر دارنده کلیات است و در آن به مفاهیم، سابقه تاریخی احتمالی چنین اقداماتی، تاریخچه و سیر توصیفی اشغال سفارت آمریکا و نیز مباحث حقوقی، اشاره کرده است. در فصل دوم، مواضع و نظرهای نیروهای سیاسی آن زمان در برابر این واقعه جمع آوری شده و در فصل سوم آثار و پیامدهای داخلی تسخیر لانه جاسوسی و در آخر فصل چهارم آثار و پیامدهای خارجی آن بیان شده است.
از نقاط متمایز این کتاب بررسی و موضع از لحاظ حقوقی و بیان نظرات فرانسیس آنتونی بویل استاد حقوق دانشگاه ایلینویز آمریکا و استناد او به اصل دفاع مشروع پیشگیرانه برای تبیین تسخیر سفارت آمریکا است.

در این پژوهش سعی شده تا بگونه ای جامع اثر این واقعه بر انقلاب اسلامی و آثار و پیامدهای آن را مشخص کند در حالی که بقیه آثار پیرامون این واقعه مجموعه ای از خاطرات و به شیوه توصیفی هستند. به عنوان نمونه کتاب خانم معصومه ابتکار که برای تنویر افکار عمومی در غرب به زبان انگلیسی منتشر شده و در سال 1379 ه. ش به همت انتشارات اطلاعات به فارسی ترجمه شد. کتاب مذکور اگر چه منبع فارسی برای آگاهی از رویدادهای آن زمان محسوب می شود، اما سیر تحلیلی کافی و جامع ندارد و از دیدگاه ایشان نوشته شده است.

کتاب دیگر در این زمینه، کتاب (بحران 444 روزه در تهران) است که در سال 1379 ه .ش توسط موسسه نشر و تحقیقات ذکر منتشر شده است. این اثر، رویکرد تحلیلی تری نسبت به اثر قبلی است اما متأسفانه بدون ذکر منبع و ارائه تحلیل و نظرهای صاحبنظران است.

با نگاه به اسناد و مطالعه کتابهایی که در این موضوع که خصوص توسط صاحبنظران آمریکایی نوشته شده، می توانیم آثار دیگر این واقعه که از دید نویسنده مغفول مانده است را بیابیم. از جمله آنها شکست کارتر در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری و شکست ..... آمریکا و تحقیر آن و افشای اسناد لانه جاسوسی و فعالیتهای توطئه آمیز آنان در ایران و کشورهای منطقه است.

بطور خلاصه خوانندگان محترم می توانند موارد زیر را در این کتاب بیابند: (اگر بخواهیم بطور اجمال نگاهی به کتاب بیندازیم مطالب زیر را در آن می توانیم بیابیم)

از نظر نویسنده می توان دلایل زیر را حزء عوامل و دلایل اشغال سفارت بیان کرد:
الف) تسخیر سفارت واکنش طبیعی به 25 سال توهین و تحقیر ملت ایران توسط آمریکا و دست نشانده آن شاه بود.
ب) تسخیر سفارت برای مقابله با توطئه گریهای آمریکا در برابر انقلاب اسلامی اقدامی پیشگیرانه بود.
ج) سفر شاه به آمریکا و حمایت آمریکا از او خاطره کودتای 28 مرداد سال 1332 ه.ش در ذهن مردم ایران را یادآوری می کرد.
د) عملکرد دولت موقت سبب شد تا عده ای با هدف در تنگنا قرار دادن و استعفای آن سفارت را تسخیر کنند.
 

مواقع حضرت امام (ره) و مردم و گروههای سیاسی و دولت موقت

حضرت امام (ره) و نیروهای ارزشی که همراه واقعی انقلاب محسوب می شوند، این عمل را به شدت مورد تأیید و تمجید قرار دادند و از آن حمایت کردند. مردم ایران نیز که سالها در زیر چکمه های دژخیمان آمریکایی خود را لگدمال شده می دیدند با شنیدن این خبر گروه گروه به سوی آن شتافتند و با راهپیمایی که تا ماهها جلوی سفارت ادامه یافت، این اقدام را تأیید کردند. اما سران دولت موقت از این عمل انقلابی انتقاد کردند و کار به آنجا رسید که دولت موقت استعفا داد.

بطور کلی می توانیم موضع گیری همه گروههای سیاسی چپ و راست را به سه مرحله تقسیم کنیم:
الف) در مرحله اول، همه گروهها بدنبال حمایت جدی امام خمینی (ره) و مردم از حرکت مجبور شدند با تأخیر حداکثر چند روزه حمایت خود را از حرکت دانشجویان اعلام کنند.
ب) با آغاز افشارگری ها گروههای سیاسی واکنش های متفاوتی نشان می دادند. برخی می خواستند اسنادی را علیه رقبا افشاء کنند. برخی گروهها که افشاگری به ضرر ایشان بود دانشجویان را به طرفداری از گروههای خاص متهم می کردند . برخی هم سکوت کردند.
ج) با پایان افشاگری ها و آغاز مذاکرات مجلس برای آزادسازی گروگانها این گروهها به انتقاد شدید از دانشجویان پرداخته و آنان را محکوم کردند.

- آثار و پیامدهای داخلی این واقعه:
1. شفاف شدن مواضع گروهها و نیروهای داخلی انقلاب و سقوط دولت موقت
2. گامی به سوی تثبیت خط امام و جوانگرایی در انقلاب
3. تقویت همگرایی و وحدت ملی و روحیه خودباوری
4. قرارداد الجزایر

- آثار و پیامدهای خارچی این واقعه:
1. شکست حمله نظامی آمریکا به ایران در طبس
2. کودتای نوژه و جنگ تحمیلی
3. مسدود کردن دارایی ها و تحریم اقتصادی ایران
4. انزوای سیاسی ایران
 

شاید بتوان بهترین جمع بندی برای این چهار بخش را در تحلیل حجه الاسلام حاج احمد خمینی بیان کرد:

از مهم ترین دستاوردهای داخلی و خارجی انقلاب دوم، شکست ابهت دیرینه ی قدرت افسانه ای آمریکا بود. حقیقت این است که بعد از جنگ ویتنام، آمریکا در هیج صحنه ای به اندازه ی این اقدام انقلابی فرزندان امام، به رسوایی و ضعف و زبونی کشیده نشد. اعترافات مسئولین آمریکا بهترین گواه بر این مدعاست. این اقدام باعث رسوایی چهره و اهداف لیبرال ها شد و انقلاب اسلامی که می رفت به دست آنان مسخ شود و زمینه ی حضور دوباره ی آمریکا در ایران فراهم آید، نجات یافت و حاکمیت جناح انقلابی و پیرو خط امام، در کشور تقویت شد. بعد از پیروزی 22 بهمن، در بی سابقه ترین شکل ممکن وحدت ملی متجلی شد و تمام اقشار مردم یکپارچه به حمایت از این اقدام برخاستند و دوباره شور انقلاب در سطوح مختلف احیا شد. نقشه ها و طرح های سری آمریکا در ایران و جهان برای حفظ آنها سرمایه گذاری زیادی شده بود افشا گردید، مجهزترین مرکز توطئه علیه نظام و انقلاب برچیده شد، به مبارزین مسلمان در کشورهای دیگر و نهضت های آزادیبخش ثابت شد که می توانند با حرکت های ابتکاری مورد حمایت ملت، رودرروی آمریکا بایستند و منافع نامشروع آن را در سطح جهان به خطر اندازند، در پهنه جهانی ثابت کرد که ایران بر سر اصول و آرمانهایش ثابت قدم ایستاده و به حق، پرچمدار نهضت های ضد استعماری است و قاطعیت رهبری امام در مبارزه اش با شرق و غرب بر جهانیان بیش از پیش روشن شد.




















































































نوشته شده توسط : فرشید احمدی

ایام سوگواری سالار عشاق حسین(ع) تسلیت باد

سه شنبه 1 دی 1388   08:55 ب.ظ


نوع مطلب : مشاهیر ،شعر ،عمومی ،آسمانی ،

محرم ماهی بود که اعراب توی این ماه جنگ رو حروم می دونستند ( هم در دوران جاهلیت و هم بعد از اسلام)

ولی ...

وقتی حرف از محرم میشه بی اختیار یاد امام حسین (ع) می افتیم . امام حسین (ع) رو نمیشه با جملات تعریف و معرفی کرد .عشق به حسین رو نمیشه معنی کرد . دلیل عزاداری برای امام حسین (ع)  تو گرما و تو سرما رو نمیشه پیدا کرد .  

من کسی نیستم که بتونم از امام حسین (ع) چیزی بگم .

فقط میتونم بگم کسی هست که ادعا کنه من در راه اسلام تمام زندگیم و خونوادم و دار و ندارم رو حاضرم فدا کنم ؟؟؟؟ 

 


عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

 

     

شیعیان در سر هواى نینوا دارد حسین 

                                   خون دل با كاروان كربلا دارد حسین

از حریم كعبه و جدش به اشكى شست دست

                                  مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است

                                ورنه این بى حرمتى ها كى روا دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند

                                عزّت و آزادگى بین تا كجا دارد حسین

 

                              

 

حسین(ع)

آب می گوید حسین مهتاب می گوید حسین

منبرو سجاده ومحراب می گوید حسین

خاک می گوید حسین افلاک می گوید حسین

هر کسی که خورده شیر پاک می گوید حسین

صبر می گوید حسین بی صبر می گوید حسین

پیکر من در میان قبر می گوید حسین

بیشه می گوید حسین اندیشه می گوید حسین

غنچه و باغ و گیاه و رییشه می گوید حسین

دار می گوید حسین دلدار می گوید حسین

در مدینه احمد مختار می گوید حسین

شور می گوید حسین منشور می گوید حسین

جنیان را تا ابد منصور می گوید حسین

یار می گوید حسین ایار می گوید حسین

فاطمه بین در و دیوار می گوید حسین

یاس می گوید حسین احساس می گوید حسین

در کنار علقمه عباس می گوید حسین

نار می گوید حسین ذوالنار می گوید حسین

بین میدان حیدر کرار می گوید حسین

گاه می گوید حسین نا گاه می گوید حسین

شمس و نجم و کهکشان و ماه می گوید حسین

خاک می گوید حسین افلاک می گوید حسین

مجتبی با سینه ی صد چاک می گوید حسین

لاله می گوید حسین آلاله می گوید حسین

در خرابه دختری با ناله می گوید حسین

تار می گوید حسین دستار می گوید حسین

شام و کوفه کوچه و بازار می گوید حسین

آه می گوید حسین دلخواه می گوید حسین

آیه های حضرت اله می گوید حسین

دانه می گوید حسین دوردانه می گوید حسین

تا به محشر این دل دیوانه می گوید حسین

اود می گوید حسین معبود می گوید حسین

تا ظهورش مهدی معود می گوید حسین

روح می گوید حسین مشروح می گوید حسین

ساقی سر تا به پا مجروح می گوید حسین

بال می گوید حسین اقبال می گوید حسین

این دل سر گشته در هر حال می گوید حسین

         

               

حلول ماه محرم و شهادت سالار شهیدان امام حسین(ع) تسلیت و تعذیت باد.



نوشته شده توسط : فرشید احمدی

درخواست کمک

شنبه 21 آذر 1388   07:56 ب.ظ


نوع مطلب : آسمانی ،عمومی ،

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با سلام، اینجانب جوانی هستم 20 ساله و پایبند اخلاقیات و دین، که در خانواده ای غیر مذهبی بزرگ شده ام. از خواست و به شکرخدا، عاشق یکی از دختران فامیل شده ام، که او نیز به عقاید مذهبی بسیار وابسته اند. به همین دلیل پدرم با این ازدواج مخالف است. من هم به دلایلی نمیتوانم به این فراغ پایان دهم. من دانشجوی رشته الکترونیک هستم و هنوز خدمت سربازی را انجام نداده ام. وهیچ سرمایه ای برای شروع زندگی مشترک ندارم. علت نوشتن این نامه خسته کننده این است که؛ گرهی بکارم خورده، و در خواب دیدم که باید این کار را بکنم.

غرض از نوشتن این نامه دو درخواست است، که از شما خواهش میکنم، حد اقل یکی از آن دو را عجابت بفرمایید:

اگر از وضع مالی خوبی برخوردارید و توانایی و تمایل  به کمک مالی دارید، در حد تمایل و سخاوت خود به من کمک کنید.در غیر اینصورت:

با یک صلوات و دعا از خدا بخواهید، که کمکم کند.

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ ﴿2﴾ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴿3﴾ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِیمٌ ﴿4﴾

مؤمنان همان كسانى‏اند كه چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توكل مى‏كنند (2) همانان كه نماز را به پا مى‏دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏كنند (3) آنان هستند كه حقا مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نیكو خواهد بود (4)

سوره الأنفال آیه 2 تا 4

شماره کارت       6037702002480791    بنام فرشید احمدی قابل پرداخت توسط کلیه کارت های عضو شتاب در کلیه دستگاه های خود پرداز.

یا شماره حساب 0301487964004 بنام فرشید احمدی نزد باجۀ مهر بانک کشاورزی قابل پرداخت در کلیه شعب بانک کشاورزی.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

مسجد سلیمان : شهر اولین ها (لیست اولین های مسجدسلیمان)

یکشنبه 3 آبان 1388   04:25 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،


1-اولین كارخانه گوگرد سازی در كشور و خاورمیانه ، بی بیان

2-اولین تصفیه خانه آب در كشور ، گدار لندر

3-اولین كارخانه برق در كشور ، تمبی

4-اولین لوله كشی فاضلاب در كشور

5-اولین تصفیه خانه فاضلاب در كشور ، چیش شوئی جنب دبیرستان صنعتی / جنب اداره مركزی شركت نفت

6-اولین راه آهن در كشور ، از دره خزینه تا مركز شهر

7-اولین فرودگاه در كشور ، جنب پایگاه هوانیروز – یكمهه – تلبزان هزار مشكی

8-اولین باشگاه تفریحی در كشور ، باشگاه سواركاران نفتك

9-اولین سینما در كشور ، باشگاه مركزی

10-اولین باشگاه گلف در كشور ، بی بیان

11-اولین استخر در كشور ، باشگاه مركزی

12-اولین باشگاه سواركاری در كشور ، چشمه علی

13-اولین و مجهزترین بیمارستان كشور ، بیمارستان كلگه ( نفت )

14-اولین و مجهزترین آزمایشگاه طبی در كشور

15-اولین باشگاه تنیس در كشور ، باشگاه مركزی

16-اولین باشگاه فتوتبال در كشور ، استادیوم

17-اولین باشگاه پینگ پنگ در كشور

18-اولین باشگاه شنا در كشور

19-اولین باشگاه بسكتبال در كشور

20-اولین باشگاه والیبال در كشور

21-اولین باشگاه اسكواش در كشور ، سالن اتحادیه انجمنهای اسلامی نمره 40

22-اولین تصفیه خانه نفت در كشور ، بی بیان

23-اولین جاده های آسفالته در كشور

24-اولین تاسیسات و دستگاههای هواشناسی در كشورو خاورمیانه

25-اولین زمین گلف در كشور ، بی بیان

26-اولین زمین فوتبال رسمی در كشور و خاورمیانه

27-اولین باشگاه وزنه برداری در كشور

28-اولین كارخانه شیر پاستوریزه در كشور

29-اولین واحد نوشابه سازی در كشور

30-اولین واحد آتش نشانی در كشور ، مركز شهر

31-اولین پیست و تیم دوچرخه سواری در كشور

32-اولین كارخانه گچ در كشور بی بیان

33-اولین پرواز هلی كوپتر در كشور ، فرودگاه

34-اولین راهداری در كشور

35-اولین كارخانه ماسه در كشور و خاورمیانه

36-اولین و بلندترین پل فلزی در كشور و خاورمیانه

37-اولین تله كابین در كشور و خاورمیانه

38-اولین آموزشگاه پرستاری در كشور خاورمیانه : كلگه

39-اولین هنرستان صنعتی در كشور و خاورمیانه ، آموزشگاه جنب اداره ترابری

40-اولین كارخانه نان ماشینی در كشور و خاورمیانه

41-اولین كارخانه سنگ شكن در كشور و خاورمیانه

42-اولین كارخانه آسفالت در كشور و خاورمیانه

43-اولین باشگاه و سالن بولینگ در كشور

44-اولین شهر صنعتی در ایران و خاورمیانه

45-اولین موزه زمین شناسی در كشور و خاورمیانه
46-اولین باشگاه گلف بانوان در كشور و خاورمیانه

47-اولین سالنهای نمایش و تئاتر در كشور خاورمیانه


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

تبادل لینک-افزایش ترافیک-امکانات ویژه ی سایت و وبلاگ-کسب در آمد

دوشنبه 20 مهر 1388   06:06 ب.ظ


نوع مطلب : تبادل لینک ،رایانه و اینترنت ،عمومی ،

علاوه بر کسب درآمد سیستم افزایش ترافیک و تماس با ما و ... نیز برای استفاده در اختیار شما قرار میگیرد
شما باید درابتدا عضو شوید که این کار را معمولاً همه بلدند اما نکته ای که وجود داره اینه که اگر هنوز خود یا یکی از آشنایانتان حساب سیبا یا سپهر ندارید از نوع حساب دیگر را انتخاب کنید سپس جای شماره حساب چند صفر بگذارید و وقتی که حسابی باز کردید از تغیر مشخصات آن را تغیر دهید.دوم اینکه شما تا 6 آدرس اینترنتی می توانید ثبت کنید، به شرطی که دامنه تبلیغاتی جون WWW.Xenal.Tk نباشد. اوکسین فقط بابت کلیکهایی که وب آنها ثبت شده باشد پول می دهد . پی باید در همان وبی که ثبت کرده اید تبلیغات بگذارید. وبلاگ هایی با موضوعات سیاسی و غیر اخلاقی حذف می شوند.دو نوع تبلیغات وجود دارد متنی و گرافیکی من قیمت تبلیغات متنی را نمیدونم اما تبلیغات گرافیکی نسبت به اندازه متفاوت است برای اطلاع در بالای کد هر تبلیغ قیمت آن نوشته شده که شما با ایستادن روی آن می توانید آن را ببینید. استفاده از صفحات سیاه مجاز نیست(منظور با کد اجباری کلیک بر روی تبلیغات برای ورود به سایت). هر وبی که ثبت می کنید باید حد اکثر تا 48 ساعت بعد حد اقل هر کدام 1 کلیک داشته باشید پس خود شما اولین کلیک را کرده و تا باز شدن کامل صفحه صبر کنید در غیر این صورت آدرس وب را باید دوباره در قسمت تغیر مشخصات ثبت کنید. در صورت داشتن هرگونه سوال در بخش نظرات همین پست بنویسید تا در اولین فرصت در این پست جواب شما گذاشته شود.برای عضویت اینجا را کلیک کنید.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

مجموعه کلمات عوامانه فارسی

دوشنبه 6 مهر 1388   10:08 ب.ظ


نوع مطلب : دانلود کتاب های الکترونیکی و مقالات ،عمومی ،

مجموعه کلمات عوامانه فارسی
الف
آپاردی- شخص زبان دراز و همه جا برو وهمه جا بیا باشد.
آشغال- خرده ریز و باقی مانده کثافت یا هرچیز دیگر است.
اخم- درهم کشیدگی صورت از اوقات تلخی.
اخم وتخم- اخم با اظهار تشدد و اوقات تلخی
اخمو- عبوس و همیشه اوقات تلخ.
ادا- حرکت لغو وتقلید.
ادا درآوردن- حرکات لغو کردن و تقلید درآوردن.
اردنگ- لگدی که با زانو زده شود.
ارقه (یا عرقه)- شخص سرد و گرم روزگار چشیده و نادرست.
اطوار,اطفار, اطفور- ادا و حرکات لوس و بی مزه, اطوار درآوردن.
اطفاری, اطفوری- شخصی که اطفار در می آورد.
اکبیر- کثافت روحانی, فلاکت و آثار ظاهری آن.
اکبیری- کسی که اکبیر اورا گرفته باشد.
آلاخون و والاخون- سرگردان.
الدنگ- لوده و بی غیرت و بی کار و بار.
الش دگش- مبادله.
الک دولک- بازی است که با دو قطعه چوب می کنند که یکی از آن دو قطعه چوب تقریبا نیم
ذرع و دیگری تقریبا سه گره است و دراصفهان آن را پل و چفته گویند.الک اسم چوب کوچک و
دولک اسم چوب بزرگ است.
الم شنگه- رجوع شود به علم شنگه.
امل- بزن بهادر و با استخوان.
انگ انداختن- چیزی را ازا قبل حساب کردن.
انگل- سرخر, کسی را گویند که برای بهره مند شدن از نوالی خود را به دیگران بندد.
انگولک کردن- سربه سر گذاشتن, با انگشت چیزی را زیر و روکردن, به هم زدن, به چیزی
وررفتن.
اهن و تلمب- افاده, سروصدا, کبر وناز.
ب
باباغوری- کسی که چشمش از کاسه بیرون آمده باشد.
بامب- توسری, ضربتی که با کف دست بر روی سر کسی زنند.
بامبول- حقه.
بامبول زدن یا سوار کردن-حقه زدن.
بخو- کند که بر پای زندانیان زنند.
بریده- شخصی را گویند که مصائب بسیار به سرش آمده و کار نیک و بد بسیار کرده است.
بر زدن- در بازی آس و گنجفه و غیره که با ورق می کنند عمل برهم زدن ورق هاست.
برک- زینت.
بش انداختن- نوعی از قرعه کشیدن است که اطفال در بازی به کار می بندند به این ترتیب که
یکباره با هم هرکدام چندین انگشت خود را از پشت سر جلو می آورند و بعد انگشتها را باهم
شمرده و از جایی شروع به شمردن می کنند عدد آخر به هرکس افتاد آن کس برحسب قرارداد برده
یا باخته است.
بغ کردن- عبوس شدن.
بل یا بلبل- آلت تناسل مرد, عموما در موضوع اطفال استعمال می شود.
بلبشو(بهل و بشو)- شلوغی که دیگر کسی به فکر کسی نیست.
بلبلی(گوش)- گوش پهن و بزرگ را گویند.
بنجل- قطعات پارچه کهنه یا لباس کهنه را گویند.
بور- کسی را گویند که بخواهد خوش مزگی کند ولی کامیاب نشود یا تصور می کند کار غریبی
کرده ولی هیچ کس اعتنا نکند.
بی پا- به معنی مزخرف و بی معنی است.
پ
پاییدن- ملتفت و متوجه بودن.
پاتوق- مرکز, محل اجتماع, مقر, موعدگاه.
پاتیل شدن- به کلی از مستی ازپا درآمدن و دیگرگون شدن.
پارس کردن- فریاد کردن و حمله سگ را گویند.
پتی- برهنه.
پچ پچ کردن- نجوی کردن و توگوشی حرف زدن را گویند.
پخ(پخت)- پهن و صاف.
پخت- بخار.
پخش کردن- شدن-پراکنده کردن و شدن است.
پخمه- شخص کودن و نفهم را گویند.
پرت(خرت و پرت)- اسباب خرده و ریزه متفرقه را گویند.
پرت- بی معنی و مزخرف و لاطایل.
پرت و پلا- بی معنی و مزخرف و هذیان صفت.
پرسه- گردش و سیاحت و دورگشتن درویشان و گدایان را برای دریوزگی گویند.
پرند(چرند و)- سخنان لاطایل و بی پا را گویند.
پز- شکل و وضع را گویند و ظاهرا ماخوذ از کلمه فرانسوی است.
پزوا- آدم بی نوا و چرکین لباس را گویند.
پشتی- کمک و یار و یاور را گویند.
پشکن یا بشکن- مالیدن انگشتان را به هم می گویند درموقع عیش و طرب و رقص که صدایی
از آن حادث گردد.
پفیوز- به معنی قرمساق و آدم بی غیرت و بی درد و بی رگ و احمق را گویند.
پک- دم است که بیشتر درمورد دخانیات گویند.
پک و پز- وجنات زشت را گویند.
پکر- به معنی لخت است که به انسان و حیوان هردو گفته آید و به معنی بی عار و حقه و بی کار
و لش باشد.
پینکی- به معنی چرت است که بهعربی سنه گویند و اغلب نشسته و یا ایستاده دست دهد.
پینکی زدن- چرت زدن است.
پوچ- بی معنی و تهی و مزخرف را گویند.
پوزه- چانه را گویند.
پوک- تهی و بی مغز و خالی را گویند.
پپه- احمق و بیهوش را گویند.
پیسی- آزار و اذیت را گویند و پیسی درآوردن یا پیسی سر کسی درآوردن مصدر آن است.
پیل پیلی رفتن- راه رفتن در حال خواب ومستی را گویند.
پیله(شیله و-)- نادرستی و نیرنگ و حقه را گویند.
پیله- به معنی آزار و تعرض مخلوط با لجوجت باشد چنان که گویند فلانی بنای پیله را گذاشت
یا پیله اش گرفت به فلانی.
ت
تاکردن- به معنی سازش و رفتار و معامله کردن است گویند فلانی با من خوب یا بد تا نکرد.
تاراندن- به معنی گریزاندن است.
تار و مارکردن- به معنی تاراندن است.
تپق- گرفتگی زبان است گویند زبان فلانی تپق زده به جای طفل طلف گفت.
تخس- آدم شرور و شیطان را گویند.
تخمه- حالت معده است که موجب سکسکه و آروق می شود.
ترد- چیز لطیف و تازه را گویند مانند خیا ر ترد و غیره .
تریدن- غلتیدن است.
ترکه- شاخه باریک و راست را گویند.
تشر- اوقات تلخی و غضب را گویند(تشرزدن)
تق و لق- چیز یا اشیایی را گویندکه درست برپا نایستد و لغزان و غیرمحکم باشد.
تفاله- باقی مانده میوه و سبزی فشرده شده راگویند که شیره اش را گرفته باشند.
تک- به معنی شدت است گویند تک سرما یا گرما شکست.
تک- به معنی تنهاست می گویند فلانی تک ماند.
تک و پوز- به معنی دک و پوز است که سر و صورت باشد در محل دشنام و تحقیر گویند.
تک و توک- عده کمی از اشیاء یا اشخاص را گویند که از هم جدا و سوا افتاده باشند.
تلان- یعنی با ناز و با افاده چنان که گویند فلانی پس از غلبه بر حریف تلان از میدان برگشت.
تلو تلو خوردن- راه رفتن در حال گیجی ومستی را گویند.
تلکه تسمه- به معنی خرده ریز است گویند با این تلکه تسمه ها نمی توان یک عمارت ساخت.
تنگ و تا- آبرومندی و حفظ ظاهر است گویند فلان پهلوان با آنکه ترسیده بود خود را ازتنگ
وتا نینداخت.
تو- به معنی در(ظرفیت) است گویندتو بازار یعنی در بازار.
توش- قدرت و قابلیت و نفوذ است گویند فلانی توش بر می دارد فلان کار را بکند یعنی از
دستش ساخته است.
توپ زدن- به معنی تشرزدن است.
توپیدن- توپ زدن است.
تیپا (ته پا یا تک پا)- لگدی است که با تک پا دهند.
تیرکردن- تحریک کردن است.
تیله- گلوله یا گردو یا سنگی است که اطفال باآن بازی کنند.
توغولی(دوقولی)- به معنی گرد و چاق است.
ج
جانخانی- کیسه بسیار بزرگی است از پارچه خشن(گونی)که قریب یکبار الاغ ظرفیت دارد.
جخت (جهد)- عطسه دوم را گویند درمقابل ((صبر)) که عطسه اول باشد می گویند صبر آمده
بود ولی بعد جخد شد.
جر- یعنی لج است یعنی غضب و اوقات تلخی, گویند فلانی از بس بیهوده اصرار کرد جرم
انداخت (یا جرم گرفت)
جرانداختن- باعث جرشدن است.
جردادن- (- زدن)- پاره کردن چیزی است مانند کاغذ و پارچه که درحین پاره شدن صدا
بکند.
جربزه- قابلیت و شایستگی اشخاص را گویند.
جرت و قوز- اشخاص سبک و بی ادب را گویند که به سر و وضع و لباس خود مغرور باشند.
جرق(جلق)- استمناء می باشد.
جرق زدن- استمناء کردن است.
جعلنقی (جولقی)- آدم بی سر و پا و بدسیما و بی اندام را گویند.
جغله- در مقام تحقیر آدم کوچک و ضعیف را گویند.
جغور و بغور- چیز و نوشته و تصویر درهم و برهم را گویند!
جفنگ- به معنی مزخرف است و بی معنی.
جلد- به معنی چست و چابک و تند است.
جل- به معنی فرش است.
جل و پلاس- فرش و اثاث البیت کهنه و خراب را گویند.
جلت- آدم بی عار و رند و قلندر را گویند.
جلنبر- آدم بی سر و پا و بدلباس را گویند و به معنی خود لباس کهنه و زشت هم هست.
جلز و ولز- صدای کباب شدن و سوختن چیزی را گویند مانند صدای دنبه که کباب شود و به
معنی اصرار و الحاح و التماس هم آمده است.
جمبوری یا جمبولی- آدم فضول و زبان باز را گویند که درهمه کار مداخله می کند.
جنگولک یا جنگورک- توطئه و کارهایی را گویند که اساسش بر نادرستی است گویند این چه
جنگولک بازی است راه انداخته ای!
جنجال- شلوغ و مرافعه و داد و بیداد را گویند و اشخاص تند را نیز گویند که مدام داد و فریاد
راه می اندازند مثلا گویند سید جنجال رسید و جنجال راه انداخت و یا جنجال بلند شد.
جنم- به معنی قابلیت و شخصیت است گویند فلانی جنم آن را ندارد که یک کشیده به فراش
حکومتی بزند.
جیر و ویر- صدای پرندگان است و همهمه اشخاص نازک صدا را نیز گویند.
جیغ- فریا د است.
جیغ کشیدن- فریاد کردن است.
جیم شدن- به معنی دک شدن یعنی آهسته از مجلس بیرون رفتن است.
ح
حالی کردن- فهماندن است.
حالی شدن- فهمیدن است.
حشل- به معنی خطر است گویند چرا پولت را در حشل می اندازی.
خ
خپله- آدم یا چیز کلفت وکوتاه را گویند.
خرت و پرت- چیزهای مختلف و کم بها را گویند.
خر- به معنی گلو است.
خرفت (خرف- خریف؟)- آدم بی ذهن و کند فهم وکم هوش را گویند.
خل- به معنی دیوانه و چل است.
خنگ- به معنی همان خرفت است و اغلب باهم استعمال می شوند.
خیت کردن(- شدن)- کسی را در مباحثه و مجادله مغلوب نمودن و از میدان درکردن است.
خیت و پیت کردن(- شدن)- به همان معنی خیت کردن است.
خیکی درآوردن- درکارها واماندن است گویند فلان کشتی گیر خیکی درآورد.
د
داداش- به معنی برادر است.
داش- مخفف داداش.
داغون شدن- پریشان و متشتت شدن است.
دبش- به معنی گس است مانند مزه پوست انار.
دبه درآوردن- در معامله و غیره بیش از آنچه قرار بوده تقاضا نمودن است.
دبنگوز- به معنی الدنگ و پفیوز است.
ددر- به معنی کوچه است.
ددری- شخص هرزه و بدعمل را گویند.
دده- کنیز سیاه را گویند.
دک شدن- به معنی جیم شدن است یعنی آهسته از جایی بیرون رفتن.
دک کردن- کسی را به بهانه ای از مجلس بیرون نمودن است.
دک و پوز- به معنی سر و صورت زشت است و تک و پوز هم می گویند.
دکل- آدم سست و بلند قد را گویند.
دکیسه- از ادات تمسخر و تعجب است.
دگنک- چماق کلفت است.
دله- آدم شکمخوار را گویند که از خوردن هیچ چیز مضایقه ندارد, و شخصی پست طینت و گدا
طبیعت را نیز گویند.
دمر- به معنی پشت به هوا خوابیدن است چنان که گویند فلانی دمر خوابیده بود.
دمغ- به معنی سرخورده و احمق و از خودراضی است.
دنج- جای راحت و بی سرخر را گویند (گوشه دنج).
دنگ و فنگ- به معنی سر و صدا و اوضاع و ترتیبات است.
دول دادن- امروز و فردا کردن و به وعد و وعید تاخیر انداختن امری را گویند.
دیلاق- آدم بلندقد بی قابلیت را گویند.
ر
راستا حسینی- حرف ساده و صادق و بی ریا را گویند.
رضا قورتکی- الله بختکی است که به معنی اتفاقی باشد.
ریغماستی- به معنی کوچک و خرد و ضعیف و علیل است مانند بعضی بچه های گربه پس از
تولد.
ریغو- تقریبا به همان معنی ریغماستی است.
ز
زبر و زرنگ- آدم چابک و دانا را گویند.
زپرتی- به معنی بی قدذتی و بی زوری است.
زرت- به معنی رمق و تونایی است گویند زرت فلانی قمصور شد یعنی به کلی مغلوب و منکور
گردید.
زرمدی- از ادوات استهزاء و تمسخر است گویند زرمدی قرمه سبزی.
زغنبود- به معنی کوفت و آکله است و درمورد دشنام استعمال شود.
زل زل نگاه کردن- بدون به هم زدن چشم خیرن نگاه کردن است.
زلم زیمبو- به معنی شل و ول و خرت و پرت است.
زوکشیدن- اصطلاحی است دربازی الک و دولک (اصفهانی: پل و جفته) که طرف مغلوب باید
فلان مقدار معین بدون تبدیل نفس زوگویان بدود.
زه زدن- از زیر بار دررفتن و شانه خالی کردن و از عهده کاری برنیامدن است.
زه کشیدن- حالت عصبانی شدن جراحات را گویند.
زهم (بوی-)- بویی است مانند بوی تخمه و ماهی گندیده.
س
سدرمه- چیزی را گویند که مانند چرمی که درآب انداخته باشند سخت باشد.
سر و مر- به معنی چاق و فربه است گویند سر و مر و گنده.
سرتق- به معنی لجوج و مصر است.
سفت- ضد شل است, چیز سخت را گویند.
سقرمه- به همان معنی سدرمه است.
سقلمه- ضربی است که با مشت بسته زنند درحالتی که سرانگشت شست از میان دو انگشت
سبابه و وسطی بیرون آمده باشد.
سک – چوب تیز را گویند و مخصوصا چوبی که چهار پایان را بدان رانند.
سک زدن- با سک راندن است و به معنی تحریک کردن و اصرار نمودن هم هست.
سکندری- زمین خورنی را گویند که از گیر کردن تک پا به معانی باشد و انسان با زانو به زمین
افتد.
سلانه- به معنی خرامان و تلان است عموما گویند که سلانه سلانه به تکرار کلمه.
سلف دان- ظرفی را گویند که درآن آب دهن اندازند.
سمبل کردن- سر به هم آوردن کاری را گویند که درآن دقت و مواظبتی نشده باشد.
سوت کردن- چیزی را از پایین روی بام انداختن است.
سوگور و ملنگ- حالت سگها را گویند که درحال تحریک به جنبش آیند و اشاره به حالتی
است که به انسان دست دهد درصورتی که چیز مطلوب را به چشم ببیند ولی دستش از آن کوتاه
باشد.
سولدونی- به معنی هولدونی است که جای کثیف و تاریک باشد.
ش
شپلاقی کردن- به معنی کتک زدن, سخت است.
شتل یا شتیلی- پولی است که در قمارخانه شخصی که برده به عنوان انعام می دهد.
شر و ور- حرفهای مزخرف و بی سر و پا راگویند.
شق و رق- چیز سخت را گویند مانند بعضی کاغذهای آهاردار.
شل- برخلاف سفت و محکم است.
شل و ول- چیز شل و ازهم دررفته را گویند و درحق اشخاص بی نظم و ترتیب هم استعمال می
کنند.
شلتاق- به معنی تعدی و چپاول است.
شلخته- زن هرزه رو و بی سامان را گویند.
شلم شوربا- به معنی شل و ول است.
شلنگ- قدم بلند را گویند.
شلنگ و تخته- به معنی جست و خیز است.
شلوغ- به معنی هنگامه و درهم و برهمی است.
شیرجه(شیرجست؟)- فرورفتن در آب را گویند درصورتی که اول سر و کله داخل آب شود.
شیشکی- صدایی است که درمقام تمسخر و تحقیر از دهن درآورند مصدرش شیشکی بستن
است.
شیله و پیله- ریا و نادرستی را گویند.
ط
طاس- بی مویی کامل سر را گویند.
طپاندن- به معنی چپاندن است که به زور چیزی زا در جای تنگی جادادن باشد.
ع
عرقه- آدم قلندر و رند و پاچه ورمالیده را گویند.
علم شنگه- به معنی شلوغی و همهمه و داد و بیداد است.
غ
اغلب کلمات ذیل ممکن است با قاف نیز نوشته شود.
غال- کسی را به وعده خلاف درابتلا انداختن است.
غراب(قرط و-)-آدم از خودراضی و مغرور را گویند که خود را بخواهد توانا و پهلوان قلم
بدهد.
غربیله (قرو -)- قر و ادا و اطوار و ناز.
غنج- طپش قلب را گویند که از فرط میل به چیزی حاصل گردد گویند دلم برای یک قاچ خربزه
گرگاب اصفهان غنج می زند.
غیه- فریاد و هلهله را گویند.
ف
فر(قر و فر)- به معنی غنج و دلال و نوی و تازگی است.
فر دادن- به معنی مجعد ساختن زلف است.
فزرتی- مانند ریغماسی به معنی آدم بی قابلیت و بی عرضه و بی قوه است.
فکسنی- آدم بی سر وپا و بی صورت و سامان را گویند و درمورد اشیاء نیز استعمال می شود.
فیس- به معنی افاده و غرور است.
فیس کردن- مغرور بودن است.
فیسو- آدمی را گویند که فیس بکند.
ق
(اغلب کلمات ذیل را با غین هم می توان نوشت)
قاپیدن- به طور ناگهانی و چابکی چیزی را از جایی برداشتن و یا از دست کسی گرفتن است.
قاچ- قطعه خربزه و هندوانه و میوه های شبیه به آن را گویند.
قاشوقی- پس گردنی را گویند که با کف دست بزنند درصورتی که دست مانند شکم قاشوقی
جمع شده باشد.
قاطی- داخل هم کردن و به هم زدن است.
قایم- به معنی سخت است.
قایم شدن (غایب؟)- به معنی مخفی شدن است و((قایم شدنک)) اسم بازیی است.
قر- به معنی حرکت است که رقاصان به بدن خود می دهند.
قر و فر- در مورد فر مذکور آمد.
قر و غربیله- رجوع شود به غربیله.
قر زدن- کسی را به وعد و وعید از جایی بیرون بردن است به قصد استفاده از او.
قرت- آدم ازخود راضی را گویند که به شکل و لباس خود ببالد.
قرتی- به همان معنی قرت است.
قرچی برچی- غضروف را گویند.
قرومپوف- به معنی دیوث و احمق است.
قرمساق- به معنی قرومپوف است.
قرم دنگ- به معنی قرومپوف است.
قرشمال- آدم بی معنی و پرناز و افاده است.
قد- آدم متکبر و مغرور را گویند.
قسنجه- مالش دل را گویند که از فرط میل و هوس به چیزی حاصل گردد.
قشقره- هیاهو و غلغله را گویند.
قل خوردن- غلتیدن است.
قلپ- جرعه آب است.
قلچماق- پهلوان است.
قلدر- آدم قلچماق و گردن کلفت را گویند.
قلفتی- خرابی و بیهودگی در عمل است.
قلقلک - به معنی خارش دادن است به طوری که خنده حاصل شود.
قلمبه- چیز برآمده و حرف و کلمات غریب و عجیب را گویند.
قماٌنینه- افاده و فیس و عجب و تکبر است.
قنبرک- به معنی چنبرک است که گرد نشستن باشد.
قمصور- خراب و ویران را گویند (زرت فلان قمصور شد یعنی به کلی از پا درآمد).
قورت دادن- بلعیدن است.
قورت انداختن- خودستایی نمودن است.
قوقوسی- قسمتی از انار را گویند که به واسطه پرده ای از اقسام دیگر جدا باشد.
قوله (قرض و-)- به همان معنی قرض است.
قیپ- به معنی پر است, قوطی از سیگار قیپ است.
ک
کاس کردن- کسی را از زور اصرار کردن و حرف زدن خسته نمودن است.
کپ آمدن- حال مرغ است در موقعی که می خواهد بچه بگذارد.
کپه- به معنی توده است.
کپه گذاشتن- یعنی خوابیدن است و عموما در مورد دشنام و اوقات تلخی استعمال می شود
چنانکه می گویند بروو کپه مرگ بگذار.
کپیدن- کپه گذاشتن است.
کپره(کوره)- چرکی است که روی اشیاء می بندد.
کتره ای (مخفف کلپتره ای)- به معنی بیخودی و بیهودگی سخن است.
کتک زدن- زدن است گویند فلانی را کتک سختی زدم و او کتک مفصلی خورد.
کره شدن- خواب رفتن و بی حس شدن اعضاء را گویند.
کش- به معنی مرتبه و دفعه است.
کشیده- سیلی و طپانچه است که بر صورت زنند.
کلافه شدن- حالت گیجی و خفگی است که از حرارت حاصل شود.
کلپتره ای- به همان معنی کتره ای است.
کلک زدن- حقه زدن و هرزگی کردن است.
کلکی- آدم هرزه گرد را گویند.
کل قاشوقی- به معنی قاشوقی سخت است.
کله- چیز بی دم و بی دسته را گویند.
کند و کو- به معنی سعی و تکاپو است.
کنس- به معنی خسیس است.
کوتوله- به معنی کوتاه است.
کول- به معنی پشت است.
کولی- برکول و پشت آدم سوارشدن را گویند.
کوم کردن- در یکجا بی صدا و ندا نشستن.
کیپ- به معنی قیپ است.
کیس- به معنی تا و چین است.
گ
گاگول- آدم احمق و گیج را گویند.
گر- سرکچل و بی مو را گویند.
گس- مزه ای است شبیه به مزه پوست انار.
گندلی- به معنی گرد است.
گود- عمیق است.
گه زدن- از میدان دررفتن است.
ل
لات- شخص تهیدست و بی چیز و بی نوا باشد.
لات و لوت- به معنی لات است گویند فلانی لات و لوت و آسمان جل است.
لاس- معاشقه است.
لاس زدن- معاشقه کردن است.
لاسی- کسی را گویند که از عشقبازی خوشش آید.
لاسیدن- لاس زدن است.
لاش گذاشتن- اغراق نمودن است.
لب و لباب- چاق و فربه و دلپذیر است.
لبو- چغندر است.
لپ- گونه است.
لت زدن- خدشه به کسی وارد آوردن است.
لج کردن- لجاجت نمودن است.
لجباز- لجوج است.
لخت(-و پکر)- برخلاف چست و چابک است.
لخم- گوشت بی پوست و بی استخوان را گویند.
لش(-و لوش)- آدم بی غیرت و بی عار را گویند.
لفت و لیس- کم کم از جایی چیزی به دست آوردن.
لق(تق و-)- به معنی لغزان و بی پایه و سست است.
لک لک کردن- کاری را آهسته آهسته ادامه دادن است.
لکنته- به معنی خراب و ضایع و معیوب است.
لم دادن- درجایی به راحتی تکیه دادن و افتادن است.
لنگ- پا و قدم را گویند.
لنگ کردن- با فتح لام به معنی منزل کردن و توقف است در مسافرت و با کسر لام به معنی
زمین انداختن است.
لنگه- به معنی همتاست.
لوچه- لبان و پوز را گویند.
لو دادن- مشت کسی را بازکردن است.
لوده- آدم الواط و خوشمزه را گویند.
لوس- آدم بی معنی و ازخود راضی را گویند.
لول بودن- مست و گیج بودن است.
لول زدن- لولیدن است.
لولیدن- جنبیدن و غلتیدن است.
له کردن-خردکردن است.
لیز خوردن- سر خوردن و لغزیدن است.
م
ماچ- بوسه است.
ماسوندن- بنای کاری را محکم نمودن است.
مالیده- اصطلاحی است در بازی که می رساند بازی باید مکرر شود.
متلک- حرفهای خوشمزه و نیشدار را گویند.
محل- اعتناست گویند به فلانی محل سگ نگذاشتم.
مشتی(مشهدی)- آدم خراج و دست و دلباز و خوش سر و وضع را گویند.
مفنگی- آدم مدمغ و بی قوت را گویند.
ملنگ- سرخوش و تردماغ است.
من من کردن- به طور نارضایی و ترس آهسته سخن راندن است.
ملس- مزه ای است بین ترشی و شیرینی.
ملندوغ- به معنی دوغ است که آدم لوده و جلت باشد.
مدخل زدن- تخمین نمودن است.
موس موس کردن- تملق گفتن است برای به دست آوردن خاطر کسی .
مول- فاسق و رفیق زن شوهردار را گویند.
ن
ناتو- به معنی غدر و خیانت است.
نارو- به معنی ناتو است.
ناقلا- آدم خدعه گر و باهوش را گویند.
ناحق- آدم دم بریده و ناقلا است.
نشگون- با دوانگشت بدن کسی را فشردن است.
نشین- نشیمنگاه است.
ننر- به معنی لوس است.
نه نه- مادر است.
نوا- تقلید است.
نیزه زدن- از کسی به گدایی و تردستی چیزی گرفتن است.
نیزه باز- گدای تردست را گویند.
و
وا رفتن- متلاشی شدن و ازهم دررفتن است.
والزاریات- به معنی آشوب و شیون است.
وازدن- ردکردن است.
ور- به معنی سو و طرف است.
وراجی- پرگویی است.
وراجی کردن- پرگویی و زیاد حرف زدن است.
ورپریدن- به معنی مردن و درگذشتن است و درموقع نفرین استعمال شود.
ورچلوزیدن- جوشیدن و نفخ کردن است مانند خاکی که سرکه بر آن ریزند.
وررفتن- مشغول بودن و بازی کردن با چیزی است بدون آنکه نتیجه مطلوب حاصل گردد.گویند
فلانی آنقدر به ساعت ور رفت که خرابش کرد.
ورزدن- وراجی کردن است.
ورقلنبیدن- بالا آمدن و نفخ کردن است.
ور کشیدن- بالا کشیدن و درآویختن است.
ولرم- نیم گرم است.
ول کردن- رها کردن است.
ول گفتن- مزخرف گفتن باشد.
ولنگار- مزخرف گو است.
ولنگاری کردن- مزخرف گفتن است.
ولو- پاشیده و متلاشی باشد.
وول وول کردن- جنبیدن و غلتیدن بی صداست.
ویار- رغبت مفرط زنان آبستن است به چیزی.
ویر- رغبت مفرط و موقتی است.
ه
هاج و واج- حیران ومتعجب .
هوار- فریاد استمداد و سنگ و خاکی که از خرابی حاصل گردد.
هول دادن- غفلتا کسی یا چیزی را به جلو راندن است.
هولکی- با دستپاچگی و اضطراب.
هول زدن- عجله کردن است.
هو- دفعه و بار و مرتبه است گویند یک هو یعنی غفلتا.
هوزدن- با دست به روی دهن زدن و فریاد کشیدن است در موقع شادی و استهزاء.
هتک- نشیمنگاه است.
ی
یکه خوردن- از تعجب جنبیدن است.
یللی- از ادات بی اعتنایی و سرخوشی است.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

یک شعر از شاعر معاصر نورآبادی سعید چوبینه

یکشنبه 29 شهریور 1388   12:26 ب.ظ


نوع مطلب : عمومی ،

اینم شعری از یکی از شعرای عزیز شهرنورآباد آقای سعید چوبینه

گلنام

مث سایه ی دم افتو تو خیالت بامه
Mese sayey dame afto to khyalt bame

همچو سایه ام زیر آفتاب خیال تو هر لحظه با من است

من سایه د نیام ایسو که گل هیبامه
Mene saya da neyam iso ke gol hibame

به سایه پناه نخواهم برد چرا که معشوق کنار من ایستاده است

تش توسون خدا تش بزنه دنیا نه
Tashe tosun khoda tash bezane donya na

اگر آفتاب سوزان تابستان دنیا را به آتش بکشد

مو هم اوچو که بیا سایت ودینم جامه
Mo ham ucho ke beya sayat vadinom jame

من هر کجا که سایه ی معشوق همراه من باشد خواهم بود

بسکه ای کره شکالم من مال ایگرده
Baske I kare shekalom mene mal igarde

از بس معشوق همانند بچه آهوی من در آبادی خودنمایی می کند

ایطرف اوطرف آبادی همش پر دامه
I taraf u taraf abaee hamash per dame

در اطراف و هر گوشه ی آبادی حسودان دامی برای معشوق من ساخته اند

ایخن انگا که بلوهن گل نو کفتمه هی
Ikhon enga ke beluhen gole no koftama hy

انگار که می خواهند گل نو شکفته ی مرا پزمرده کنند های

مو تفنگ چین گلم خین همتون زر پامه
Mo tofang chine golom khin hamatun zer pame

من نگهبان معشوقم هستم و خون تمام بد خواهانش را خواهم ریخت

اگر هفتاد و دو ملت جری وابو وابو
Aga hafta vo do mellat jari vaboo vabo

اگر هفتاد و دو ملت جهان با هم درگیر شوند خیالی نیست

مردم آخو تا نمیرم پی گل ویسامه
Mardom akho ta namirom peye gol veysame

مردم آخر تا جان را در راه معشوقم نسپارم آرام نخواهم گرفت

دونی ار مردم وری قبرم چه باید ورکنن
Duni ar mordom vari ghabrom che bayad var kanen

میدانی اگر جان دادم روی قبرم چه باید بنویسند

نومشه نونم ولی دونم که گل گلنامه
Numesha no nom vali dunom ke gol golname

نامش را نمی دانم ولی همین قدر می دانم که معشوقم نام نیکی چون گل دارد

گفتنه نحس گلم پی قدمش ناشاده
Goftene nahse golom pey gha amesh na shaye 

ید خواهان گفته اند که معشوفم نحس و بد یوم است وفدمش نا مبارک هست

یو متیل پیر زنی بیده که خوش ناکامه
Yo matil pira zani bide ke khosh nakame

این سخنان پیر زنی حسودی بوده که خودش در زندگی اش ناکام مانده

مو ندارم تور و تیشه ی مجنونه ولی
Mo nadarom tavar va tisheye majnuna vali

من همچون مجنون تبر و تیشه ای ندارم ولی

پوسپری هه که بیای وی پس د دم دیواره
Pusperi he ke beyey vey pas da dam divare

تفنگ سرپری دارم که اگر مال من شوی برای همیشه به دیوار آویزانش می کنم

من فکرت د نه خو مونده نه او ایتر
سم
Mene fekret da na kho monde na ov itarsom
از زیادی در فکر تو بودن آب و خوابی برای من نمانده است می ترسم

نکنه بیا و خوم بگو خیا لت خامه
Nakone bia va khum bego kheyalet khame

نیاید آنوقت که به خواب من بیایی و بگویی خیالات تو خام و بیهوده است


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

♥ 31 راز عاشقی برای 31 روز ماه

شنبه 28 شهریور 1388   07:36 ق.ظ


نوع مطلب : عمومی ،پزشکی ،

1-راز عشق در تواضع است . این صفت به هیج
وجه نشانه تظاهر نیست . بلکه نشان دهند?
احساس و تفکری قوی است . میان دونفری که
یکدیگر را دوست دارند،تواضع مانند جویبارآرامی
است که چشم? محبت آنها را تازه و باطراوت
نگه می دارد.
-2 راز عشق در احترام متقابل است .
احساسات متغییرند ، اما احترام دو طرف ثابت
می ماند .اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو
متفاوت است ، با احترام به نظریاتش گوش کن.
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.
-3 راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیریم .
عشقی که آزادانه هدیه نشود ،
اسارت است .
-4 راز عشق در این است که هر روز کاری
کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کند ،
کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،
تحسین ، لبخندی ار روی محبت . نگذار که
جویبار محبت تان از کمی باران ، بخشکد.
-5 راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک
باغ ، با محبت تزئین کنید . بذر علاقه ها و عقیده های
تازه بکار که بزیبایی بروید . ضمنا” فرامش نکن که
باغ را باید هرس کرد ، مبادا غنچه های گل پوشیده از
علف های هرز? عادتهاشود . برای آن که عشق
همواره با طراوت بماند ، باید به آن مثل هنر ، خلاقانه
نگاه کرد .
-6 راز عشق در خوش مشربی است . شوخی با
دیگران را فراموش نکن ، در ضمن مراقب
شوخی ها هم باش . شوخی ناپسند نکن .
شوخی باید از روی حسن نیت باشد نه نیشدار .
-7 راز عشق در این است که
حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را
از یاد نبری . آیا یک رابط? دراز مدت
، مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر
نیست ؟
-8 راز عشق در این است که مانع بروز
هیجانات منفی در وجودت شوی ، و صبر کن تا
خونسردی را دوباره به دست آوری . با این که
احساس ، جلو? الهام است ، اما شخص عصبانی
نمی تواند چیزها را با وضوح درک کند . قلبت را
آرام کن . تنها به این وسیله می توانی چیزها را
همان طور که هستند ، دریابی.
-9 راز عشق در این است که طرف مقابلت را
تحسین کنی . هرگز بافرض این که خودش این
چیزها را می داند ، از تحسین کردن غافل مشو .
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص
نیت بگویی : دوستت دارم . گرچه احساسات
بشری به قدمت نسل بشر است ، اما کلمات
همواره تازه و جوان خواهند ماند .
-10 راز عشق در این است
که در سکوت دست یکدیگر را
بگیرید . کم کم یاد می گیرید
که بدون کلام رابطه برقرار کنید.
-11 راز عشق در این است
که به عشق ، بیش از یکدیگر
احترام بگذارید ، زیرا عشق
هدی? ازلی خداوند است .
-12 راز عشق در توج ه کردن به لحن صداست .
برای تقویت گیرایی صدا ، باید آن را از قلب
بیرون بیاوری ، سپس رهایش کنی تا بلند شود
و به سمت پیشانی برود . تارهای صوتی راآرام و
رها نگه دار . اگر احساسات قلبی ات را به وسیل?
صدا بیان کنی ، آن صدا باعث ایجاد شادی در
دیگری خواهد شد .
-13 راز عشق در این است که بیشتر با
نگاه حرف بزنی ، زیرا چشم ها پنجره های روح
هستند . اگر هنگام صحبت از نگاه استفاده
کنی ، مثل آن است که پنجره ها را با پرده
های زیبا بیارایی و به خانه گرما و جذابیت
ببخشی.
-14 راز عشق در این است که از یکدیگر
انتظارات بیجا نداشته باشید ، زیرا نقص
همواره جزء لاینفک بشر است . ذهنت را بر
ارزشهایی متمرکز کن، که شما را به یکدیگر
نزدیک تر می کند ، نه مسائلی که بین
شما فاصله می اندازد.
-15 راز عشق در این است که حس
تملک را از خود دور کنی . در حقیقت هیچ
کس نمی تواند مال کسی شود . شریک
زندگی ات را با طناب نیاز نبند . گیاه
هنگامی رشد می کند که آزادانه از هوا و نور
آفتاب استفاده کند .
-16 راز عشق در این است که شریک زندگی ات را
در چارچوبی که خودت می پسندی حبس نکنی .
عیبجویی باعث تباهی می شود . همه چیز را همان
طور که هست بپذیر ، تا هردو شاد باشید . قانون طلایی
این است : نقاط قوت را تقویت کن ، و ضعف ها را
نه تقویت کن ، نه تقبیح . هرگز سعی نکن باسوزاندن
، جلوی خونریزی زخم را بگیری .
-17 راز عشق در این است که هنگام
سوءتفاهم، فقط به این فکر نکنی که طرف
مقابل چه طور ناراحت کرده است . در عوض
به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز
سوءتفاهمی مثل آن جلوگیری کند .
-18 راز عشق در این است که هیچ
کدام خود را معلم دیگری ندانید . به
عبارت دیگر از این که می توان ید از
یکدیگر یاد بگیرید . سپاسگزار باشید.
-19 راز عشق در این است که وقتی
پیشنهادی به نظرت می رسد ، به نیاز خودت
برای بیان آن فکر نکنی ، بلکه به علاق?
دیگری به شنیدن آن فکر کنی . اگر لازم بود ،
حتی ماه ها صبر کن تا آمادگی شنیدن آنچه را
میخواهی بگویی پیدا کند .
-20 راز عشق در این است که
باور ها ، آرمان ها و اهداف تان
را بایکدیگر در میان بگذارید.
-21 راز عشق در آرامش است ، زیرا آرامش
باعث تکامل عشق می شود . عشق ، هوای
نفس و احساسات شدید نیست . عشق انسان
ها نسبت به یکدیگر بازتابی از عشق ازلی
است و خداوند آرامش کامل است .
-22 راز عشق دراین است که دروجود یکدیگر
عاشق خداباشید،تا همواره علی رغم هم?
اشتباهات،تشن? رسیدن به کمال باشید ، چرا که
بشر همواره علی رغم موانع فراوان ، سعی می
کند به سمت آرمان های جاودانه حرکت کند .
-23 راز عشق در این است که محبت تان را
بسط ده ید تا تبدیل به عشق واقعی میان دو
انسان شود . سپس آن عشقی را که دست
پرورد? پروردگار است بسط دهید ، تا بشریت و کل
مخاوقات را در برگیرد .
-24 راز عشق در این است که به دیگری لذت
ببخشی ولی عشق را برای لذت نخواهی . زیرا عشق
حقیقی هوی و هوس نیست .هرچه نفس قوی تر باشد
، تقاضاهایش بیشتر می شود و هر چه تقاضاهای
نفس قوی تر باشد ، خودپرستی را در تو بیشتر ، بیشتر
تقویت می کنند و عشق چهر? واقعی خود را در
ملایمت و مهربانی آشکار می کند ، نه در لذت
جویی.
-25 راز عشق در مراعات حال
دیگری است . هر قدر ملاحظ?
حال دیگران را می کنی ،
کسی را که دوست داری بیشتر
ملاحظه کن .
-26 راز عشق در آن است که
جاذبه های خود را با دیگری قسمت
کنی ، جاذبه نیروی لطیف و نافذ است
که از دیگری دریافت می کنی .
این نیرو تنها با بخشش رشد می کند.
-27 راز عشق در ایجاد تنوع در
زندگی است . نگذار که روزمرگی ه ا
مثل سیم های کوک نشد? ساز نغمه
زندگی عاشقانه تان را به نوایی غم
انگیز تبدیل کند .
-28 راز عشق در این است که در هر فرصتی
کنار یکدیگر آرام بگیرید ، باهم تنها باشید ، و
افکارتان را بایکدیگر درمیان بگذارید . لازم
نیست برای سرگرم شدن حتما ” از محرکات
خارجی است فاده کنید . قرار بگذارید که بیشتر باهم
تنها باشید ، تا بتوانید خودتان باشید .
-29 راز عشق در این است که با زمانه کنار
بیایید . مایع عشق تان را طوری نگه دارید که
بتوانید گودال هایی را که زندگی پیش پای
تان می گذارد ، پر کنید .
-30 راز عشق در این است که
به مح بوب تان قدرت و آرامش
بدهید و از او قدرت و آرامش
دریافت کنید ، اما نه با اصرار .
-31 راز عشق دراستواری است . در فصول
مختلف زندگی ، عشق تان را مانند کوه
بلندی استوار ، مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر
و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید
که هم? ستارگان گسترد? زمان و فضا به دور
آن گردش کنند.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

قاتل غیرتی که بعد از قتل دختر خویش و شش افغان تبرعه شد!

سه شنبه 24 شهریور 1388   09:25 ق.ظ


نوع مطلب : عمومی ،

این داستان جنبه سرگرمی نداشته و حقیقت است.البته چون داستان سرایی من خوب نیست کوتاه و خبر وار ممکنه باشه.
حتماً بخونید حالا آفلاین هم شده بخونید و عبرت و درس بگیرید.این داستان توسط یک وکیل به من گفه شده و من هم نوشتم اما به دلایلی از ذکر نام خود داری می کنم.


یه دختر کازرونی و یه پسر افغان به شدت به هم علاقه داشتند. ولی پدر دختر آدمی بود که حت دختر واحمه داشت که موضوع را به پدر خویش بازگو کند. تاجایی این عشق پیش رفت که پسر جون خودشو کف دست گذاشت و برای خواستگاری اومد پدر عروس گفت برای من مهم نیست که شما ایرانی نیستید ولی چند شرط هست که باید رعایت بشه اولین شرط آیا شما مسلمان هستید؟
-بله
-خوب چون من به واجبات دین خیلی اهمیت میدم و از اونایی نیستم که بذاره دخترش به خونه نا مسلمون بره خو ب دومین سوال و شرط مقیم ایران هستی؟
-بله من ایران به دنیا اومدم شناسنامه ایرانی هم دارم.
-خوب لابد سربازی هم رفتی؟
-قراره ماه دیگه اعزام بشم.
-خونه دارین؟
-نه
-ماشین؟
-نه
-کار؟
-کار که رو زمین خدا زیاده؟
-پس کار هم نداری خوب ببینم شاید پدر و مادر هم نداری که تنها اومدی خواستگاری!
    پسر با قیز خونه رو ترک میکنه و میره . یه روز که پدره بیدار میشه میبینه دخترش صبح اول وقت از خونه رفته تا عصر هم نیومد دیگه مجبور شد دست به کار شد و دنبال دخترش گشت . تا این که فهمید که دخترش حامله شده و بعد با افغانیه رفته. مرده هم فقط یه تلفن از اونا داشت . چند روز حرچی تماس گرفت خاموش بود بعد از یک هفته موفق شد با اونا تلفنی حرف بزنه:
- الو سلام
-سلام بابا
- خوبی دخترم؟
...
-گوشیه بده به ... .
- الو سلام .
-سلام پسرم خوبی ؟
-ممنون.
-ببین پسرم التماست میکنم حالا که دیگه کار از کار گذشته بیا تا یه عقد و یه جشن کوچیک بگییم تا منم بونم سرمو بالا بگیرم آخه به حمسایه ها گفتم دخترم رفته خونه خالش سمیرم نذار بی آبرو بشم
- راستش من حرفی ندارم من فکر میردم...
- پس میاین دیگه نه؟
-فردا دوتایی میایم
- نه نه نگا اول زنتو بفرست بع با چندتا از فامیلا بیاین که آبروی من پیرمرد حفظ بشه.
-خیلی خوب.
-پس تا فردا خدا حافظ.
-خدا حافظ
    حال آن که همه اهل ده قضیه رو فهمیده بودند و این شوهر و زن هم گه هی بهم میگن هنوز عقد نکردند پدره به بچه برادرش میگه برو کنار باغ تو فان جا یه کلاش قایم کردم برام بیارش . فردا صبح دخترش میاد و قضیه رو می فهمه پدره او نو میندازه تو انباری (انباری خیلی از خونه فاصله داشته) میگه اگه صدات در اومد خودم  با همین کمربند تیکه تیکت میکنم دختره میگه آخه بابا اون شوهرمه اینجا خون مرد به جوش میاد و همونجا یه تیر تو مغزش خالی میکنه. میگزره و مهمونا میرسن و توری که از قبل مرده با پسر برادرش هماهنگ کرده بود تا مهمونا اومدن پسره درو از بیرون قفل میکنه که اگه اتفاقی اوفتاد و پیرمد کشته یا زخمی شد خونه رو آتیش بزنهاومدن تو و پسره درو بست پیر مرد کلاشو کشید و دو نفرشونو کشت که صدا اومد تا یه عدشون هم بیرونن داد میزنه درو باز میکنه میره که اون بیرونیا رو بکشه این دوتا تو خونه ای فرار میکنن تا اون بیرونی ها رو میکشه میبینه که اونا دور شدنپسرش که تیر انداز قابلی بوده تفنگ رو میگیره و یکیشونو از دور میزنه. پسر برادرش با چماق جلوی اونی که فرار رده بوده در میاد  و مونو نقش زمین میکنه و بعد پسر مرده با تفنگ اونم میکشه یرن راننده هارو بکشند اونا با لحجه  بویر احمدی (اینجا بود که یه دفعه خنده منو گرفت) دا میزنند که ایما ختیم مسافر چشیم مزه مزه بعد ( یه نی ما مسافر کش خطی هستیم)از کتک خوردناونا رو ول میکنن.
وکیله درست جریان دادگاه رو برام نگفت ولی هرچی بوده پیرمرد و پسرش و پسر برادرشو به قطل محکوم میکنند قتل دخترش ه با رضایت مادرش و اتفاقایی که اوفتاده بود حل میشه اما اون شش نفر پیر مرده گفته که من فکر میکردم اسلام خون اونارو حلال کرده . دومادو که درسته و اون به دیه تبدیل میشه اون پنج نفرم بعد ز سخنرانی که مثل هندیا داشتندو گفتن که قاتل اونا این مردمن که اونو عصبانی کرن و اون وضعیت روحی مناسبی نداره و کلی حرفای دیگه به دیه تبدیل میشه. بعد شروع به چونه زنی می کنند و دیه رو به پنجاه کاهش میدن که دیگه چطوریش رو من نمیدونم. بهد پیر مرده باغشو میفروشه دیه رو میده یه ماشین حالا من نمیدونم چی ولی شاسی بلند با کلاس می خره.تو محل هم ابروش از قبل بیشتر میشه و حتی به جون اون قسم می خورند.


نوشته شده توسط : فرشید احمدی

فریدون مشیری انیو برا دل خودم گذاشتم

سه شنبه 24 شهریور 1388   09:17 ق.ظ


نوع مطلب : عمومی ،

http://i35.tinypic.com/2w556qh.jpg

http://rs950.persiangig.com/image/zloty.jpg


بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

 باغ صد خاطره خندید

 عطر صد خاطره پیچید

 یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

 پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم

 ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

 تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

 آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

 خوشه ماه فرو ریخته در آب

 شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

 شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ

 یادم اید تو به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب ایینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

 باش فردا که دلت با دگران است

 تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

 با تو گفتم حذر از عشق ؟

 ندانم سفر از پیش تو ؟

 هرگز نتوانم

 روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

 تو به من سنگ زدی

من نه رمیدم

 نه گسستم

 بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

 تا به دام تو در افتم

همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

 سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم

 اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

 اشک در چشم تو لرزید

 ماه بر عشق تو خندید

 یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم

 پای دردامن اندوه کشیدم

 نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

 نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

 نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

http://www.iranmania.com/cards/cardimages/actual/paint12.jpg


نوشته شده توسط : فرشید احمدی